شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

چهارشنبه، آبان ۲۲، ۱۳۹۲

گفتگوی اشپیگل با شاه ایران بخش دوم


بخش‌های از این مصاحبه مفصل بیشتر به یک مباحثه تبدیل شده‌اند که این امر به روشنی نشان‌دهنده ناخرسندی و آشفته‌خاطری موجود در جوامع غربی آن زمان می‌باشد. آشفته‌خاطریی که از گفته‌های محمد رضا شاه پهلوی برای ایجاد دگرگونی بنیادی در ساختار اقتصاد ایران نشئت گرفته بود. برای برخی از افراد این گفتار شاه ایران نشانه جاه طلبی و بلندپروازی وی و برای گروهی دیگر نمادی برای سر برافراشتن مجدد ایرانیان و آغاز دورانی متفاوت بود. این بخش از گفتگوی محمدرضا پهلوی با هفته‌نامۀ اشپیگل به توسعۀ صنعتی ایران، بالا بردن میزان رفاه اجتماعی ایرانیان و همکاری ایران با کشورهای غربی برای دستیابی به این اهداف اختصاص دارد.
بازدید محمدرضا شاه پهلوی از کارخانجات ایران ناسیونال در تهران با همراهی محمود خیامی - سال ۱۳۴۶ خورشیدی
خط تولید خودروی پیکان - سال ۱۳۴۶ خورشیدی

محمد رضا پهلوی با همراهی محمود خیامی مدیر کارخانجات ایران ناسیونال از خط تولید پیکان بازدید می‌کند.

اشپیگل: ما از نقشه‌های شما پیرامون ایجاد یک صنعت خودروسازی در کشورتان مطلع شده‌ایم. برای ما اتخاذ این تصمیم در این برهۀ زمانی غیرعادی به نظر می‌رسد. در زمانی که برای مثال صنایع خودروسازی کشور ما به واسطۀ کمبود نفت و بهای بالای آن دچار مشکلات فراوانی شده‌اند. زمانی که ذخائر نفتی رو به پایان بگذارند، این خودروها چگونه به حرکت در خواهند آمد؟
شاه: ما دو دلیل مناسب و خوب برای برپاساختن یک صنعت خودروسازی در کشورمان داریم. دلیل نخست این است که هیچ کشور دیگری در دنیا قادر به تولید کردن فولاد با بهایی که ما قادر به تولید آن هستیم، نیست. چرا که ما دارای ذخائر آهن و گاز هستیم و به این ترتیب ما می‌توانیم فولاد را با بهایی تولید کنیم، معادل نیمی از آنچه که شما برای تولید آن هزینه مصرف می‌کنید. دلیل دوم وجود جاده‌ها و فاصله‌های طولانی در کشور ما می‌باشد. کشوری کوهستانی که در همۀ نقاط آن نمی‌توان از خودروهای برقی (الکتروموبیل) استفاده کرد. جمعیت کشور ما طی ده سال آینده بالغ بر چهل و پنج میلیون نفر خواهد گشت، ده سال دیگر ما دارای توان خریدی کلان خواهیم بود. در آن هنگام ما همان درآمد سرانه‌ای را خواهیم داشت که شما امروز در آلمان فدرال دارید.

اشپیگل: آیا در نظر دارید که خودروهای خودتان را هم در بازار جهانی عرضه کنید؟
شاه: چرا که نه؟ برای اینکه چه کسی می‌تواند با قیمت‌های ما رقابت کند؟

اشپیگل: اما وضعیت موجود در بازار نفت همه این نقشه‌ها را باطل نخواهد ساخت؟
شاه: نه در آن حد. از آنجایی که در شهرها خودروهای برقی جایگزین خودروهای بنزینی خواهند شد، یا نیروی محرکۀ وسایل نقلیه عمومی به موتورهای برقی تبدیل خواهد شد. مونوریل یا اتوبوس‌های برقی به کار گرفته خواهند شد. و اضافه بر همه این‌ها در دوران تمدن بزرگ که در برابر مردم ما قرار دارد، حداقل دو یا سه روز تعطیلات در هفته وجود دارد.

اشپیگل: دو یا سه روز تعطیلات در هفته؟
شاه: آری. این امر بایستی روی بدهد. با خودکار شدن صنایع (اتوماسیون) و افزایش جمعیت این امر بایستی روی دهد.
اشپیگل: وقوع این امر تنها می‌تواند حاصل همکاری صنعتی در سطح بین‌المللی باشد. چه نقشی می‌تواند آلمان (غربی)

● ما برای همیشه یک کشور درجه سوم یا چهارم و عقب مانده نخواهیم ماند، ما به صنعتی کردن کشورمان خواهیم پرداخت. و اگر ما این کار را انجام بدهیم، از صنایع خودمان حفاظت و پشتیبانی خواهیم کرد.

در این قضیه ایفا کند؟
شاه: ما با خوش‌آمد گویی حضور شما را در اجرای یک پروژه مشترک پذیرا خواهیم بود، پروژۀ یک پالایشگاه با ظرفیتی بالغ بر ۲۵ میلیون تن همراه با فراورده‌ها و مشتقات مربوط به آن. به دنبال این پروژه، برای نمونه شرکت هوخست می‌تواند به خوبی یک میلیارد دلار در توسعه تأسیسات و کارخانجات سرمایه‌گذاری کند تا به تولید آنچه بپردازد که تاکنون در آلمان تولید کرده است یا اینکه اضافه بر تولیدات خود در آلمان بایستی تولید کند.

اشپیگل: شما در گذشته هنگام انعقاد قرارداد و همکاری با شرکت‌های آلمانی همواره با مشکلاتی روبرو بوده‌اید، برای نمونه با کارخانجات فولکس واگن که به آن‌ها پیشنهاد احداث کارخانجات تولیدی در کشورتان را داده بودید. این‌طور که به نظر می‌رسد فولکس واگن علاقه‌ای نشان نداده بود.
شاه: بهتر بود که آن‌ها آمده بودند. اگر آمده بودند به جای آنچه که امروز به دست می‌آورند، بهره و سودی بالغ بر پنج درصد عایدشان می‌شد.

اشپیگل: همچنین گفته می‌شد که شرکت دایملر – بنز یک‌بار از روی احتمالات و ترس از ضرر و زیان خود را حتی از یک سرمایه‌گذاری محدود دو یا سه میلیون مارکی کنار کشیده بود.
شاه: آن سرمایه‌گذاری برای یک کارخانۀ تولید بدنه خودرو (پرس) بود.

اشپیگل: آیا به نظر شما صنایع آلمان به طور کلی دچار ترس و احتیاط برای سرمایه‌گذاری در کشور شما بوده است؟
شاه: نه، نه، صنایع آلمان دچار ترس از سرمایه‌گذاری در کشور من نبوده است. صنایع آلمان فقط خیلی دچار تمرکز و علاقه به سرمایه‌گذاری در کشور خودش است.

