شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

سه‌شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۸

آتش پرستی یا اجرای سنت ایرانی؟


همانطور که میدانید چند سالی است که نظام جمهوری اسلامی در خصوص مراسم شب چهارشنبه سوری فتواهایی از سوی روحانیون عربی ارائه کرده است که بعضا زیاد جدی نبوده اند
تا اینکه در سایت آقای خامنه ای در خصوص مراسم شب چهارشنبه سوری سوالی مطرح شده بود که در آن عنوان شده بود که مراسم چهارشنبه سوری چه حکمی دارد؟!
آقای خامنه ای اینطور فتوا میدهد
مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و نوعی آتش پرستی است و لازم است از آن اجتناب گردد!
وقتی بنده این مسئله را خوانده ام غافلگیر نشدم چرا که میدانم آقای خامنه ای ذاتا و اصالتا ایرانی نیست ایشان اصلیت نجف دارند و عرب هستند میشه گفت حرفشون برای قوم خویش درست و صحیح است اما برای ما ایران بسیار گران است
خوب حال ما ایرانیان چه وظایفی داریم؟
من بارها عرض کردم بزرگترین سلاح یک ملت در مقابل یک دولت و نظام حاکم بر آن ملت نافرمانی های مدنی است و اولویت های بعدی عملیات مسلحانه چیزی که دقیقا سال 57 رخ داد که البته این مسئله دیگه پیش نمیاد چون سلاح دست مردم نیست و مجازات سنگینی دارد
ما باید مراسم چهارشنبه سوری را به نحوی برگزار کنیم که نیاکان ما برگزار کرده اند نه به این روش مدرن!
با بمب و ترقه و مواد منفجره کار به جایی نخواهیم برد
چه لزومی دارد دسته آتشی که برافروخته است درست وسط خیابان باشد؟
شما جوانانی که به دنبال آزادی هستید هیچ میدانید سلب آسایش یه جور گرفتن آزادی از دیگران است؟
پس سعی کنیم مراسمی که برگزار میکنیم بسیار آرام سنتی در عین حال نشاط آور باشد
برای اعتراض به دولت و نظام خیلی کارها میشود کرد اما اگر با روش سر و صدا و استفاده از مواد منفجره اعتراض کنیم نیروهای در خدمت نظام تحریک خواهند شد و برگ برنده دست آنها است و حکم دارند بر علیه متعرضین بشورانند
سعی کنیم توپ در زمین ما باشد نه در زمین حریف

چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸

اعتراض سبز و نارنجی

 


عکسهایی که مشاهده میفرمایید




 آقای موسوی حرکت سبز ایران و خانم یولیا تيموشنكو حرکت نارنجی اکراین میباشند


هدف ما روشن کردن یک مسئله است
این دو شخص انتخابات کشورشان را محکوم کرده اند و صندوق های رای را غیر قانونی اعلام کردند و حتی برخلاف عرف دیپلماتیک به پیروزمند انتخابات تبریک نگفته اند
هدف من این نیست که درست یا نادرست بودن انتخابات را بررسی کنم
مهم این است که چه جریاناتی از اینها حمایت میکند
در ایران سه کشور آمریکا بریتانیا و اسرائیل از حرکات موسوی بسیار راضی هستند
در اکراین آمریکا از خانم تیموشنکو حمایت میکند چیزی که دقیقا در ایران اتفاق افتاده است
جالب این است که روسیه از این دو افراد که در دو کشور هستند بسیار ناراضی است و تاکید دارد با مخالفین روش های مخملی گفتگو کند
و باید بدانیم که یکی از قدرت های بزرگ خاورمیانه که روسیه میباشد به شدت با انقلاب مخملی مخالف است
از آن بیم دارم که ایران هم دچار چنین بیماری شود و از جانب روسیه تحت فشار قرار گیریم

ملت ایران بیدار باشید که دشمنان ایران در کمین هستند هیچ کدام دوست ما نخواهند بود چه آمریکا چه روسیه چه بریتانیا چه اسرائیل

