من ایرانیم نژادم آریایی است الگوی من کوروش بزرگ است پادشاهان من داریوش بزرگ,مازیار,انوشیروان و یزدگرد سوم هستند آموزگاران من فردوسی,خیام،حافظ,سعدی و مولوی هستند نسک من شاهنامه است اندوه من قادسیه است کهرمانان من رستم فرخزاد و بابک خرمدین هستند بهشت من ایران است جشن من مهرگان و نوروز است فرهنگ و آیین من شیفتگی به میهن است, ایران پرستی اگر نژاد پرستی است من هم نژاد پرستم و نژاد پرست خواهم ماند
شاهنشاهان پهلوی
یکشنبه، بهمن ۱۳، ۱۳۹۲
شنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۲
پرسشی از جمهوری خواهان
1- ده کشور جمهوری نمونه را نام ببرید.
2- کشورهایی که نام بردید چه برتری هایی نسبت به پادشاهی های اروپایی و نیز پادشاهی ژاپن دارند؟
3- شما خودتان را تابع رای مردم میدانید! اگر در یک همه پرسی آزاد! مردم ایران به حکومت کمونیستی رای دادند چکار میکنید؟
4- اگر مردم و یا قوم ها رای به جدایی استان های مرزی و تجزیه بخش هایی از خاک ایران را دادند چه میکنید؟
5- میهن برایتان مهند(مهم) است یا مردم؟
پنجشنبه، بهمن ۱۰، ۱۳۹۲
یکشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۲
مخالفان اصلاحات ارضی که بودند؟
مخالفين انقلاب سفيد که بودند؟
با چه اصولی مخالف بودند؟
چرا مخالف بودند؟
مخالفين از 4 گروه بودند: روحانيون، مالکين زمينهای بزرگ ،نمايندگان مجلس، و نيروهای هميشه مخالف، همچون ملی- مذهبی ها ،مجاهدين و به اصطلاح روشنفکران...
*روحانيت در تاريخ معاصر با هر پديده علمی و اجتماعی مخالف بودند و هستند. گويی اينها برای مخالفت زاده شدند.اصول 1، 5 و 6 منافع آنها را به خطر می انداخت. زيرا بسياری از اين حضرات که در قم يا نجف بودند از مالکين قديمی بوده و در دوره اي که شاه و آخوند با هم حکومت ميکردند (قاجار) دارايی زيادی به دست آورده بودند.از سويی ديگر با اجرای اصل "ششم"(سپاه دانش) هم مخالف بودند زيرا با اجرای سپاه دانش بخش برگی از جامعه بی سواد و سنتی آن روز با سواد ميشدند...
روحانيت که با آمدن روانشاد رضا شاه، مکتب خانه ها و محاکم شرع را از دست داده بود،ميدانست که بخش بيسواد کشور را هم به زودی از دست خواهد داد. (حال چرا سالهای بعد گروه تحصيل کرده ،پشت سرشان ايستادند نميدانم!)...
زنان هم که از ديدگاه آنان حقی ندارند و فقط ميبايستی به خواسته های مردان تن دهند.در خانه باشند تا نگاه نامحرمان بر آنان نيفتد.حق رأی بر زنان در کشوری مسلمان آب سردی بود بر سر متحجرين...انقلاب سفيد ضربه محکمی به دين و دنيای آنان بود .هر چند فقط حق رأی زنان را پيراهن عثمان کردند....
* مالکين بزرگ : اين گروه سالها بود بر گرده رعيت سوار بودندو زمينهای زيادی در چنگ داشتند ،اما از اين پس رعيت نوکر و آقای خودش بود، نه نوکر ارباب. ثروت عادلانه تقسيم ميشد. در نتيجه انگيزه بيشتری برای کار و توليد ايجاد ميشد...
*نمايندگان و گروهی از دولت مردان که خود از مالکين بودند نيز از اصل " یکم "متضرر ميشدند...