اشپیگل: وضعیت معاملۀ کلان گازی که شما آن‌را به کشورهای غربی پیشنهاد کرده‌اید در چه حالی است؟
شاه: ما دو حفاری آزمایشی دیگر را در منطقه کنگان انجام خواهیم داد و چنانچه این کاوش‌ها انتظارات ما را برآورده سازند، ما می‌توانیم با اطمینان خاطر بگوییم که ما در میان سایر کشورهای جهان دارای بزرگ‌ترین ذخائر گازی هستیم، بدون هیچ شک و تردیدی. این ذخائر به حدی بزرگ هستند که ما به راحتی می‌توانیم ۴۰ میلیارد متر مربع گاز طبیعی به اروپا صادر کنیم.

اشپیگل: اما دست یازیدن به پروژه‌هایی در این سطح گسترده تنها هنگامی میسر است که توان اقتصادی و بازرگانی شرکای شما در اروپای غربی تضعیف نگردد. ولی اکنون این توان اقتصادی به واسطه بالا رفتن ناگهانی بهای نفت دچار تضعیف می‌شود. این باعث بروز تورم بدون رشد (stagflation) خواهد شد؛ به این صورتی که شما اکنون به صنایع غربی ضرر وارد می‌کنید، به نقشه‌های خودتان نیز ضرر وارد خواهید کرد.
شاه: نه، چرا که پیش از هر چیز دیگر ما قسمت عمده‌ای از درآمد نفتی را با خرید کالاها و سرمایه گذاری در کشورهای غربی به این کشورها باز می‌گردانیم.

اشپیگل: آیا این برای شما قابل تصور است که در آلمان سرمایه گذاری کنید، در پالایشگاه‌ها، جایگاه‌های عرضه سوخت و یا حتی صنایع خودروسازی؟
شاه: تصور چنین امری ممکن است، اما بستگی به آن دارد که در قبال این سرمایه گذاری چه چیزی دریافت خواهم کرد. صنایع پتروشیمی برای ما جالب و انگیزه دهنده است، نه فقط در اختیار گرفتن جایگاه‌های عرضه سوخت. چرا من نبایستی تعدادی سهام شرکت بایر (Bayer) را بخرم؟

اشپیگل: یا تعدادی از سهام‌های دایملر – بنز یا شرکت فولکس واگن؟
شاه: در همین حدود، چرا که نه؟ و این امر در خصوص سایر کشورهای اروپایی نیز معتبر است. ما میل داریم با سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) مذاکراتی را انجام بدهیم، همه چیز به پیشنهاداتی بسته است که ما دریافت می‌کنیم. و اگر این قضیه را به طوری جدی در نظر گرفته و دنبال کنیم، من فکر می‌کنم که ما این گذر دوره را با هماهنگی و همکاری متقابل می‌توانیم سپری کنیم، دورانی که از یکسو به‌کارگیری منابع نوین انرژی را به همراه دارد و از سوی دیگر طی آن ما به یک کشور صنعتی تبدیل می‌شویم.

اشپیگل: اما مردم در کشور ما دچار نگرانی شده‌اند. این‌گونه که تخمین زده می‌شود، ما در ماه فوریه امسال به دلیل بحران انرژی با ۷۵۰۰۰۰ بیکار روبرو خواهیم بود.
شاه: آری، اما شما ۲٬۵ میلیون نفر کارگر خارجی نیز در آلمان دارید. پانزده سال پیش من به پروفسور ارهارد (وزیر اقتصاد و صدراعظم آلمان) گفتم که به نظر من آنچه که شما در آلمان انجام می‌دهید درست نیست، چرا که ما برای همیشه یک کشور درجه سوم یا چهارم و عقب مانده نخواهیم ماند، ما به صنعتی کردن کشورمان خواهیم پرداخت. و اگر ما این کار را انجام بدهیم، از صنایع خودمان حفاظت و پشتیبانی خواهیم کرد. اما شما در آلمان تمامی تمرکزتان را بر روی ساختن و ساختن و ساختن گذاشتید، آن هم در حد و مقیاسی که سرانجام مجبور به آوردن ۲٬۵ میلیون نفر کارگر مهمان شدید.

اشپیگل: این امر شاید از لحاظ تاریخی قابل توجیه باشد. پس از پایان جنگ جهانی دوم صنایع آلمان تمامی سرمایه گذاری‌های خارجی خود را از دست داد و شاید به همین دلیل تا حدودی دچار نگرانی برای سرمایه گذاری مجدد در خارج بوده است.
شاه: من میل ندارم که قضیه را به این صورت توجیه کنم، زیرا به این ترتیب چنین استدلالی بسیار ساده‌انگارانه خواهد بود که شما اجازه نداشتید اصلاً هیچ جنگی را آغاز کنید و بعد هم آن‌را ببازید و شکست بخورید. اما این بهایی است که شما می‌پردازید.

ادامه دارد ...



همایون ف.



برگرفته از: هفته‌نامه اشپیگل

سه‌شنبه، آبان ۲۱، ۱۳۹۲

گفتگوی اشپیگل با شاه ایران (بخش نخست)


شاه ایران درباره تأمین نفت، بحران انرژی و همکاری با آلمان غربی. این مصاحبه در هتل امپریال (Hotel Imperial)، در شهر وین پایتخت اطریش و توسط والتر کروپس، یوهانس انگل و دیتر ویلد انجام شده و در نخستین شماره اشپیگل در ماه ژانویه سال ۱۹۷۴ میلادی منتشر گردیده است.

اشپیگل: اعلیحضرتا، شما صریحاً فرا رسیدن پایان دوران رفاه کشورهای صنعتی را اعلام کرده‌اید، دورانی که این کشورها با استفاده از نفت ارزان‌قیمت به درجه بالایی از رفاه دست یافته بودند. شما به کشورهای غربی توصیه کرده‌اید که کمربندهایشان را تنگ‌تر ببندند. آیا این به معنای آن است که کشورهای صادرکنندۀ نفت از این پس تعیین کنندۀ سرنوشت جهان غرب خواهند بود؟
شاه: هیچ کس نمی‌تواند تعیین کنندۀ سرنوشت دیگری باشد. من بر این باور هستم که ما در گذشته توسط قوای استعمارگر و جهان سرمایه‌داری مورد تاراج و چپاول واقع شده‌ایم. این تقصیر خودمان بوده است. اگر ما دچار عقب‌ماندگی شدیم، این تقصیر خود ما بوده است. ما قصد نداریم برای سرنوشت شما تصمیم بگیریم. ما تنها قصد بیان این مطلب را داشتیم که شما نمی‌توانید سطح زندگی خودتان را با روند کنونی حفظ کنید؛ با کار نکردن و یا اینکه در بسیاری موارد بدون دلیل اقدام به اعتصاب کرده و برخی اوقات حتی بیشتر از هنگام کار کردن حقوق دریافت می‌کنید. ما فقط می‌خواستیم این نکته را بیان کرده باشیم.

اشپیگل: منظور شما این است که دوران این جامعۀ رفاه‌زده نمی‌تواند تداوم پیدا کند، مگر اینکه غرب بیشتر و سخت‌تر کار کرده و با تلاشی مضاعف به استفاده از منابع انرژی خود روی بیاورد؟
شاه: دقیقاً، دقیقاً و همچنین اینکه شما بایستی به ساماندهی وضعیت خانه خودتان نیز بپردازید. این مطلب کاملاً روشن و عیان است و نیازی به مباحثه پیرامون آن نیست.

اشپیگل: به نظر شما کشورهای صنعتی به صورتی بنیانی چه موضعی را باید اتخاذ کنند؟
شاه: قابلیت استفاده و بهره‌برداری از سایر منابع انرژی را فراهم سازند. چرا از ذخائر ذغال سنگ خودتان برداشت و بهره‌برداری کامل را انجام نمی‌دهید؟ شما درباره آلودگی محیط زیست داد سخن می‌دهید، پس چرا در کشور خودتان این همه صنایع را متمرکز کرده‌اید؟ این‌ها بیش از حد این گسترۀ مکانی است که شما دارید. من از شما دعوت می‌کنم که به سرزمین من بیایید، آنجایی که ما بیش از حد کافی مکان برای کارخانجات در اختیار داریم. کارخانجاتی که یا ذغال سنگ و یا نفت می‌سوزانند و به این ترتیب موجب آلودگی محیط زیست می‌شوند. شما بایستی جایگزینی برای نفت به عنوان سوخت گرمازا، برای تولید نور یا نیروی برق پیدا کنید. برای این مقاصد بایستی نوع جدیدی از انرژی مورد استفاده واقع شود، برای نمونه انرژی اتمی. من امیدوارم که بهره‌برداری از انرژی خورشیدی یا نوع دیگری از انرژی هر چه زودتر برای این‌گونه مقاصد مصرفی آغاز گردد، مانند رویۀ جدا سازی هیدروژن از آب.
اشپیگل: برخی از کشورهای صادر کنندۀ نفت تلاش کرده‌اند که از نفت به عنوان یک سلاح سیاسی برای دستیابی به اهداف سیاسی خاصی در مناقشات منطقه خاورمیانه استفاده کنند.

● من بر این باور هستم که ما در گذشته توسط قوای استعمارگر و جهان سرمایه‌داری مورد تاراج و چپاول واقع شده‌ایم. این تقصیر خودمان بوده است. اگر ما دچار عقب‌ماندگی شدیم، این تقصیر خود ما بوده است.

با وجود اینکه شما یک‌بار گفتید که نفت را به عنوان یک سلاح سیاسی در نظر نمی‌گیرید، همزمان اظهار داشتید که حکمرانی غرب بایستی توسط حکمرانی کشورهای دارای ذخائر نفتی بزرگ جانشین گردد. آیا این آشکارا یک هدف سیاسی بلند پروازانه و جاه‌طلبانه نیست؟
شاه: حکمرانی بر چه چیزی؟ من هرگز چنین چیزی نگفته‌ام؛ من گفتم چنانچه شما زمانی دیگر در وضعیتی نباشید که به کشورهای در حال توسعه کمک برسانید، این نقش کمک رسانی بایستی از سوی برخی از کشورهای تولید کنندۀ نفت اعمال گردد، نه از سوی کشور من، چرا که ما کشوری هستیم با سی و دو میلیون نفر جمعیت. اما برخی از این کشورها آنچنان ثروتمند هستند که نمی‌دانند با ثروتشان چه باید بکنند. این پول و ثروت بایستی در یک ارگان بین‌المللی، دستگاهی مانند یک بانک پرداخت گردد. این کشورها می‌توانند سود حاصله از سپرده‌هایشان را برداشت کنند. این بانک می‌تواند پشتیبانی مالی برای اجرای پروژه‌هایی بر عهده گیرد که شما قادر به بر عهده گرفتن هزینۀ آن‌ها نیستید.

اشپیگل: آیا شما بر این باور هستید که بهای نفت خام، آنچنان که شما آن‌را تعیین کرده‌اید، طی سالیان آینده نیز در این حد باقی می‌ماند، یا اینکه عقیده دارید که این بها بایستی باز هم بالاتر برود؟
شاه: خب، این بستگی به آن دارد که شما چه نوع تورمی را نسبت به ما اعمال خواهید کرد. چرا ما بایستی از قدرت خرید نفت خودمان بکاهیم؟ نفتی که ذخائر آن ۳۰ سال دیگر رو به پایان می‌گذارد، اگر ما آن را با روند امروزی همچنان مورد استفاده قرار ادامه دهیم. من بر این باور هستم که ما بایستی از نفت بیشتر برای امور پتروشیمی استفاده کنیم، برای اهداف پزشکی؛ از آن پروتئین تولید کنیم و مواد خوراکی با کالری و ویتامین‌های بیشتر، به این ترتیب که این ماده سیصد سال دیگر به پایان برسد.

اشپیگل: اما با همه این اوصاف قیمت‌ها بالا می‌روند، و نتیجه این است که حجم زیادی از نقدینگی پولی کشورهای غربی به سوی کشورهای تولید کنندۀ نفت جاری می‌شود، ۳۰ میلیارد مارک به تنهایی از کشور آلمان غربی. چگونه این کشورها می‌توانند این حجم بزرگ و غیر متعارف از سرمایه را جذب و هضم کنند؟
شاه: من فقط می‌توانم درباره خودم صحبت کنم. ما سرمایه‌گذاری خواهیم کرد و همه این درآمد را مصرف کشور خودمان می‌کنیم. ما بایستی این کار را با وسواس و ظرافت انجام دهیم تا باعث ایجاد تورم بیش از حد نشویم؛ و حتی در آن هنگام که زیربنا و شالودۀ اقتصادی کشور چنان گسترده شده که توانایی پذیرش صنایع بیشتری را ممکن می‌سازد. این به آن معناست که تا زمانی که ما نیروی متخصص نداریم، می‌توانیم به همان میزان در خارج نیز سرمایه‌گذاری کنیم.

ادامه دارد ...



همایون ف.هزار واژه



برگرفته از: هفته‌نامه اشپیگل

شنبه، آبان ۱۱، ۱۳۹۲

وقتی او آمد



وقتی او آمــــد :
در گیلان اعلام خودمختاری جمهوری سوسیالیستی گیلان کرده بود.
در جنوب بلوچ ها خود گردان بودند.
ایرانیان برای رفتن به خوزستان خودمختار میبایست ویزا دریافت کنند.
ترکمن ها راه های خراسان را غارت میکردند.
مناطق مرکزی ایران محل جولان یاقیان و لر های شورشی بود.
در کردستان تجزیه طلب ها اعلام جمهوری مهاباد کرده بودند.
در آذربایجان سیمیتقو به همین ترتیب با کمک روس ها مستقل شده بود

وقتی او رفـــت :
ایران دارای بانک ملی و سپه ، ارتش نوین(نیروی دریایی/هوایی/زمینی) ، رادیو ، دادگستری ، قانون مدنی ، راه آهن ، صنایع ، فرهنگستان ، ژاندارمری ، دانشسرای عالی ، دانشگاه ،خبرگزاری پارس ، ثبت اسناد و احوال ، تقویم ایرانی به ماه های اوستایی ، بیمه ، موزه ، فدراسیون فوتبال و ..
زنان وارد اجتماع شده بودند .. مردان از پوشش متحدالشکل و مدرن بهره برده بودند ، عشایر اسکان داده شده ، خانسالاری برافتاده بود .
و تمام اینها و بسیاری خدمات دیگر مثل احیای اماکن باستانی و ملی تنها در مدت 16 سال و بدون بودجه نفت به انجام رسید .

بله او رضـا شـاه بـزرگ ، معمار ایران نوین بود .
روحش در آرامش ابدی

شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۹۲

ابرمرد شرقی



در طی 34 سال گذشته بارها و بارها از مخالفان رژیم شاه بخصوص چپها و غیره در مورد اموال وپولهای خاندان پهلوی شنیده ایم...اما آنچه که اصلا نشنیدیم سرمایه گذاریهای رژیم شاه به نام ایران و کشور ایران در خارج از مرزهای ایران بوده...

خرید سهام شرکتهای معتبراروپایی و آمریکایی از جمله مالکیت نیمی ازمیدان گازی رام در بریتانیا-سرمایه گذاری در شرکت آب لندن-خرید 10 درصد از سهام مجتمع غنی سازی یورودیف فرانسه - خرید سهام مجموعه شرکتهای بنز و کروپ و خرید مجموعه ساختمانهای بازرگانی و تجاری در مناطق گران قیمت دنیا از جمله مانهاتان نیویورک تنها و تنها نمونه هایی از دوراندیشی شاه فقید برای سرمایه گذاری در آمد حاصل از فروش نفت ایران بود.

"مساله ی مهمی که زمان شاه فهمیدند این بود که پول نفت با توجه به افزایش قیمت جهانی نفت باعث تورم در کشور خواهد شد.این پول یا باید در زیر ساختها سرمایه گذاری شود و یا در واردات از کشورهای غربی و...و یا سرمایه گذاری در خارج.سرمایه گذاری در زیر ساختها چنان ظرفیتی نداشت که بتواند تمام درآمد در آنجا سرمایه گذاری شود.

بخشی از پول به زیر ساختها تعلق گرفت (از جمله در جنوب و واردات لوازم و تجهیزات ...وارد کردن ماشین های ماک و راننده هایی از کره نتیجه ی آن سرعت سرمایه گذاری ها و توسعه بود)و بخشی به واردات اما هوشمندانه سرمایه گذاری از افریقا تا اروپا و آمریکا شروع شد.همه ی سرمایه گذاری ها هدفمند و هوشمندانه بود.در آفریقا در معادن و زیر ساختهای مهم سرمایه گذاری شد از جمله در معادن اورانیم ...در مصر وهند هم سرمایه گذاری شد و سپس در اروپا در زیمنس فرانسه و اورودیف و سپس در انگلیس از جمله در نفت شمال و شرکت اب و...و در آلمان در کروپ که اگر اشتباه نکنم در 190 کشور تاسیسات وکارخانه و...داشت و بنز و ...

همینطور در آمریکا هم سرمایه گذاری خوبی شد از جمله در پان آمریکن و...شما این سرمایه گذاری ها را مقایسه بفرمایید با افزایش قیمت اخیر نفت که هفتصد میلیارد دلار را به باد دادند و نتوانستیم سرمایه گذاری مفیدی داشته باشیم در حالی که شاه 14 میلیارد در آمریکا سرمایه گذاری کرده بودو..." در هر صورت چهارم آبان ماه زادروز مردی بزرگ هست که صمیمانه و از ته دل به ملت و کشور خویش عشق می ورزید و لحظه ای از خیالشان غافل نبود-حتی وقتی که بی مهری دید...بی تردید تاریخ روزی منصفانه و خارج از هر تاثیر و غرضی به قضاوت محمدرضا شاه فقید و آنچه برای ایران کردخواهد نشست ...می دانم از آنچه که بر سر مردم وکشور ایران رفته و می رود روحش در آرامش و شادی نیست ولی مطمئنم یادش تا ابد مانا و گرامیست.

جمعه، آبان ۰۳، ۱۳۹۲

به یاد اعلاحضرت



زاد روزت خجسته باد...، عاشق ایران زمین

آنچه در مدت هجر تو کشیدیم هیهات؛ در یکی‌ نامه محال است که تحریر کنیم

چهارشنبه، آبان ۰۱، ۱۳۹۲

شادروان سردار اسعد بختیاری



امروز یکم آبانماه همزمان با سالروز درگذشت یکی از بزرگمردان تاریخ ایرانزمین است.
سردار اسعد بختیاری ، مردی از دیار رشته کوههای زاگرس ، مردی نژاده ی آریایی ، کسی که در تاریخ سد ( صد) ساله ی گذشته ی ایران ، جای پایی روشن به یادگار گذاشت. 
در نوشته ی کوتاه زیر به خامه ی رضا بهرامی ، وی کوشیده است چکیده ای از زندگی نامه ی این مرد بزرگ را به نگاره در آورد.
یادش گرامی باد

ﺯﻧﺪﮔﯿﻨﺎﻣﻪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ
(1236 ـ 1296 کوچی خورشیدی)
(ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﺧﺮ ﻣﻠﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ):

ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﺧﺮ ﻣﻠﯽ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ . ﻭﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺳﺮﺍﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺑﻮﺩ، ﻧﻘﺶ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﻩ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻧﻬﻀﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺩﺍﺷﺖ . ﺩﺭﺧﺼﻮﺹ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﻭﯼ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽ ﻭﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﯿﻢ.

ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺷﺮﺡ ﺍﺣﻮﺍﻻﺕ ﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ: ...» ﻋﻠﯿﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ، ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺑﺮﻭﻣﻨﺪ ﺣﺴﯿﻨﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺍﯾﻠﺨﺎﻧﯽ ﮐﻞ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ ... ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1274 ﻕ 1857/ ﻡ . ﺩﺭ ﻗﺸﻼﻕ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻣﺘﻮﻟﺪ ﺷﺪ. ﭘﺪﺭ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ -ﺣﺴﯿﻨﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺍﯾﻠﺨﺎﻧﯽ- ﺍﺯ ﺭﺟﺎﻝ ﻣﺘﻨﻔﺬ ﺩﻭﺭاﻥ ﻗﺎﺟﺎﺭﯾﻪ ﻭ ﺍﯾﻠﺨﺎﻧﯽ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺎ ﻣﺘﺤﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﺪ. ﻣﺎﺩﺭ ﺳﺮﺩﺍﺭ
ﺍﺳﻌﺪ، ﺑﯽ ﺑﯽ ﻣﻬﺮﯼ ﺟﺎﻥ، ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺠﻒ ﺧﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﻩ ﺍﻟﯿﺎﺱ ﺧﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺍﺳﺖ. ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺑﻪ ﺗﻌﻠﯿﻢ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﻭ ﻋﺮﺑﯽ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﺻﻮﻝ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﺍﯾﻠﯽ ﻓﻨﻮﻥ ﺭﺯﻡ، ﺍﺳﺐ ﺳﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﺗﯿﺮ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ .
ﻗﺪﺭﺕ ﺭﻭﺯ ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺣﺴﯿﻨﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺍﯾﻠﺨﺎﻧﯽ ﻣﻮﺟﺐ ﻫﺮﺍﺱ ﺣﮑﺎﻡ ﻗﺎﺟﺎﺭﯾﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﻧﺎﺑﻮﺩﯼ ﻭﯼ ﺑﺮﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﻧﻬﺎﯾﺘﺎً ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﻇﻞ ﺍﻟﺴﻠﻄﺎﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺘﻞ ﺭﺳﯿﺪ. (27 ﺭﺟﺐ 1299 ﻕ 1882/ ﻡ ) ﭘﺲ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺣﺴﯿﻨﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺍﯾﻠﺨﺎﻧﯽ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﺳﻔﻨﺪﯾﺎﺭﺧﺎﻥ ﻭ ﻋﻠﯿﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﮐﻪ ﺩﻭ ﺗﻦ ﺍﺯ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺍﺭﺷﺪ ﻭﯼ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﺳﺘﮕﯿﺮﺷﺪﻩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ . ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﯾﮑﺴﺎﻝ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﺍﻣﯿﻦ ﺍﺳﻠﻄﺎﻥ ﺻﺪﺭﺍﻋﻈﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺑﺎ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﮐﻪ
ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺑﺮﮔﺰﯾﺪﻩ
ﺷﺪ . ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻗﺘﻞ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺷﺎﻩ ﺩﺭ
ﺳﺎﻝ 1313 ﻩ.ﺵ ﺑﺎ ﺩﺭﺟﻪ ﺳﺮﺗﯿﭙﯽ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﯾﮑﺼﺪ
ﺳﻮﺍﺭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺰﻭ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﺍﻣﻮﺭ ﺩﯾﻮﺍﻧﯽ
ﺑﻮﺩ.
ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1318 ﻕ 1900/ ﻡ. ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺍﺯ
ﺭﺍﻩ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﻣﺪﺕ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺩﯾﺎﺭ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺳﯿﺮ ﻭ ﺳﯿﺎﺣﺖ، ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺍﺭﻭﭘﺎ پرﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺭﺳﻤﯽ ﻭ ﭘﺎﺭﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﺣﻀﻮﺭ ﯾﺎﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﺟﺎﻝ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺷﺘﻬﺎﺭ ﯾﺎﻓﺖ. ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭﺳﺎﻝ 1324 ﻕ 1906/ﻡ . ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﻣﻌﺎﻟﺠﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﺳﻔﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺳﻔﺮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ
ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺁﺷﻨﺎ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻓﻞ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﻩ ﯾﺎﻓﺖ. ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻃﻠﺒﺎﻥ ﺍﺯ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﻧﻬﻀﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﮐﻤﮏ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ . ﺗﻠﮕﺮﺍﻑ ﻋﻠﻤﺎ ﻧﺠﻒ ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﯿﺰ ﻋﺎﻣﻠﯽ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﺗﺎ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﯿﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﻃﻠﺒﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﻁ ﺭﺍﺳﺦ ﺗﺮ ﮔﺮﺩﺩ.
ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻠﮏ ﺯﺍﺩﻩ ﻣﻮﺭﺥ ﻭ ﺍﺯ ﺭﺟﺎﻝ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﻪ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﻣﻬﺪ ﺗﻤﺪﻥ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﻭ ﻧﻮﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﺍﻗﺎﻣﺖ ﮔﺰﯾﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﮎ ﻣﺪﺗﯽ ﺟﺬﺏ ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻣﺘﺮﻗﯽ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺍﻃﺮﺍﻓﯿﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺷﺪ. ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺗﻠﺨﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ
ﻗﻠﺐ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺯﯾﺮ ﯾﻮﻍ ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﺪ.

ﻓﺘﺢ ﺗﻬـﺮﺍﻥ
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺗﻠﮕﺮﺍﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺻﻤﺼﺎﻡ ﺍﻟﺴﻄﻨﻪ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﺎ ﻣﺘﺤﺪ ﻧﻤﻮﺩﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﮔﺮﺩﺁﻭﺭﯼ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻋﺎﺯﻡ ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺷﻮﻧﺪ . ﻭ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﻫﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺪ. ﺍﻭ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻫﻨﺪﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻋﺰﯾﻤﺖ ﻧﻤﻮﺩ . ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻋﻠﻤﺎ ﻭ ﺭﻭﺣﺎﻧﯿﻮﻥ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺖ . ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻧﺰﺩﯾﮑﯽ ﺑﺎ ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺑﺰﺭﮒ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻧﻮﺭﺍﻟﻪ ﻧﺠﻔﯽ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﯽ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ . ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺩﺍﻧﺸﻮﺭﻋﻠﻮﯼ (ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ) ﺩﺭ
ﮐﺘﺎﺏ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ: (ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ) ﺑﺎ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻧﻮﺭﺍﻟﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﻋﻀﻮ ﮐﻤﯿﺘﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﻪ ﺍﯼ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺗﺼﺮﻑ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﺻﻤﺼﺎﻡ ﺍﻟﺴﻠﻄﻪ ﻭ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻢ ﺧﺎﻥ ﺿﺮﻏﺎﻡ ﺍﻟﺴﻄﻨﻪ (ﺍﺯ ﺭﺟﺎﻝ ﻧﺎﻣﺪﺍﺭﻣﺸﺮﻭﻃﻪ) ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺳﻮﺍﺭﺍﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ، ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺳﭙﺎﻩ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺘﺢ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ. ﺩﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺣﺴﻦ ﭘﯿﺮﻧﯿﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺘﺢ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
» ﻋﻠﯿﻘﻠﯽ ﺧﺎﻥ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ، ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺎﯼ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ
ﺍﯾﻦ ﻃﺎﯾﻔﻪ(ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ) ﮐﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻧﮕﺴﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﯿﺎﺭﯼ ﺻﻤﺼﺎﻡ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻗﻮﺍﯼ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﻠﯿّﻮﻥ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻃﺮﻑ ﺑﻪ ﻋﺰﻡ ﻓﺘﺢ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻭ ﺑﺮﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻦ ﺷﺎﻩ ﻋﺎﺯﻡ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺷﺪﻧﺪ . ﻭ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻣﺨﺘﺼﺮﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ روستای ﺑﺎﺩﺍﻣﮏ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﮐﺮﺝ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﻗﻮﺍﯼ ﻗﺰﺍﻕ ﻭ ﺳﯿﻼﺧﻮﺭﯼِ ﺣﺎﻣﯿﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺻﺒﺢ ﺟﻤﺎﺩﯼ ﺍﻻﺧﺮﯼ 1327 (ﻗﻤﺮﯼ) ﻭﺍﺭﺩ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺷﺪﻧﺪ. (25 ﺗﯿﺮ ﻣﺎﻩ 1288 ﻩ.ﺵ 1909/ﻡ ).
ﻣﺤﻤﺪ ﻋﻠﯽ ﺷﺎﻩ ﺑﻪ ﺳﻔﺎﺭﺕ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﻘﺮﺍﺭ ﯾﺎﻓﺖ.
ﺭﻭﺯ ﺁﺩﯾﻨﻪ ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﯿﺮﻣﺎﻩ 1288- 27 ﺟﻤﺎﺩﯼ ﺍﻟﺜﺎﻧﯽ 1327) ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻭﺯ ﭘﺮ ﺟﻮﺷﯽ ﺑﻮﺩ ... ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻭ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﺑﻬﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺸﯿﻤﻨﮕﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺳﺘﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﻣﯽ ﺷﺘﺎﻓﺘﻨﺪ.
ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﮔﺎﺭﺛﻮﯾﺖ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﻣﯿﻨﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺧﻼﻝ ﺳﺎﻝ ﻫﺎﯼ 1911 ـ 1905 ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ ﻣﻬﻢ ﻭ ﭘﺮ ﺗﺸﻨﺞ ﮔﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺟﻨﺒﺶ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﺿﻤﻦ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : ﭘﺮ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﻘﺶ ﻭﺍﻻ ﻭ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺟﻨﺒﺶ ﻣﺸﺮﻭﻃﯿﺖ
ﺍﯾﻔﺎ ﮐﻨﺪ. ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻭﺯﯾﺮ ﺩﺍﺧﻠﻪ(کشور) ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺷﺮﺍﯾﻂ ﺑﺤﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺷﺎﯾﺴﺘﮕﯽ ﮐﺸﻮﺭ ﺭﺍ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﮐﺮﺩ . ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺩﺭ ﮐﺎﺑﯿﻨﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﻌﺪﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺻﻤﺼﺎﻡ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﺑﺎ ﺭﺍﯼ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﻣﻠﯽ ﺭﺋﯿﺲ ﺍﻟﻮﺯﺭﺍ (ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ) ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﮔﺮﺩﯾﺪ. ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﮓ ﻫﺎﯼ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﻧﯿﺰ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺭﺷﺎﺩﺕ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ. ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮﺭﺍﯼ ﻣﻠﯽ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﺱ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺑﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺗﺠﻠﯿﻞ ﻭ ﻟﻮﺡ ﺳﭙﺎﺱ ﻭﯾﮋﻩ ﺍﯼ ﺑﻪ ﻭﯼ ﺍﻫﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﻭﺯ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ، ﻇﻬﻮﺭ
ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪ ﻭ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ، ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ
ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﯾﺞ ﺍﺯ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﮐﻨﺎﺭ
ﺯﺩﻩ ﺷﺪﻧﺪ.

ﻭﯾﮋﮔﯽ ﻫﺎﯼ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ:
ﺑﯽ ﺗﺮﺩﯾﺪ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﻓﺮﺩﯼ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺧﻮﺍﻩ، ﻭﻃﻦ ﭘﺮﺳﺖ ﻭ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺳﺘﯿﺰ ﺑﻮﺩ. ﻭ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻧﻘﺶ ﺍﺭﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻭﺳﺖ ﻭ ﺭﻭﺷﻨﻔﮑﺮ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺷﺎﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﻫﺎﯼ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﻪ ﺛﻤﺮ ﺭﺳﺎﻧﺪ . ﺍﺩﺑﺎ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﺎﻥ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻋﻼﻣﻪ ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ، ﻋﻼﻣﻪ ﺩﻫﺨﺪﺍ ، ﻣﻠﮏ ﺍﻟﺸﻌﺮﺍ ﺑﻬﺎﺭ، ﻭﺣﯿﺪ ﺩﺳﺘﺠﺮﺩﯼ، ﺩﮐﺘﺮ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻠﮑﺰﺍﺩﻩ (ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻣﻠﮏ ﺍﻟﻤﺘﮑﻠﻤﯿﻦ) ﻭ ... ﺍﺯ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻤﺘﺎﺯ ﻭﯼ ﺗﺠﻠﯿﻞ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻫﺎﯼ ﺣﺎﻣﯽ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ
ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﻧﻤﻮﺩ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺩﺭ ﻣﺮﮐﺰ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﭼﻬﺎﺭﻣﺤﺎﻝ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻭ ﺟﻮﻧﻘﺎﻥ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺗﺎﺳﯿﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻣﻌﻠﻤﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻋﺰﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ . ﻭﯼ ﻋﻼﻗﻤﻨﺪ ﺑﻪ ﻧﺸﺮ ﮐﺘﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﺁﺛﺎﺭﯼ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺮﺍﻧﺴﻪ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻭﯼ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮔﺮﺩﯾﺪ.
ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺗﺸﻮﯾﻖ ﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺖ ﻭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺤﺼﯿﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﻋﺰﺍﻡ ﺷﺪﻧﺪ. ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺁﺭﺍﻡ ﻭ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﺟﻮﯼ ﻭﯼ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﯿﺎﻧﺠﯽ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﺒﻮﻝ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﻊ ﺍﺧﺘﻼﻓﺎﺕ ﺍﯾﻞ ﭘﯿﺸﮕﺎﻡ ﺑﻮﺩ . ﻋﻠﯿﺮﻏﻢ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﺍﺕ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﯼ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﺘﯿﺎﺭﯼ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ.ﺳﺮﺩﺍﺭ ﺍﺳﻌﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﭘﻨﺞ ﺷﻨﺒﻪ 14 ﻣﺤﺮﻡ 1336 ﻩ . ﻕ. ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ 1917 ﻣﯿﻼﺩﯼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭ ﭼﺸﻢ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻭ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭﮔﺬﺷﺖ. ﺟﻨﺎﺯﻩﺍﺵ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﻟﺖ ﺑﺎ ﺗﺸﺮﻳﻔﺎﺕ ﺭﺳﻤﻲ ﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﮐﻪ ﺟﺴﺪ ﻭﻱ ﺭﻭﻱ ﺗﻮﭖ ﺣﻤﻞ ﻣﻲﺷﺪ ﺗﺸﻴﻊ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻭ ﺷﮑﻮﻩ ﺧﺎﺻﯽ ﺩﺭ ﺗﺨﺖ ﻓﻮﻻﺩ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺷﺪ .

سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۲

کربلای خیالی


کربلا صحرا نبود ، جلگه بود ... هوا گرم نبود ، سرد بود ! دهم عاشورای سال 61 هجری ...قمری برابر با 21 مهرماه سال 59 هجری شمسی است....بله عاشورا در فصل پاییز بود !!!
در اين ماه از سال هوا رو به سردي ميگذارد لازم به توضيح است كه در زماني كه زمين اينقدر آلوده نبوده ، هوا از نيمه دوم شهريور ماه رو بسردي گذاشته و در مهرماه كاملا خنك بوده است. عراق سرزميني جلگه اي و حاصلخيز ميباشد و يافتن كويري خشك و بي آب و علف ( آنگونه كه شيعيان ميگويند )در آن سخت است.
كربلا دقيقا در كنار رود فرات و تقريبا در مدار جغرافيايي شهر اصفهان قرار دارد و خشك بودن و بياباني بودن آن در سال 680ميلادي كمي نامحتمل است !
رودخانه فرات یکی از پرآب ترین رودخانه های منطقه است که عرض آن در بعضی از نقاط به چند کیلومتر هم می رسد ، پس چگونه ادعا می شود که این رود را سپاه یزید بر سپاه امام حسین بسته است ؟؟؟
در جلگه حاصلخیز کربلا با کندن 4 الی 5 متر می توان به آب رسید. آیا آن 72 تن توانایی کندن زمین را نداشتند ؟؟؟
سپاه حسین بن علی که با کاروانی از شتر ها به آنجا آمده بودند ، آیا نمی توانستند با شیر شتر هایشان از عطش خود و فرزندانشان بکاهند ؟

* هر مزخرفی را باور نکنید، قصه کودکانه حسین ابن علی را فراموش کنید، هرگز اینطور اتفاق نیافتاده است.

دوشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۲

بی بی سی بنگاه تفرقه پراکنی



حرفهای نادر سلطانپور را در گفتگو با دکتر مهاجرانی بارها شنیدم. آنها را نوشتم که با هم می خوانیم.
سلطانپور: "تقریباً هیچ کشوری در دنیا نیست که امروز مرزهایش بر خون مردم دیگری بنا نهاده نشده باشد. هر کشوری، از آمریکا، ایران، عراق، و اردن و سوریه، همۀ کشورها جعلی هستند که بعد از سقوط امپراطوری عثمانی بوجود آمده..."
مهاجرانی با چهره ای در هم که نشان دهندۀ خشم اوست، سخن سلطانپور را قطع می کند و می گوید: "حداقل در مورد ایران قطعاً این داوری شما درست نیست. بخاطر اینکه ما در واقع، به عنوان یک ملت مهاجرت کردیم، آریاها اومدن در این سرزمین، و در واقع، می شود گفت ما ملتی هستیم که بیش از 6 هزار سال است در این نقطه از جهان زندگی می کنیم. البته دوره هایی مرزهای ما کوچکتر شده و ما محدودتر شدیم..."
آیا آنگونه که سلطانپور بعداً به فرناز قاضی زاده گفت تنها لغزش او بوده؟ من این گونه نمی اندیشم. یادمان باشد که برای نخستین بار یک انگلیسی نام جعلی خلیج ع . ر. را به زبان اعراب انداخت

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۲

شریعتی ضد ایرانی



شریعتی کله پوک مرجع تقلید بسیاری از ایرانیان خِرَدباخته .. 

بی جهت نیست تمام این اراذل ان گلابی(کودتای 57) یه عکس از این اجنبی تو زندان دارن ...
شاه میشناخت این پتیاره هارو ، میفرستادشون حلفدونی آب خنک بخورن .. کاش دارشون میزد تا مملکت به این روز نیفته 

شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۲

دویست سال از تجزیه ایران بزرگ گذشت




بیستم مهر ماه2572 شاهنشاهی دویستمین سالگرد یکی از تلخ‌ترین رویداد‌های تاریخ ایران زمین یعنی قرارداد گلستان است، قراردادی که تجزیه متناوب سرزمین‌های ایرانی بعد از آن، جدایی بیش از سه‌ و‌نیم‌ میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران را به دنبال داشته است.
در قرارداد ننگین ۱۱۹۳ خورشیدی برابر با ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی، تمامی خانات جنوب قفقاز، شامل خانات باکو، خانات شیروان، خانات قره‌باغ، خانات گنجه، خانات شکی، خانات قبا، بخشی از خانات تالش، دربند، داغستان و گرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.

یادگاری ننگین از پادشاه بی‌کفایت و بی‌لیاقت قاجار که غرق در فساد اخلاقی و حیف و میل اموال عمومی، از پاره‌های سرزمین تاریخی ایران زمین چشم پوشید... مروری دیگر بار به سرزمین‌های ایرانی که در طول زمامداری حاکمان بی‌لیاقت، ضعیف و ضد ملی قاجار در ۲۰۰سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند، برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته برای همه مسئولان و قاطبه مردم ایران ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. دشمنان ایران زمین امروزه نیز با تجهیز و پشتیبانی گروه‌های تجزیه‌طلب قومی و زبانی در آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان، همچنان ‌درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه وکوچک‌تر کردن آن هستند، مساله‌ای بسیار مهم که به هیچ‌وجه نباید مورد غفلت مسئولان، رسانه‌ها و مردم ایران قرار گیرد.

سرزمین‌های جداشده تا پایان قاجاریه
کشور های حوزه تمدن ایران بزرگ که در طول ۲۰۰ سال گذ شته در سرزمین‌های جداشده از ایران تشکیل شده اند عبارتند از:
 ۱-حــوزه قفقاز(معـــروف به ۱۷ شهر قفقاز): شامل کشورهای: گرجستان،ارمنستان، اوستیای شمالی و جنوبی،آبخازستان(معروف به آبخازی)، دولت باکو و مناطق تحت تسلط روسیه شامل،داغستان و چچنستان(معروف به چچن)

۲-حوزه ورارود ( آسیای میانه یا ماوراءالنهر): شامل کشور های
تاجيكستان،ترکمنستان،ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان

۳ -حوزه ایران شرقی : شامل افغانستان و هرات و دو سوم بلوچستان و کلات(در پاکستان)

۴ -حوزه خلیج فارس: شامل بحرین بزرگ (متشکل از جزیره بحرین، قطر و کرانه های فعلی عربستان در خلیج فارس موسوم به منطقه الشرقیه)، عمان و استان جلفاوه (امارات امروزی)

۵ - حوزه کردستان بزرگ که دو سوم آن در جنگ های امپراتوری عثمانی با ایران به اشغال این کشور در آمد و بعد ها بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد. این سرزمین ها یا بر اثر جنگ های نابرابر و یا با قرارداد‌های خفت بار و تحقیر‌آمیز منعقد شده بین شاهان ضعیف ایران و قدرت های استعماری به ویژه دسیسه‌های انگلیس كه بر ایرانیان تحمیل شده است، تجزیه شده است.

از این روی مرور تاریخ معاصر و حوادث غم انگیز تجزیه ایران بزرگ می تواند ما را در شناخت حدود واقعی مرز های ایران بزرگ وحفاظت هر چه جدی تر از ایران امروزکه یک سوم سرزمین های واقعی ایران بزرگ را در بر می گیرد و فراهم آوری فرصت یکپارچگی فرهنگی این سرزمین های جدا افتاده از هم مصمم تر سازد.
نقشه های ایران پیش و پس از قاجاریه نشان از تجزیه بخش های متعددی از ایران دارد بخش هایی که به ویژه در دوران ۳۷ ساله حکومت فتحعلی شاه قاجار پس از جنگ های پردامنه ایران و روسیه از ایران جدا شدند به بیش از ۲۷۳۰۰۰ کیلومتر مربع می رسند و در دوران حدودا پنجاه ساله حکومت ناصرالدین شاه قاجار نیز جدایی بیش از ۲۱۹۶۵۰۰کیلومتر مربع از سرزمین های تاریخی ایرانیان به وقوع پیوست و آخرین تجزیه نیز در سال ۱۹۷۰ با جدا شدن استان چهاردهم ایرا ن یعنی بحرین به وقوع پیوست .
آن چه در این میان حائز اهمیت است این که پس از جدایی غیر قانونی بحرین از ایران در سال ۱۹۷۰ میلادی که هیچ گاه به تایید ملت ایران نرسیده توطئه دشمنان ایران زمین برای ادامه تجزیه گام به گام ایران عزیز، ابعاد و شکل جدیدی پیدا کرده است.

نقشه شوم تقسیم ایران بین روسیه و انگلیس (نقشه پیوست شماره ۲)،
نقشه برنارد لوییس انگلیسی در سال ۱۹۷۸ میلادی جهت تبدیل ایران به ایرانستان (نقشه پیوست شماره ۳)،
و نقشه تهیه شده توسط رالف پیترز (نقشه شماره ۴)،
و نیز نقشه خاورمیانه بزرگ با ایران تجزیه شده (نقشه پیوست شماره ۵).
تنها بخشی از زوایای توطئه های موجود برای تجزیه باقیمانده سرزمین های بزرگ ایران ارزیابی می شود که هوشیاری هر چه بیشتر ایرانیان به ویژه دست اندرکاران سیاست خارجی ایران را برای پیشگیری و مقابله با هر اقدامی که منافع بلند مدت ملی و تمامیت ارضی ایران را توسط بیگانگان ضد ایرانی فراهم كند به ویژه در خلیج فارس و دریای کاسپین می طلبد.

بر این پایه پی ریزی « پیوند (اتحادیه) کشور های همسود (مشترک المنافع) فلات ایران»یک راه مقابله با توطئه های تجزیه ایران و ضرورت تاریخی و هویتی تلقی می شود که چندین دهه است ذهن هم تباران ایرانی و غیر ایرانی را به خود مشغول کرده است.

یک پرسش اساسی ، نام این پیوند( اتحادیه) است .با توجه به این که ایران بزرگ تاریخی، همه سرزمین ها و اقوام و زبان های متنوع واقع در فلات ایران را در بر می گیرد و محدوده شناخته شده رسمی فعلی کشور ایران در بخشی از ایران بزرگ قرار دارد بنابراین با وجود نام هایی چون پیوند(اتحادیه) فلات ایران،پیوند کشور های آسیای جنوب باختری، پیوند کشور های وارث تمدن ایرانی،پیوند ایران بزرگ،پیوند آریانا و... کشور های این منطقه ممکن است به دلیل نام های متداول فعلی یا زبان رایج هر کشورانتقاداتی به هر یک از این نام ها داشته باشند. لذا پیشنهاد نام “ نوروز” برای آن بدین دلیل بسیار مناسب خواهد بود که هموندی بیش از پیش همه کشور های حوزه فرهنگی ایران زمین و توسعه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی آنان را به دنبال خواهد داشت.

تردیدی نیست که واژه پر معنای « پیوند نوروز» علاوه بر این که یاد آور پیشینه سترگ تاریخی فرهنگی مشترک همه ایرانی تباران است ، مورد پذیرش همه کشور های یازده گانه و سایرمناطق نیمه مستقل واقع در این منطقه بوده و اختلاف نظری در باره آن وجود نخواهد داشت. نکته با اهمیت این که دست دشمن تاریخی ایران یعنی انگلیس درهمه قرارداد های ننگین پیش گفته منجر به تجزیه ایران هویداست.

بی‌تردید ادامه بی علاقگی و بی توجهی جامعه ایرانی به مطالعه آن چه بر سرزمین های ایرانی در طول ٢٠٠ سال گذشته است، تهدیدی است برای منافع نسل های آینده ایرانیان. لذاآگاهی رسانی همگانی درباره گذشته عبرت انگیز و تاریخ دو سده گذشته چراغی است فراروی تصمیم گیری های راهبردی بلند مدت مسوولان ایرانی برای افق آینده که یکی از راه کارهای برون رفت از این خاطره تلخ تاریخی همانا اقدامات عملی برای تشکیل« کانون کشورهای همسود ایران بزرگ» خواهد بود.

- میرمهرداد میرسنجری استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئو پليتیک