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

پنجاه و دو جنگ مهم ایران قسمت 30


جنگ پل ( جسر ) اولين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

از زمانى كه خسروپرويز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره كرد تا زمانى كه مسلمانان به صورت جدى امپراطورى ساسانى را تهديد كردند كمتر از 20 سال فاصله شد اما در اين مدت همه چيز تغيير كرده بود. شاهنشاهى ايران در اثر كشمكشهاى طولانى با روم تضعيف شده و تغيير مداوم پادشاهى و جامعه طبقاتى بى رحم هم مزيد علت شد تا بزرگترين دولت سياسى آن زمان آماده فروپاشى باشد. از آن طرف اعراب مسلمان علاوه بر تشكيل يك واحد متشكل نظامى با بهره گيرى از اتحاد اعراب بيابانگرد، با بهره گيرى از فرماندهى مناسب به سرعت در حال توسعه بودند. جنگ زنجير ابوبكر كه پس از پيامبر به خلافت رسيد در 12هجرى برابر با 633 ميلادى زمان را براى نبرد با ايران آماده ديد. وى مرد قدرتمند عرب «خالد بن وليد» را مأمور حمله كرد. خالد در حركت خود به سمت ايران ابتدا در جنوب براى بصره با قواى هرمز سردار ايرانى درگير شد و در نبردى تن به تن وى را كشت و اعراب نيز سپاه وى را از بين بردند. اعراب در درگيرى ديگرى بطور همزمان سپاه كمكى ايران به سردارى «قارن» را نيز در هم كوبيدند و جنگ سلاسل يا زنجير سبب اولين برترى اعراب مسلمان به قواى ايران شد. اعراب در «ولجا» نيز (نزديك مصب دجله و فرات) شكستى ديگر نصيب سپاه ايران كردند. جنگ اوليس اولين برخورد جدى در برابر سپاه خالد در «اوليس» درنزديكى فرات روى داد. سپاهيان عرب تحت فرمان ايران و سپاهيان ايران در اين نبرد به شدت در برابر نيروهاى خالد مقاومت كردند تا آنجا كه خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز كند و پس از پيروزى نيز با كشتن اسرا سعى كرد كه اين قسم خود را عملى كند و سر صدها اسير را بريد. خالد سپس پيشروى خود را به سوى فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزديكى بابل تقريباً جنوب بين النهرين را از دست ايران خارج كرد. اما سپس به دستور ابوبكر براى دخالت در نبرد اعراب و روم (چنانكه در جنگ بعدى توضيح داده خواهد شد) موقتاً جنگ با ايران را كنار گذاشت. قدرت گرفتن عمر ابوبكر كه مردى ملايم بود ابتدا سبب خوشحالى ايرانيان و روميها شد اما بعدها پس از بيمارى و روى كار آمدن عمر (كه مردى جنگجو بود) پى بردند كه زنده بودن ابوبكر براى آنها بهتر بوده است. در همين زمان يزدگردسوم آخرين پادشاه ساسانى براى پايان دادن به پيشروى اعراب رستم فرخزاد را مأمور سركوبى دشمنان ايران كرد. رستم كه سردارى بزرگ و پر قدرت بود سپاهى عظيم گردآورد و آن را به دو قسمت تقسيم كرد. بخشى از آن را به «نرسى» و بخشى از آن را به «جاپان» سپرد. عمر كه از عزم ايرانيان براى «مقابله» با خبر شده بود در مدينه بر منبر رفت و از مردم كمك خواست و ابوعبيده بن ثقفى را با لشكرى بزرگ به سمت ايران فرستاد. جنگ پل «مثنا» سردار عرب كه جانشين خالد شده بود پس از چند نبرد با ايرانيان به دليل قلت نيرو مجبور به عقب نشينى و منتظر نيروهاى اعزامى از مدينه شد. پس از رسيدن ابوعبيده سپاه عرب از فرات گذشته و به جنگ بهمن جادويه سردار ايرانى رفتند. در اين جنگ جادويه از سى فيل جنگى استفاده كرد و نبردى سخت درگرفت كه ابوعبيده در آن كشته شد و تنها پايدارى «مثنا» سبب شد تا لشكر عرب كاملاً از هم نپاشد. اعراب سراسيمه به اوليس عقب نشستند و بهمن به اشتباه از تعقيب آنها صرف نظر كرد.

پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۸

شادباش سال 2010




سال جدید میلادی را به هموطنان عزیز مسیحی شاد باش میگویم امیدوارم سالی باشد که به ارزش والا مقام ایرانی ها پی ببرند و سعی در آبادی کشورشان کنند

پنجشنبه، دی ۰۳، ۱۳۸۸

شبکه جرجیس


ملت اگر عرضه داشتند همون اوایل انقلاب اینارو بیرون میکردن
نه نشانه ای از حرکت ملی میبینم ازتون نه هدفتون مشخصه