*گروه هميشه مخالف: بيشترشان تحصل کرده خارج يا داخل کشور بودند.از طيف هايی چون ملی-مذهبی ،مجاهدين، توده ايی و رشنفکران. اينها با کليت نظام شاهنشاهی مشکل داشتند، در نتيجه از هر سياستی انتقاد ميکردند،حتی اگر اين سياستها به سود مردم بوده باشد.زيرا پس از سقوط مصدق السلطنه کينه بسياری در دل داشتند.اين گروه در انقلاب سفيد سکوت اختيار کردند. وقتی فرياد اعتراض آيت الله خمينی بر آمد که حق رأی برای زن مخالف شرع است،همگی سکوت کردند.اگر چه همگی اين اصول را باور داشتند، اما چون ژست مخالفت با شاه داشتند بايد به سکوت ننگين خود ادامه ميدادند.
اما مردم ايران با شرکت در همه پرسی و دادن رأی مثبت پاسخ خوبی به مخالفين دادند.
با چه اصولی مخالف بودند؟
چرا مخالف بودند؟
مخالفين از 4 گروه بودند: روحانيون، مالکين زمينهای بزرگ ،نمايندگان مجلس، و نيروهای هميشه مخالف، همچون ملی- مذهبی ها ،مجاهدين و به اصطلاح روشنفکران...
*روحانيت در تاريخ معاصر با هر پديده علمی و اجتماعی مخالف بودند و هستند. گويی اينها برای مخالفت زاده شدند.اصول 1، 5 و 6 منافع آنها را به خطر می انداخت. زيرا بسياری از اين حضرات که در قم يا نجف بودند از مالکين قديمی بوده و در دوره اي که شاه و آخوند با هم حکومت ميکردند (قاجار) دارايی زيادی به دست آورده بودند.از سويی ديگر با اجرای اصل "ششم"(سپاه دانش) هم مخالف بودند زيرا با اجرای سپاه دانش بخش برگی از جامعه بی سواد و سنتی آن روز با سواد ميشدند...
روحانيت که با آمدن روانشاد رضا شاه، مکتب خانه ها و محاکم شرع را از دست داده بود،ميدانست که بخش بيسواد کشور را هم به زودی از دست خواهد داد. (حال چرا سالهای بعد گروه تحصيل کرده ،پشت سرشان ايستادند نميدانم!)...
زنان هم که از ديدگاه آنان حقی ندارند و فقط ميبايستی به خواسته های مردان تن دهند.در خانه باشند تا نگاه نامحرمان بر آنان نيفتد.حق رأی بر زنان در کشوری مسلمان آب سردی بود بر سر متحجرين...انقلاب سفيد ضربه محکمی به دين و دنيای آنان بود .هر چند فقط حق رأی زنان را پيراهن عثمان کردند....
* مالکين بزرگ : اين گروه سالها بود بر گرده رعيت سوار بودندو زمينهای زيادی در چنگ داشتند ،اما از اين پس رعيت نوکر و آقای خودش بود، نه نوکر ارباب. ثروت عادلانه تقسيم ميشد. در نتيجه انگيزه بيشتری برای کار و توليد ايجاد ميشد...
*نمايندگان و گروهی از دولت مردان که خود از مالکين بودند نيز از اصل " یکم "متضرر ميشدند...
*گروه هميشه مخالف: بيشترشان تحصل کرده خارج يا داخل کشور بودند.از طيف هايی چون ملی-مذهبی ،مجاهدين، توده ايی و رشنفکران. اينها با کليت نظام شاهنشاهی مشکل داشتند، در نتيجه از هر سياستی انتقاد ميکردند،حتی اگر اين سياستها به سود مردم بوده باشد.زيرا پس از سقوط مصدق السلطنه کينه بسياری در دل داشتند.اين گروه در انقلاب سفيد سکوت اختيار کردند. وقتی فرياد اعتراض آيت الله خمينی بر آمد که حق رأی برای زن مخالف شرع است،همگی سکوت کردند.اگر چه همگی اين اصول را باور داشتند، اما چون ژست مخالفت با شاه داشتند بايد به سکوت ننگين خود ادامه ميدادند.
اما مردم ايران با شرکت در همه پرسی و دادن رأی مثبت پاسخ خوبی به مخالفين دادند.
شنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۲
به مناسبت سالروز انقلاب سپید شاه
اجتماعی که ما امروز میبینیم , یعنی اجتماع آزاد مردان و آزاد زنان ایران در ده سال پیش ممکن نبود.
تشکیل سپاهیان انقلاب مرکب از جوانهای پسر و دختر مملکت که در اقصی نقاط مملکت از روی ایمان و عقیده مشغول خدمت هستند امکان پذیر نبود.
نیروهای ارتجاعی یا به اصطلاح قدیمی خود من نیروهای متفق سرخ و سیاه مانع هرگونه پیشرفتی می شدند و میشوند, برای اینکه هر قدیمی در این زمینه ما به پیش برمیداشتیم آنها به خود و بلا اراده اجبارا یک قدم به عقب میرفتند.
در آخر این تابستان یک تن(نمیگویم رعیت برای اینکه این واژه از همان روز نخست انقلاب ایران از بین رفت) ولی شاید حتی یک فرد زارع اجاره دار هم باقی نمی ماند, یعنی هرکسی در هر زمینی که کار میکند صاحب و ارباب خودش خواهد بود.
احتیاج به تشریح وضع کارگر نمیبینم, و همین طور در سایر سئون مملکتی و همه صنوف اجتماعی.
هرکدام از شما از هرجا که می آیید مقایسه مختصری بکنید که وضع امروزتان در آن دورافتاده ترین نقطه چیست و در بهمن 1341 چه بود؟
از سخنان محمد رضا شاه پهلوی در 28 اردیبهشت 1350
سهشنبه، بهمن ۰۱، ۱۳۹۲
دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۲
ئهوه ڵ ئێرانی دۆوم کوردوکم
اسد چراغی شاعر بزرگ کرد:اول ایرانی ام بعد کرد
اسد چراغی یکی از
شاعران و کهنسال و خوشذوق کشورمان است. وی زاده شهرستان سرپلذهاب در استان
کرمانشاه میباشند. او عضو جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو) میباشند و در
زمینهی شعر کردی کرمانشاهی مهارت و توانائی بالایی داشته و به عنوان شاعری نام
آشنا در میان کردها شناخته می شود.
ئهوهڵ ئێرانی
دۆوم کوردوکم
قهوم تهوانای ههزار
بلووکم
من شاعر کورد، کوردی زوانم
رووڵهی رهئووف خاک ئیرانم
ئاریائی نژاد، مهرزه نشینم
مهرزهبان خاک ئیران زهمینم
سهرتاسهر ئیران نیشتمانمه
زات بیزهواڵ حهق میهمانمه
وهتهن پهرهستیگ خاوهن یهقینم
نژاد کاوهی ئیران زهمینم
ماد کوردهوار نژاد پاکم
پووک بی ئامان سهرف زۆحاکم
تاریخ شاهده، سهرفهرازییم
خهدهنگ خویری تورک و تازییم
سازش ناپهزیر دهست ئستعمارم
دۆشمن شکهنم مهرد پهیکارم
نهتهوهی ئارهش خاوهن کهمانم
ئهڕای وهتهنم فره گمانم
ههر سفرهی رهنگین من میزبانم
جفتیار، باخهوان، ئیڵم، شوانم
ژیانم مهدیون دهسترهنج خوهمه
دی وابهسته نیم خاترم جهمه
نموونهی فهتوای شاه مهردانم
جوور شیرداڵگ حهڵاڵه نانم
کورد کشاوهرز خوهد بویچگ مهزان
گۆڵ گهنمد ئارمه له جههان
یا خۆدا وهتهنم دایمه ئازاد بوو
له ناو جههان سهربهرز و شاد بوو
برگردان پارسی:
اول ایرانی، دوم کردم
قوم توانای هزار تیرهام
من شاعر کرد، کردی زبانم
فرزند رئوف خاک ایرانم
آریایی نژاد و مرزنشینم
مرزبان خاک ایران زمینم
سراسر ایران وطن من است
ذات بیزوال حق، مهمان من است
وطنپرستی صاحب اعتقاد و باورم
نژاد کاوهی ایران زمینم
ماد کرد از نژاد پاکم
پتکی هستم که بر سر ضحاک فرود آمد
تاریخ شاهد سرافرازی من است
تیرخدنگم بر چشم ترک و تازی
سازشناپذیر دست استعمارم