یارو میگه ما میخواهیم اسلام برود بعد میره تو خیابان عربده میکشه الله اکبر
یارو میره میگه ما میخواهیم نمادها رو احیا کنیم بعد پرچم ایران رو بدون آرم میگیره دستش و تکون میده
یارو میگه من میخوام فرهنگ ایرانی رو احیا کنم به جای اینکه شب یلدا رو با شکوهتر برگزار کنه میره پشت سر جنازه یه آخوند میگه لاالااله الله!
یارو میگه ما میخواهیم محرم سبز راه بندازیم اما یادش رفته جوونای همسن شما زمان شاه هم محرم سیاه راه انداختن نتیجه اش شد چی؟جمهوری اسهالی!
یارو میگه........
آقایونی که از آقای موسوی حمایت میکنید رو چه حسابی حمایت میکنید؟
آیا زمان نخست وزیری ایشون بودید؟
کجا بودید که آقای نخست وزیر دستور مستقیم دادند که هر پسر جوانی که پیراهن کوتاه میپوشد با کاتر ارشادش کنید؟
کجا بودید که آقای نخست وزیر دستور داده بود هر دختر بی حجاب رو رنگ بپاشن تو صورتش؟
مدعیان حقوق بشر که زمانی میگفتن آقایان خاتمی رفسنجانی موسوی و غیره جنایت کارند؛الان چرا میگویند اینها منجی ایران هستند آدمای طرفدار دموکراسی و حقوق بشرند!
اگر حقیقت بود که جنایت کارند حمایت چرا اگر حقیقت نبود دروغ چرا؟
ما خودمان منافقیم!ولی شما سبزی فروش ها دیگه شورشو در آوردید!

دوشنبه، آذر ۲۳، ۱۳۸۸

بیراهه رفتن سبز ها

از روز اول سبزی ها و حامیان موسوی بیراهه رفته اند




حالا که عکس خمینی را پاره کرده اید ترسیده اید؟
ننگ بر شما
شما خواستار برچیدن نظام اسلامی هستید!اما میایید بیرون میگویید الله اکبر!
ننگ بر شما
شما تظاهرات میکنید با پرچم جمهوری اسلامی!
ننگ بر شما
انقلاب شما ملی و میهنی نیست؛یک انقلاب مخملی و بیگانه است هیچ هدفی نمیبینم از شماها
ما نفهمیدیم شماها مخالف نظام هستید یا مخالف دولت احمدی نژاد؟!

جمعه، آبان ۲۲، ۱۳۸۸

اطلاعیه


بنا به درخواست خودم یکی از همقطاران عزیز به نام شاهپور به بنده افتخار دادن در این وبلاگ مقاله چاپ کنند؛مایه خوشحالی من است شاهپور جان به وبلاگ من خوش آمدی
ما منتظر مقالات زیبای ایشان هستیم

پنجشنبه، آبان ۲۱، ۱۳۸۸

خبر:سربازاني كه هرگز به خانه بازنگشتند.


كشف بقاياي اجساد 2500 ساله سربازان ايراني در صحراي مصر , سربازاني كه هرگز به خانه بازنگشتند.

تابناك : در حالي كه شاهد پيشنهاد‌هاي تأسف باري مبني بر حذف تاريخ نياكانمان و سلسله‌هاي پادشاهي ايران زمين از كتاب‌هاي تاريخي هستيم، گروهي از پژوهشگران بين‌المللي، با يكي از بزرگترين كشفيات تاريخي خود، سند ديگري بر حقانيت تاريخي و واقعيت هژموني قدرت تمدن باستاني ايران بزرگ بر سرزمين‌هاي وسيعي از جهان قديم صحه گذاردند.

به گزارش خبرنگار «تابناك» و به نقل از سايت «ام.اس.ان.بي.سي»، در اين اكتشاف، در كنار بقاياي اجساد سربازان تنومند، حجم بزرگي از تجهيزات نظامي از جمله سلاح‌هاي برنزي، دستبند‌هاي نقره‌اي، گوشواره‌ها به همراه صدها استخوان در يك منطقه عظيم بياباني در منطقه صحرايي دور افتاده غرب مصر كشف شده كه بر پايه استنادات تاريخي، بقاياي سربازان ايراني كامبيز دوم، پادشاه هخامنشي ايران باستان ـ كه اعراب نام او را به كمبوجيه تغيير داده‌اند ـ است. اين سربازان در 525 سال پيش از ميلاد مسيح بر اثر گرفتار شدن در يك توفان شن، زنده در زير لايه‌هاي شن صحرا مدفون شده بودند.


در اين باره، «داريو دل بوفالو»، عضو تحقيقات دانشگاه «لچه» ايتاليا به كانل ديسكاوري آمريكا گفته است: نخستين نشانه براي اين موضوع را مي‌توان در يادداشت‌هاي تاريخدان يوناني آقاي هرودت ديد.