دشمن شکنم، مرد پیکارم
ملت آرش صاحب کمانم(آرش کمانگیر)
برای وطنم خیلی در فکرم
هر سفرهی رنگین را من میزبانی میکنم
کشاورز، باغبان، ایلم، شبانم
زندگیم مدیون دسترنج خودم است
دیگر وابسته نیستم، خاطرم جمع است
نمونهی فتوای شاه مردانم
مانند شیر مادر نانم حلال است
کرد کشاورز خودت را کوچک ندان
گل گندمت نمونه است در جهان
خدایا وطنم همیشه آزاد باشد
در جهان سربلند و شاد باشد
من شاعر کورد، کوردی زوانم
رووڵهی رهئووف خاک ئیرانم
ئاریائی نژاد، مهرزه نشینم
مهرزهبان خاک ئیران زهمینم
سهرتاسهر ئیران نیشتمانمه
زات بیزهواڵ حهق میهمانمه
وهتهن پهرهستیگ خاوهن یهقینم
نژاد کاوهی ئیران زهمینم
ماد کوردهوار نژاد پاکم
پووک بی ئامان سهرف زۆحاکم
تاریخ شاهده، سهرفهرازییم
خهدهنگ خویری تورک و تازییم
سازش ناپهزیر دهست ئستعمارم
دۆشمن شکهنم مهرد پهیکارم
نهتهوهی ئارهش خاوهن کهمانم
ئهڕای وهتهنم فره گمانم
ههر سفرهی رهنگین من میزبانم
جفتیار، باخهوان، ئیڵم، شوانم
ژیانم مهدیون دهسترهنج خوهمه
دی وابهسته نیم خاترم جهمه
نموونهی فهتوای شاه مهردانم
جوور شیرداڵگ حهڵاڵه نانم
کورد کشاوهرز خوهد بویچگ مهزان
گۆڵ گهنمد ئارمه له جههان
یا خۆدا وهتهنم دایمه ئازاد بوو
له ناو جههان سهربهرز و شاد بوو
برگردان پارسی:
اول ایرانی، دوم کردم
قوم توانای هزار تیرهام
من شاعر کرد، کردی زبانم
فرزند رئوف خاک ایرانم
آریایی نژاد و مرزنشینم
مرزبان خاک ایران زمینم
سراسر ایران وطن من است
ذات بیزوال حق، مهمان من است
وطنپرستی صاحب اعتقاد و باورم
نژاد کاوهی ایران زمینم
ماد کرد از نژاد پاکم
پتکی هستم که بر سر ضحاک فرود آمد
تاریخ شاهد سرافرازی من است
تیرخدنگم بر چشم ترک و تازی
سازشناپذیر دست استعمارم
دشمن شکنم، مرد پیکارم
ملت آرش صاحب کمانم(آرش کمانگیر)
برای وطنم خیلی در فکرم
هر سفرهی رنگین را من میزبانی میکنم
کشاورز، باغبان، ایلم، شبانم
زندگیم مدیون دسترنج خودم است
دیگر وابسته نیستم، خاطرم جمع است
نمونهی فتوای شاه مردانم
مانند شیر مادر نانم حلال است
کرد کشاورز خودت را کوچک ندان
گل گندمت نمونه است در جهان
خدایا وطنم همیشه آزاد باشد
در جهان سربلند و شاد باشد
یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۲
جمهوری, جرثومه فساد خاورمیانه
جمهورى در كشورهاى اسلامى خاورميانه جز فساد و تجزيه نتيجه اى ندارد :
نگاهى بى طرفانه به جمهوريهاى پيرامون ايران مى اندازیم . بجز فساد و تجزيه نميبينم . از جمهورى جعلى آذربايجان شروع ميكنم ، الهام علىاف سال گذشته به عنوان فاسدترين سياستمدار جهان شناخته شد . گند كار جمهورى تركيه هم كه هر چند سال يكبار در مى آيد . ديديم كه گند فساد مالى اردوغان با خامنه اى چجور درآمد
سخنى از عراق نگوييد كه عصبانى ميشوم ، عراق با اين نظام فدرال رسما تجزيه شده . جمهورى سوريه بدون شرح! افغانستان و كرزى هم كه از فاسد ترين اقتصادهاى جهان است و به تاجيكها اجحاف ميشود . اين هم از جمهورى پاكستان كه لازم به توضيح نيست كه همه بهتر از ما ميدانند پاكستان هم مانند افغانستان غرق در فساد و تباهی است.
و اما اگر از شما هموندان گرامى سندى از فساد اقتصادى در زمان رضاشاه بزرگ يا فساد مالى از زمان پادشاه فقيد ايران داريد ارائه دهيد .
نگاهى بى طرفانه به جمهوريهاى پيرامون ايران مى اندازیم . بجز فساد و تجزيه نميبينم . از جمهورى جعلى آذربايجان شروع ميكنم ، الهام علىاف سال گذشته به عنوان فاسدترين سياستمدار جهان شناخته شد . گند كار جمهورى تركيه هم كه هر چند سال يكبار در مى آيد . ديديم كه گند فساد مالى اردوغان با خامنه اى چجور درآمد
سخنى از عراق نگوييد كه عصبانى ميشوم ، عراق با اين نظام فدرال رسما تجزيه شده . جمهورى سوريه بدون شرح! افغانستان و كرزى هم كه از فاسد ترين اقتصادهاى جهان است و به تاجيكها اجحاف ميشود . اين هم از جمهورى پاكستان كه لازم به توضيح نيست كه همه بهتر از ما ميدانند پاكستان هم مانند افغانستان غرق در فساد و تباهی است.
و اما اگر از شما هموندان گرامى سندى از فساد اقتصادى در زمان رضاشاه بزرگ يا فساد مالى از زمان پادشاه فقيد ايران داريد ارائه دهيد .
چهارشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۲
برای تقویت روح و ذهن چه کنیم؟
عده کمی میتوانند به قدرت درونی خویش راه پیدا کرده و از آن استفاده نمایند.این قدرت ناشناخته و نهان در وجود برخی بیشتر بوده و در وجود برخی پنهان گشته است
با کمی تمرین میتوانید قدرت ذهن و روح خویش را بیشتر نمایید.سعی کنید چنین تمرین هایی را گاهی اوقات انجام دهید
مراقبه کنید.مراقبه یعنی تمرکز کردن.خود مراقبه باعث تشدید قدرت نمیشود بلکه آنرا متمرکز میسازد و آرامش درون را تجربه خواهید کرد.بهترین زمانها برای مراقبه قبل از خواب و بعد از خواب می باشد
قبل از خواب به موضوعی و یا شخصی فکر نمایید.سعی کنید آن اتفاقی را که منتظرش هستید را در ذهن خویش بازسازی کرده و تصور نمایید.بهترین جادوگران آنهایی هستند که تخیلات قوی دارند.هنگامی که در رختخواب هستید و چشمان خویش را بسته اید به تاریکی پلک هایتان متمرکز شوید.سعی کنید لباس بسیار راحتی را در هنگام خواب بپوشید و نور اتاق بسیار بسیار کم باشد و بهتر است که تاریک باشد
افرادی که به پیشرفت های روحی و ذهنی رسیده اند میتوانند با خواب نیز برخی مسائل مربوط به خویش و دیگران را تغییر دهید.اینکار نیاز به تمرین بسیار دارد
شما باید بتوانید کنترل روح خویش در هنگام خواب دیدن را در اختیار داشته باشید.جدا شدن روح از کالبد جسم و پرواز در دنیای واقعی که به عنوان آسترال اینجکشن شناخته میشود یک تجربه بسیار شگفت انگیز است.در این باره بعدا بیشتر توضیح خواهم داد
برخی مواد توهم زا چون ماری جوآنا حشیش و دیگر مواد مخدر توهم زا میتوانند قدرت روحی را تشدید نمایند اما به خاطر ایجاد اعتیاد هرگز توصیه نمیشود
به یاد داشته باشید زمانیکه جسم خود را ضعیف کنید روح شما قوی تر میشود.اینکار را میتوانید با دو یا سه روز غذا نخوردن و یا آب نخوردن انجام دهید.کافی ست بدن خویش را دچار شوک نمایید تا قدرت روح خویش را بالاتر ببرید
شما میتوانید اراده خویش را از طریق نگاه کردن به چشم افراد وارد ذهن دیگران نمایید.اینکار در مراحل پیشرفته قدرت روحی قابل اجراست.به فرض شما میخواهید بروی کسی نفوذ کنید و یا حرفی را میخواهید بر شخصی بقبولانید و یا دستوری را به وی بدهید اینکار را با نفوذ بر ذهن وی انجام دهید.به چشمانش نگاه کرده و ارده خویش را به شکل دستوری از طریق ذهن و چشمان خویش به ذهن طرف وارد نمایید
بستگی به ضعف روحی شخص و قدرت روحی شما میتوانید موفق باشید و یا نباشید
اگر شخص فردی بی اراده و دارای روح ضعیفی باشد میتوانید کاما بر وی غلبه پیدا نمایید
یادتان باشد هیچ جادویی و یا هیچ جادوی سیاهی بروی فردی که تحت حفاظت لوسیفر است تاثیر گذار نیست.همه موارد بالا بخش هایی از فن جادوگری ست که آموزش داده میشود
تجربه شخصی من اثبات کرده وردها و یا شعرهایی که به شکل نظم درآمده باشند قدرت بسیار بالایی دارند.به همین سبب شعرا در طول تاریخ مورد غضب حکومت های خودکامه بوده اند زیرا شعر شعرا اگر هدفمند باشد دارای قدرت است
اگر ادبیات قوی دارید شعر بسرایید و آرزو و خواسته هایتان را به صورت نظم شعر درآورید.حتی از شعر برای نابودی و یا ایجاد مشکلات و یا دردسر برای دشمنان خویش استفاده نمایید
استفاده از قدرت های طبیعی نیز یکی دیگر از موارد تقویت قدرت روحی ست.جنگل ها دشت ها و کوه ها بهترین مکان ها برای تقویت روح است.پناه بردن به دامن طبیعت و مادر طبیعت باعث تغییر در روح و روان شما میشود.سعی کنید مکانی خلوت و مناسب برای خویش یافته و به آنجا در هنگام مشکلات پناه ببرید
یک درخت که فکر میکنید میتوانید با وی سخن گفته و تقاضای کمک نمایید میتواند یک نمونه برای ارتباط با مادر طبیعت باشد.یادتان باشد باید به طبیعت و زمین احترام گذاشته و از آسیب زدن به طبیعت و حیوانات خودداری کنید.هر نوع آسیبی باعث ایجاد کارما و جادوی سیاه در زندگی خود شما خواهد شد.نفرین مادرطبیعت را جدی بگیرید و صاحب زمین را لوسیفر بدانید و سعی در نگهداری و حفظ طبیعت کنید
بازسازی اتفاقی که منتظرش هستیم
جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۹۲
ماندلا مرد
ماندلا در گذشت!! اهل کجا بود؟! چند روز پیش هم سالگرد درگذشت خَیّام نیشابوری بود!! خَیّام نیشابوری اهل کجاست؟! خیلی از ایرانیانی که برای درگذشت ماندلا سینه زنی میکنن حتی تاریخ درگذشت اسطوره های ایران را نمیدانند!! . ماندلا شاید برای ملت آفریقا جنوبی آدم خوبی بود! ولی سفرش به ایران به چه دلیلی بوده؟! قطعاً به همان دلیلی بوده که یاسر عرفات را هم وادار به سفر به سمت ایران کرده بود!! ملتی بیگانه پرست چه از اینطرف بام و چه از آن طرف بام؛ محکوم به تکرار اشتباه است.