اين كشف، يكي از معماهاي تاريخي را كه توسط هرودوت مورخ يوناني گزارش شده حل كرده است. هرودوت ـ 484-425 پيش از ميلاد ـ در كتاب تاريخ خود آورده است، كامبيز، فرزند كوروش، پنجاه هزار سرباز را از منطقه «تبس» به «سيوا» فرستاد تا با طرفداران ـ بت‌پرست ـ معبد آمون در مصر كه يكي از ساتراپ‌ها يا استان‌هاي ايران به شمار مي‌رفت ـ كه سر به شورش برداشته بودند ـ مقابله كند.


اين سربازان پس از هفت روز راهپيمايي در بيابان به منطقه‌اي مي‌رسند كه هم‌اكنون با نام «الخرقه» شناخته مي‌شود و پس از آن بود كه سربازان ايراني ناپديد شدند و هيچ كس اثري از آنها نيافت.

هرودوت در تاريخ خود به باد‌هاي شديدي اشاره مي‌كند كه همزمان با حضور ايرانيان از سمت جنوب وزيدن گرفت و گردباد‌ها و توفان‌هاي شن عظيم حاصل از آن سربازان ايراني را در بر گرفت.

اين گزارش مي‌افزايد: داستان گم شدن ارتش كامبيز ـ كمبوجيه ـ در يادها ناپديد شد و هيچ ردپايي از سربازن ايراني به دست نيامد تا اغلب دانشگاهيان آن را داستاني خيالي بپندارند.


اما اكنون دو دانشمند باستان‌شناس ايتاليايي ادعا مي‌كنند كه شواهد برجسته‌اي يافته‌اند كه ارتش ايران در توفان شن‌ها دفن شده است. دو برادر ايتاليايي به نام‌‌ها «آنجلو» و «الفردو» كستيگليوني كه به خاطر كشف مشهور خود در بيست سال پيش در شهر تاريخي مصر، «شهر طلا»، معروفيت جهاني پيدا كرده بودند، ادعاي جديدي را مطرح كرده‌اند.

فيلم باستان‌شناسي كه در فستيوال «روورتو» نشان داده شده، بيانگر تحقيق سه ساله و همچنين پنج سال اعزام هيأت باستان‌شناسي به اين منطقه است. آنها در سال 1996 شروع به اين فعاليت كردند كه البته آنها آهن‌آلاتي را در نزديكي «سيوا» پيدا كردند و در حالي كه آنها روي منطقه كار مي‌كردند، اجساد و استخوان‌هاي انسان‌هاي را در يك گودال يافتند كه آنها اين گودال را يك پناهگاه طبيعي در نظر گرفتند؛ آن يك صخره به طول 114.8 فوت و 5.9 فوت عرض و 9.8 فوت عمق يافتند. از اين پناهگاه‌هاي طبيعي زياد در صحرا يافت مي‌شود، اما اين يكي در آن منطقه تنها پناهگاه بوده است و اندازه آن براي پناه بردن و در امان ماندن از توفان شن مناسب است؛ اما فلزياب‌هاي يك باستان شناس مصري، تعدادي خنجر برنزي و چندين كمان پيدا كرد.


هرچند آنها ابزارآلات كمي پيدا كردند، اين ابزارآلات بسيار مهم بودند، چراكه آنها ابزار آلات ابتداي هخامنشيان بوده و عصر آنها به زمان كامبيز ـ كمبوجيه ـ برمي‌گردد كه در يك منطقه نزديك سيوا در زير ماسه‌ها به دست آمده‌اند.

همچنين حدود يك‌چهارم مايل دورتر از پناهگاه تيم باستان‌شناسي نيز يك بازوبند نقره‌اي پيدا شده و همچنين گوش‌آويز و چندين حلقه كه شبيه تكه‌هاي گردنبند بودند. تجزيه و تحليل گوشوارها ـ البته بنا بر عكس‌هاي به دست آمده ـ نشان مي‌دهد كه آنها مطمئنا به دوران هخامنشيان تعلق داشته‌اند. حلقه‌هاي كروي كه از نقره ساخته شده‌اند و يك آويز كوچك از نقره كه در پنج قرن پيش از ميلاد مسيح در تركيه به دست آمده است، مشابه همين آويز است. آنها همچنين گورهاي دست جمعي با هزاران استخوان سفيد پيدا كرده‌اند و مي‌گويند كه بقاياي لشكر كامبيز ـ كمبوجيه ـ نيز بايد در اين منطقه باشد.