به یزدان که گرماخرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم
رئیس جمهور آفریقای جنوبی پیتر ویلم بوتا در تاریخ ۳۱ ژانویه ۱۹۸۵ به نلسون ماندلا پیشنهاد آزادی از زندان را داد، به شرط اینکه ماندلا استفاده از خشونت برای رسیدن به اهداف سیاسی را بدون قید و شرط ترک کند. ماندلا البته این پیشنهاد را رّد کرد...
ماندلا، نماینده لژ «گراند دایموند» از افریقای سیاه، که از سالهای 1994 تا 1999 رییس جمهور این کشور بود
او پیشتر به جرم 127 فقره جنایت، آشوب، کشتار، خرابکاری، دزدی، قتل، آدم ربایی، و بمب گزاری در مرکز قطار ژوهانسبورک دستگیر و به 27 سال زندان مجکوم شده بود، که با وساطت مادرش «مارگارت تاچر» آزاد، و پس از گذراندن دوره های آموزشی ویژه فراماسیونی، به عنوان رهبر آشتی ملی افریقای سیاه در بوق و شیپور دمیده شد...
او، عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست آفریقای جنوبی، و بنیانگذار سازمان شورشی «سیزوه» در آفریقاست که همین سازمان در سال 1960 از سوی کنگره ایلات متحده آمریکا، به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده و مورد تحریم و تعقیب قرار گرفته بود...
حالا شما پرتقال فروش را پیدا کرده و دریابید که این مقتدای عظیم الاشان استادی شان در چه رشته هایی است که وی نابخردانه وی را «منبع الهام» و «قهرمان افسانه ای» تاریخ جهان بشری خوانده است...
راستی همین سال گذشته بود که 45 نفر از کارگران معدن در آفریقای جنوبی بدست پلیس کشته شد و هیچ اتفاق حقوق بشری هم نیفتاد.پس این آقای ماندلا چه هنری داشته و چه کرده است؟
ماندلا همان کسی بود در فردای سقوط رژیم شاهنشاهی، و آغاز دوره ویرانی 1400 ساله دیگر ایران به دست تازیان و دستور کلیمیان و فراماسیون جهود، در حالی که نیشش تا بناگوش باز بود؛ فرموده بود: {خبر سقوط محمد رضا شاه و پیروزی انقلاب اسلامی، مسرت بخش ترین خبری بود که در همه زندگی ام شنیده ام...}
و در همه 35 سالی که رژیم انیرانی و قصاب جمهوری اسلامی بر سر کار بوده است، بارها همین مردک زنگی فرومایه، با چشم بستن بر آن همه جنایت و ددمنشی و اهریمن خویی حاکمان خونریز، با آنها دیدار و مراوده داشته، و پیامهای ریز و درشت در سترگی های انقلاب شکوهمند ضد استعماری آنان داده بود.....
این پرسوناژ (نلسون ماندلا) را یهودیان ساختند و پرداختند و او را تا روزی که جان در بدن داشت مانند خرسی در خیابانهای این دهکده جهانیای که برای خودشان ساخته اند خواهند رقصانید. امروز هر فرد بیسوادی نام این سیاه پوست را شنیده است، اما کمتر کسی از گذشته او آگاه است و میداند که او با کارهای تروریستی خود در قتل چندین شهروند آفریقای جنوبی سهیم بوده است.
رسانههای یهودی دروغ میپراکنند و مردم بیچاره هم آنچه که روزانه در گوششان تکرار میشود را ناگزیر باور میکنند. نابود کردن نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی از آغاز تا پایان توطئهای یهودی بود و هدفش نه خود آفریقای جنوبی بلکه در حقیقت سیستم و طرز فکر آپارتاید بود. سیستمی که به هیچ وجه با برنامههای آنها همخوانی نداشت. آپارتاید باید میمرد تا یهود به کار خود ادامه دهد. همانطور که آلمان و ایران باید میمردند تا یهود کار خود را ادامه دهد. حقیقت اما این است که اندیشه آپارتاید هرگز محو نخواهد شد، همانطور که ایران و آلمان نیز هرگز نخواهند مرد..
اشتراک در:
پستها (Atom)