با اين اوصاف جا دارد كه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري به همراه باستان شناسان ايراني با تحقيقات و همكاري تنگاتنگ با دانشگاه «لچه» بتوانند به نحو احسن از اين كشفيات جديد براي بها گذاشتن به فرهنگ و تاريخ كشور، كارهاي لازم را براي همكاري دانشگاهي و فرستادن باستان شناسان ايراني به كشور مصر انجام دهند.

نقشه قلمرو ايران در دوره هخامنشيان ـ 500 سال پيش از ميلاد

اما در پايان، لازم به يادآوري است كه چند پيامد بي‌اطلاعي عمدي و سهوي عامه مردم ايران و بسياري از دست‌اندر كاران فرهنگي كشور نسبت به فرهنگ، تاريخ و تمدن كهن ايران زمين را كه سبب شده حتي مسئولان متولي حفظ ميراث فرهنگي از پاسداشت ميراث گرانبار نياكانمان غافل بمانند، برشماريم:

1-
از وجود خانه و زادگاه نظامي گنجوي در روستاي «تا» در تفرش، حتي بسياري از مسئولان ميراث فرهنگي و مردم منطقه آگاهي ندارند. اين گونه است كه مسئولاني كه در هفته گذشته، قول بازسازي آثار تاريخي دولت باكو در گنجه و ديگر نقاط آن سامان را (كه مدعي هستند نظامي گنجوي شاعر ملي آنها و نه ايرانيان است!) به آنان داده‌اند، خانه نظامي در ايران را به عنوان يك اثر ارزشمند تاريخي كه به ويرانه‌اي تبديل شده، به حال خود رها كرده‌اند...

2-
فراموش نكرده‌ايم كه كوتاه زماني پس از كشف لوح سنگي حكاكي شده در جزيره خارك كه به عنوان سندي تاريخي از نام خليج فارس و حاكميت تاريخي ايرانيان بر اين منطقه به شمار مي‌رفت، دست‌هاي ناپاك ضد ايراني شبانه با پتك و تيشه به جان اين ميراث ارزشمند و سند تاريخي افتادند و آن را نابود كردند...

3-
ايرانيان ميهن دوست فراموش نكرده‌اند كه مسئولان ميراث فرهنگي با تأكيد بر اين كه چون اشياي تاريخي ارزشمندي در غارهاي تاريخي تنگه بلاغي نزديك پاسارگاد پيدا نكرده‌اند(!) پس اين غارهاي هخامنشي (به زعم آنان) ارزشي نداشته و اين گونه بود كه مجوز ايجاد سد سيوند صادر شد كه علاوه بر زير آب بردن و نابود كردن غارهاي تاريخي تنگه بلاغي با آبگيري كامل سد ، در دراز مدت سبب آسيب تدريجي به پاسارگاد، مقبره كوروش، هم خواهد شد.

4-
بنا بر گزارش‌ها و عكس‌هاي ارسالي در هنگام بازسازي (!) مقبره كوروش در سال گذشته كه با صدمه به اين بناي ارزشمند همراه بود، استخوان‌هاي كشف شده در سقف بنا ـ كه به احتمال قوي بخش‌هايي از جسد كوروش بوده است ـ گفته مي‌شود به وسيله مسئولان و كارگران مرمت كار در سطل زباله دور ريخته 
شده است !
واقعا چی بود کشورم و چه بر سرش آمد









سه‌شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸

در مورد نشان فروهر بیشتر بدانیم

از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبلی ویژه از خود دارند ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبلی بسیار شگفت انگیز و سراسر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی یافروهر به پیش از زایش زرتشت این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخ های پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم.



1 - قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند.

2 - دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اهورامزدا " خدای ایرانیان باستان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

3 - چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند.

4 - بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اهورامزدا دادار هستی خدای واحد ایرانیان است.

5 - سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است. این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

6 - در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

7 - دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود.

8 - انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است. که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .
این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم.

چهارشنبه، شهریور ۱۸، ۱۳۸۸


از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبلی ویژه از خود دارند ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبلی بسیار شگفت انگیز و سراسر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی یافروهر به پیش از زایش زرتشت این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره های شاهنشاهان هخامنشی در کاخ های پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم.




1 - قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند.

2 -
دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اهورامزدا " خدای ایرانیان باستان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

3 -
چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند.

4 -
بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اهورامزدا دادار هستی خدای واحد ایرانیان است.

5 -
سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است. این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

6 -
در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

7 -
دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود.

8 -
انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است. که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .
این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم.