شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

یکشنبه، آذر ۲۶، ۱۳۸۵

مارکسیستهای ایرانی

گویا مارکسیستهای ایرانی علاقه زیادی به تاریخ دارند اما آیا تاریخ آنگونه که لنینیستهای وطنی ادعا می کنند شاهدی است بر صحت پنداره های آنان آیا تاریخ بر افکار پوپر بر لیبرالیسم بر اقتصاد آزاد و مالکیت خصوصی مهر بطلان زده است و در عوض لنین استالین مائو کاسترو و مارکسیسم را بر منصب حقیقت نشانده است؟

تاریخ اگرچه دستاویز موثری برای اثبات ادعاهای ضد لیبرالی نیست اما شاهدی امین و قابل اتکا بر بطلان طرحی است که مارکسیستها برای ایجاد دگرگونی بنیادین در سرشت جهان و انسان درانداختند و لاجرم جز فاجعه نیافریدند.

تاریخ به ما نشان داد که کارل مارکس با همه بزرگیش در پیش بینی های پیامبرانه اش پیرامون آینده سرمایه داری و تحقق مدینه فاضله کمونیستی راه خطا پیموده است با این حال مارکس جایگاهی رفیع در تاریخ اندیشه دارد اگرچه تجربه تاریخ نادرستی بسیاری از گزاره های فکری او را به اثبات رسانده است مارکس اگر امروز می بود و با توجه به واقعیات تاریخی و عینی که در یک صد سال اخیر روی داد با همان دقت و نبوغ فلسفی منحصر به فردش در افکار خود تجدید نظر می کرد

طی قرن بیستم مارکسیسم در چهارچوب هر دولت یا ملتی که حاکم شد جز فقر و استبداد و ویرانی به بار نیاورد شوروی و اروپای شرقی کامبوج کره شمالی کوبا امروز کافیست به روسیه سفر کنید و نظر مردم را در مورد لنین بپرسید کافی است به تاریخ رجوع کنید و عملکرد شرم آور مارکسیسم روسی در سرکوب و کشتار و بیگاری کشیدن از مردم را مشاهده کنید

بد نیست یاد آور شویم انقلاب فرهنگی اختراع جمهوری اسلامی نبود انقلاب فرهنگی حاصل دستگاه نظریه پردازی مائو و برآمده از انقلاب سرخ چین بود که بعدها بسیاری از رژیمهای توتالیتر آن را درون مرزهای خود مونتاژ کردند امروز کافیست به کوبا بروید تا با نمونه عینی یک رژیم توتالیتر و سرکوبگر مواجه شوید تاریخ به ما می آموزد که اقتصاد مارکسیستی مساوی است با حاکمیت توتالیتاریسم و امحاء جامعه مدنی تاریخ در باب لنینیسم چه نکته مثبتی به ما می آموزد آیا قرار است دیکتاتوری خلقی را جایگزین استبداد دینی کنیم شما امروز که هیچ قدرتی در دست ندارید در تریبونهایتان از هر فرصتی برای فحاشی به مخالفان فکری تان استفاده می کنید پس از کجا معلوم که فردا دست در کار صدور کیفر خواستهای استالینیستی برای آنان نشوید ای کاش لااقل گرایشهای دموکراتیک و معتدل مارکسیسم را سرلوحه کار خویش قرار می دادید

دریک جایی خواندم که نوشته بود این تبلیغ بورژوایی که چپها آزادی را فدای برابری می کنند باید در هم شکسته شود اتفاقا من هم با این تبلیغ بورژوایی مخالف هستم به نظر من لنینیستهای ایرانی نه فقط آزادی که حتی آرمان برابری را به مسلخ ایدئولوژی و توهمات ذهنی خود می برند مطالعه تاریخ این را به ما می آموزد ومعروف است که آدم عاقل از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود

به راستی اگر لیبرالیسم اینقدر بد است چرا کمونیستهای وطنی و روشنفکران منتقد سرمایه داری که در کشورهای جهان سوم مجبور به ترک سرزمینشان می شوند اولین مقصد پناهندگی و مهاجرتشان کشورهای سرمایه داری و لیبرال است چرا مارکسیستهای دو آتشه وطنی به جای آلمان فرانسه انگلیس و آمریکا به کوبا و کره شمالی و حتی ونزوئلا نمی روند آیا جز این است که اگر مثلا به کوبا بروند عمو فیدل دو دستی به جمهوری اسلامی تحویلشان می دهد چاوز هم که برادر ناتنی احمدی نژاد است آری آنها به غرب می روند زیرا می توانند ازتوسعه آزادی و رفاه موجود در کشورهای لیبرالی استفاده کنند چیزهایی که در ونزوئلا و کوبا و دیگر کشورهای غیر لیبرالی وجود ندارد

آری تاریخ یاور خوبی برای چپهای نوظهور نیست از نمد تاریخ کلاهی برای شما فراهم نمی آید تاریخ حرفهای بسیاری برای گفتن دارد که هیچ کدام به سود لنینیستهای وطنی نخواهد بود

شنبه، آذر ۲۵، ۱۳۸۵

ما تابع رای ملت هستیم

این شعار روزهای اول انقلاب جمهوری حیوانات توسط آقای خمینی بود دیروز هم که انتخابات فرمایشی نظام مقدس بود! ملت هم مثل گوسفند میرفتند تو طویله نظام رای می دادند به چه کسانی؟ به کسانی که از قبل توسط رهبر که آقای خامنه ای میشود خیلی مسخره است خود این آقا رای هم می دهد همینه دیگه وقتی ملت احمق باشند کاریشون نمیشود کرد اینها را باید استخوان هایشان خورد کنیم اینها آدم نیستند حتی وجدان ندارند چه برسد ادعای آدم بودن بکنند خوب گوسفندان ایرانی رفتند رای دادند چی شد تثبیت نظام و آخیش گفتن سران نظام مقدس جمهوری اسلامی! ملت های دیگر هم گفتند که بابا این ملت گوسفند ایران این نظام رو دوست دارند همه آدم ها عقلشون به چشمشون است باور نمیکنید نمونه اش جلوی چشمتون است 28 سال جمهوری اسلامی ایستاده و صفا میکند حالا کی اینها میخواهند دست از قدرت بشویند خدا می داند

می گویند جواب دیکتاتوری را باید با دیکتاتوری داد اما این دیکتاتوری با دیکتاتوری شاه فرق میکند ما از جهت مثبت مثلا انقلاب کردیم (من انقلاب نکردم به من گیر ندین پدران ما انقلاب کردند) به جای اینکه انقلابمون مثبت تر بشود صاف رفت تو منفی و بدتر هم شد یکی اون موقع نبود بگه چرا دین رو با سیاست مخلوط میکنید؟ یکی نبود بگه چرا جمهوری اسلامی؟ یکی نبود بگه چرا روحانیون؟ یکی نبود بگه چرا طرح پرچم رو ریختید به هم؟ و هزار جور سوال دیگه

یادمه اوایل انقلاب آقای خمینی خطاب به شاه ایران(که از ایران رفت) یعنی محمد رضا شاه پهلوی گفت ملت دارند مجسمه هات رو نابود میکنند و تو را فحش می دهند چرا چیزی نمیگویی؟ شاه در جواب آقای خمینی گفت اگر شور انقلابی مردم بخوابد و شعور و عقلشون بیدار شود آن وقت مجسمه های من را از طلا می سازند این حرف شاه برای آقای خمینی یک تو دهنی بود و واقعا حرف شاه درست از آب در آمد حالا چندین سال رو اگه حساب نکنیم الان بعضی از آدم ها نه گوسفندان نظام تازه می فهمند که شاه کی بود و چه کارهایی کرد بگذریم ایران شاهانی داشت که از دم بی کفایت بودند باور کنید کسانی که تاریخ می خوانند به حرف من خواهند رسید شاهان جمهوری اسلامی هم بی کفایت هستند و بی وجدان حداقل میشه گفت آنها وجدان داشتند ولی اینها دست همه رو از پشت بسته اند زیاد از مطلب اصلی دور نشویم انتخابات در نظام جمهوری اسلامی فرمایشی است چه نظارت خارجه داشته باشد و چه نداشته باشد بازم فرمایشی است مگر نمیبینید که از چند روز قبل تلویزیون رادیو روزنامه های دولت و مراجع تقلید هی رجز خوانی میکنند که روز 24 آذر همه جمع شوید توی طویله رای بدهید بابا تا کی خسته نمی شوید؟ اینها دارند کشور رو کمونیستی می کنند نمیفهمید؟ به لحن حرفهای احمدی نژاد توجه کنید

خدا از شما آدم های بی وجدان نخواهد گذشت لعنت بر شما وطن فروشان لعنت بر شما دیوانگان که به هر مناسبتی عین گوسفند میروید به طویله نظام اینم گذشت مهر تایید زدید بر نظام رفت تا یک مناسبت دیگر که بازم مثل گوسفند بروید در طویله نظام

جمعه، آذر ۲۴، ۱۳۸۵

سازمان ملل سازمان تشریفاتی ایالات متحده آمریکا

سازمان ملل متحد نه تنها يك سازمان تشريفاتيست بلكه اين سازمان آيينه سياستهاي آمريكا و ديگر ابر قدرتان است اين سازمان را بهتر بود سازمان ابرقدرتان متحد ميناميدند اما دمکراتيزه کردن سازمان ملل با حذف حق وتو از 5 عضو دايم سازمان ملل و جايگزين کردن آن توسط گروه منتخب 10 نفره که هر 5 سال يکبار انتخاب ميشوند ميتواند وجه ديگری برای سازمان ملل به ارمغان بياورد با استفاده از حق انحصاری قدرت در سازمان ملل نمیشود که شعار گسترش دمکراسی را در دنيا داد و انتظار داشت که همه به آن عمل کنند

سازمان ملل نه یک نهاد موثر است و نه یک نهاد تشریفاتی بلکه یک نهاد انحصاری است که عده از اعضای دایم آن از آن جهت فشار علیه دیگر کشور ها استفاده میکنندو تغییر در آن یک امر ضروری است و حال که بالاتر از شصت سال از جنگ جهانی دوم گذشته ضرورت بر اعضای دایم و غیر دایم احساس نمیشود کل کشور ها باید سهم مساوی در آن داشته باشند تا وقتی سیاستمداران در دنیا حکومت می کنند نمی توان به جهانی در صلح و عدالت اندیشید کسانی باید مدیریت جهان را در اختیار داشته باشند که مدیریت بهتری نسبت به دیگران دارند و بخشهای مدیریتی را باید بر اساس دانایی محوری فعال کرد با نگاهی به مدیریت کنونی به راحتی می توان فهمید که کشورهای شرق آسیا بهترین گزینه های مدیریتی برای جهان هستند متاسفانه بسیاری بر اثر تبلیغات با نفوذ غربگرایانه بر این تصورند که دلیل زیبایی و پیشرفت غرب بر اثر نوع حکومت آنجاست در حالی که همه چیز بر اساس علم و مدیریت آن است

سالهاست که برسر اصلاحات در شورای امنيت سازمان ملل بحث و جدل وجود دارد شکل فعلی اين شورا با وجود حق وتو نه دمکراتيک است و نه کارآمد دمکراتيک نيست چون گروهی از کشورها قادرند نظر خود را بر ديگران تحميل کنند کارآمد نيست چون هر کدام از اين پنج کشور دارای حق وتو اگر منافع خود را در تضاد با تصميم جمعی شورا ببيند بی درنگ آن را وتو ميکند

به نظر من بايد عبارت سازمان ملل را از تابلوها و دفاتر اين سازمان حذف و عبارت سازمان آمریکا را جايگزين آن کنند که خيلی بيشتر برازنده آن است برای مثال در زمان جنگ اسرائيل و لبنان با وجود موافقت تمام دنيا به استثنائ آمريکا با آتش بس سازمان ملل هيچ اقدامی نتوانست بکند. خوب اين سازمان به چه دردی می خورد؟ يکی به من توضيح بدهد که حق وتو برای 5 کشور از بين بيش از 200 کشور چه مفهومی دارد؟

سازمان ملل یک سازمان بازیچه در دست قدرتهای زورگوی دنیا سازمانی که جرات نداشته باشد از حق کشورهای ضعیفتر در برابر زورگویی قدرتهای جنگ طلبی مثل آمریکا دفاع کندچه جایگاهی میتواند در برابر چشمان ملیاردها انسان داشته باشد؟

سازمان ملل هیچ وقت برای من ارزشی نداشته و نخواهد داشت

سه‌شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان ششم

۶.فرمان سر رشته داری :

در اندیشه ما برترین سامان ( نظام ) سر رشته داری آن سامانی است که بر آمد اراده ملت باشد. این امر در آئین باستانی سررشته داری ایرانیان در سامان پادشاهی نمایان میشد. ما نیز پوینده راه نیاکانیم . خواسته داز پادشاهی ، سلطنت ( کس ) یا (دودمان) ویزه یی نیست . ولیکن این نیز روشن است که سیستم جمهوری از آن توده های بی ریشه و تازه به دوران رسیده است . سوسیالیسم ملی وناسیوکراسی ( ملت سالاری ) از اندیشه های بنیادینی است که میتواند در آینده راهگشای ما باشد . برای ما ، سررشته داری یی برخاسته از خواسته ی ملت ما . هر سامان سیاسی که این دو گوهر بنیادین ( ناسیوکراسی و سوسیالیسم ملی ) را از برای توده پیاده کند مطلوب ماست . حال چه در سامان شاهنشاهی و چه غیره

ولیکن ملت آریایی نیازمند یک سامان آریایی خواهد بود .

دوشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان پنجم

۵.فرمان فلسفه و اخلاق :

در چنین جهانی فلسفه زندگی ما بایستی فلسفه نیرومندی ( قدرت) و پیروزمندی باشد در جهان جایی از برای مردمان ناتوان و ضعیف نیست جهان ، جهان نبرد و کارزا راست وکسی که از نبرد و کارزار بگریزد شایسته زیستن نیست

گیتی ، گیتی اراده و خواستن است اراده ایی که به قدرت برگردد و فیروزی و کمال طب کند راه نیاکان نیازمند اراده هایی پولادین و دلهایی زتار ( بی رحم ) در برابر دشمنان است بایستی در فلسفه زندگی مان جایی باز کنیم از برای خودباوری چه ، خودباوری قوی ترین و شدیدترین تازیانه است نیرومندترین پر و بال ( نیچه ).

وجای بازکنیم از برای روحیه ی پهلوانی و سلحشوری چنانچه پهلوان منشی و خردمزدایی توام شوند، نیرومندی می افزاید.

در اندیشه ما جایی برای جدایی میان زن و مرد نیست . زنان و مردان بایستی از مات های برابر برخوردار باشند. کم ارزش انگاری زن برآمد رخنه ی اندیشه های پلید نژاد سامی است. به هر حال اخلاق ما بنیان تفاوت جنسی را ( حاصل هر ذهن و اندیشه یی که باشد ) در این کشور ویران میکند.

دروغگویی ، تزویر و ریا همگی بر آمد همنشینی با نژاد پست عرب و یورش مغولان است. راستکاری مایه ی بنیادین فرمان فلسفی ماست و هوخت و هومت و هوورشت سه مشعل جاودانی راه ما.

یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان چهارم

۴.فرمان خاک :

ایران امروزتنها بخشی از ایران آمیغی است . ایرانیان پیشین دو ایرانشهر و امپراتوری بزرگ را پایه نهادند. واکنون ما بایستی ایرانشهر سوم بر پایه های خاک و خون ایرانی بنا کنیم . ایرانشهر سوم ادامه همان ایرانشهر ساسانی خواهد بود با همان مرزهای تاریخی ایرانیان که مبنای پهن ایرانیسم است

زنده کردن شهریاری ی ساسانی از آرمانهای ماست و بر آنیم تا شکوه و سرافرازی خود را از همان جا که مانده دوباره بیآغازانیم

گریه کن بر مرگ دارا و زوال دولتش .........کز جلال دولت کوروش عجم داراستی

گریه کن بر انقراض دولت ساسانیان........... کاین مذ لت ها همه برخاسته از آنجاستی

گریه کن بر یزدگرد آن پادشاه بی پناه........ کآسیا باینش کشت و خود نگفت این شاستی

بر مدائن گریه کن کز صد مدینه برتر است ........طاق کسرا بین که جفت امروز ناکراستی

گریه کن بر نخجوان بر ایروان بر شیروان.......گریه کن بر گنجه تا گنجینه ات گنجاستی

شنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان سوم

۳.فرمان دینی

دیو تعصب مذهبی بایستی جای خویش را به همزیستی و باهمی ملی دهد ایران را حاجتی به اندیشه های سامی نیست اندیشه های سامی همواره دروغگویی دژآگاهی و دورویی را می آموزد و اندیشه آریایی راستی و مردانگی ایرانیان در ازای پیشینه یکتاپرستی و رامش خواه بوده اند . و اندیشه و فلسفه مزدایی و خردگرایی آنان را بس است شیوه سامیان شایسته وحشیانی چون خودشان است و دستاویزی مناسب کار دست تیمورها و سلطان محمودهاو خدابنده ها و هلاکوخان ها

ما را نیازی به سلوک بیگانگان نیست سلوک ما سلوک ایرانبانی و مزدایی

اختلاف دین به جز تخم نفاق و کین نکاشت ..........حاصل دین تو ز آنرو کینه و بغضاستی

مهر ایران تا نصیب غیر ایرانی بود................. قسمت ایرانیان بی مهری مزداستی

غیرت ایران پرستی کو تا بارنگ خون ..........زنگ غیرت شوید از دل گریه غیر اقواستی

تا تو قدر خود ندانی کس نداند قدر تو.............. خود پرست اینجا قول حق یکتاستی

پیش ما بیگانه بیگانه است و ما ایران پرست..... هرکه جز ایرانیان نه جزو این اعضاستی

جمعه، آذر ۱۷، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان دوم

۲.فرمان زبان :

زبان پارسی مانند روان توده ی ماست . این زبان از آن تیره ی ویژه ای ( فارس زبان ) نیست. بلکه از آن همه مردم ایران است. چه آذری ، چه کرد زبان ، چه تاجیک ، چه پشتون ، چه تا تی و چه تالشی ، چه اوستی و آسی چه کروات و چه ... .

پس پارسی عریز را پاسدار باشیم و آن را از آمیزش با زبانهای دیگر به دور نگهداریم.کاربرد بی جای واژگان بیگانه در گفتار و نوشتار ، به جنون ماننده است . اکنون زمان فخر فروشی به واسطه تازی دانی به سر آمده و تازی دانی مباهات و علم به شمار نمیرود. همچنین باید گویش ها و نیم زبانهای دیرین پارسی ، همچون کردی . لری بلوچی . تاتی و تالشی و..... پشتیبانی کنیم. واز همه مهمتر نام و یادمان آذری از میان رفته بواسطه ترکی را زنده نگهداریم .

آشکارا میگوئیم در آذربایگان ترک وجود ندارد. ایرانیان نژاده همان کردان و آذربایگانیا ن اند . که کردان به واسطه شاخه مذهبیشان و آذری ها به واسطه گویش عارض شده بر آنها شاخص شده اند . ولی تورکی در دیار زرتشت زبانی است بیرونی و عاریتی و پارسی زبانی است محوری.

چه سان نسوزم و آتش به خشک وتر نزنم .............که دیار زرتشت حرف چنگیز است

سه‌شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان اول

به سوی سودا و ستاره بشتابید

پدیدار شوید

ای پناهندگان عشق

ای آموزگار زحمت کشان

ای اردیبهشت

بهمن

ای شاعران قبیله من

پدیدار شوید و گوش ها را

به فرمان این ارابه دان آریایی فرا دهید

1. فرمان نژاد:

آزمایشگاه تاریخ به ما نشان داده که هر نژادی دارای یکسری توانمندی ها است که سایر نژادها ، بی بهره از آن هستند . اگر این اندیشه را دنبال کنیم ، خواهیم دید که هر نژادی توانا نیست تا فرهنگ و شهر آئینی بر پا کند . برخی نژادها آفریننده و برخی دیگر بی بهره و برخی دیگر ویران کننده اند. در این میان ملت ما ملتی است که درازای تاریخ سکاندار شهرگیری و تمدن بوده است . و این توانایی در جنم و نژاد ما نهاده شده است . نژاد آرین ، از دید هوش ، زیبایی و توانای های گوهرین برتر و برجسته تر از سایر نژادها است . پس آرمان ما پاسداشت ، نژاد آریایی در ایران و از میان بردن ناخالصی های نژادی است که در

در ازای پیشینه بر ملت ما« عارض » گشته است.

وبراستی نژادی از آن دست که تا کنون چندین شهرگیری ی فرهنگی و سیاسی را بر پاداشته وبا وجود ناملایمی های روزگار و ناجوانمردیهای توده های دیگر همچنان سرپا ایستاده شایسته پرستش است .

پرستش این نژاد به هیچ روی قابل سرزنش نیست. ملت ایران تلنگرهای مهیبی را تا کنون تاب آورده که تنها یکی از آنها برای نابودی هر نژاد دیگری کفایت میکرد . تازش اسکندر ، یورش تازیان ، حمله مغول ، هجوم تیمور ، ایلغار ترک ، یغمای ترکمن ،کشتار عثمانی ، دسیسه انگلیس و ...هر کدام میتوانست ملل باستانی دیگر ، همچون ، چین و هند و هلن را نابود کند . همچنان که در بسیاری موارد کرد . مگر سومریان با آن فرهنگ و شهرگیری بزرگ نابود نگشتند ؟؟ مگر آشوریان و قبطیان و مایاها از صفحه تاریخ محو نگشتند؟! ولی اینک ما «ایرانیان » از ژرفای سات های نامه باستان همچون سروی قد بر افراشته ایم و زبان و تبار خویش را نگهبانیم . و همچون پدرانمان آئین های نیاکانمان را پاس میداریم .

پس آشکارا و بی واهمه میگوئیم : ما نژاد پرستیم و نژاد آریان را پرستار و نگهبان . اگر ملت ایران بخواهد یک رستاخیز همه جانبه دیگر را انجام دهد و در این راه به پیروزی برسد ، این آرمان بدون داشتن اندامان پاکنژاد در همبودگاهمان بدست نمی آید پس بایستی برای پالایش نژادمان از آخشیج های ناخواسته کمر همت ببندیم.

کشور اهورائی ایران باید از هستی اهریمنی اعراب و ترکمن ها پالوده شود .

این خواسته ها با شیوه های زیر محقق میشوند :

۱.جلوگیری از زاد ولد

۲.کشتار بلا انقطاع

۳.بیرون راندن آرام و آهسته

آنکه دعا کردن آموزانده راه نفرین نیز نمایانده ، کینه و نفرت از دشمنان تاریخی و کشنده ی پدرانمان بایستی در دل های تک تک ما جای باز کند. آنان که سالها ملت ایران را زیر ستم ن شکنجه کرده اند و به ایلغار و یغمای ما پرداخته اند یا انانکه به زعم خود با ما به جهاد آمده اند ، و رفته رفته شهر گل و بلبل را به گورستانی دگر کرده اند ، برادران و دوستان و بستگان ما نیستند . بلکه دشمنانی هستند خونی و شیطانی . آکنون نیز اگر مجال و فرصتی بیابند باز ماندگانشان راه اجداد وحشی شان را پیش خواهند گرفت . پس به قول نیچه بزرگ : اگر کسی کین می ستاندیم به نیکی نزدیکتر میبود .

ظلم و جهل تورک و تازی ظلمت و فحشا فزود.......... ظلم و جهل آری ، اساس ظلمت و فحشاستی

نیست در رگ هیچت از خون شهیدان وطن.......... لا برم غم شاهد و خون دلت صهباستی

پنجه چنگیز و تاتارت به هم زد تارو پود........ چنگ تو بر تار ذلف تورک خوش سیماستی

این همه سردار ملی غوطه زد در خاک و .......... تو نگفتی این شهیدان را کجا ملجاستی

این همه از مادران ما مغول پستان برید .................تو نگفتی شیر مادر در رگ ابناستی

این همه از کشته ها شد پشته وز سرها منار........... تو نگفتی انتقام از ماست تا دنیاستی

گریه کن بر قتل عام جیش تازی و مغول ............کز فساد این دو تاریخ ما غوغا ستی

گریه کن بریاد سرمستان این دیر کهن.......... کز شراب خونشان پیر مغان برناستی

دوشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۵

دشمنان سومكا

مارکسیست ها ، پارلمانتاریست ها وبزرگ تر از این دو سرمایه داری کلان یعنی کاپیتالیسم .

1.نبرد با مارکسیست ها نبردیست بر ضد تئوریهای خانمانسوز و خانمان برانداز جهود بین الملل و مارکس و...

2. نبرد پارلمانی ما نبردی است با کسانیکه به نا حق خود را نماینده ملت میدانند و چون مصونیت دارند ، نباید در مقابل هیچ مقامی حساب پس بدهند .

3. ما دنیا را صحنه کارزارمیدانیم ، به همین دلیل قدرت را به هر صورت که باشد ، فکری ، عملی واخلاقی می ستائیم .

4. مرد در روش ما کسی است که اراده قدرت داشته باشد وچون بکاری آغاز کرد برای انجام آن از جان نیز نترسد .

5. ما در زندگی آسوده را پست وننگین می شماریم و ازآن می هراسیم ودر برابر آن زندگی را دوست داریم که در آن حوادث زیاد ، رزم زیاد، وشادمانی زیاد باشد .

6. ما اهمیت مسائل اقتصادی را به هیچ وجه فراموش نمی کنیم . ولی معتقدیم که اقتصاد همه چیز قوی نمی شود . چه ، آسودگی خوش نیست .

7. ما درنابرابری جسمی و اخلاقی و فکری مردم شکی نداریم اما هر کس باید برترین شرافت را کاری بداند که بدان مشغول است. و کارگر خشت زن و گل کار به قدر عالمی که در جستجوهای علمی عمر میگذراند ، از کار خود خرسند و بدان مفتخر باشد .

8. ما نخستین جنگ را بر ضد اشراف پوسیده و سرمایه داران اعلام میکنیم ...

9. ما دومین جنگ را بر ضد کسانیکه به زندگی پست قانع می شوند و در جستجوی شرافت و کار برنمی آیند اعلام می داریم .

10. ما با روح نظم و فرمان برداری و غرور ملی در مقابل افکار استعماری ملل قوی و کمونیستی ِ ضد ملی سد محکمی ساخته ، در برادری و همکاری مردان ایران می کوشیم .

11. نهضت ما یک نهضت ارتجاعی نیست بلکه انقلابی است . انقلابی که باید در فکر و اخلاق وعمل ظهور کند .

12. ما نخستین دوستداران کارگران و کشاورزان ، میخواهیم مردم خاک وطن را مقدس بدانند. چه ، در آن پرورش یافته و در آن زنده اند .

13.ما می خواهیم ،ملت و میهن خود را مانند دیگر مقدسات بپرستند .

14.ما می خواهیم که زنان و مردان یکدیگر را در همه کارها یاری کنند .

15. سرافراز ترین مردم نزد ما کسی است که برای گروه خود از جان نیز بگذرد . او شهید است و از جمله مقدسان نهضت انقلابی ما .

16. گرچه ما به گذشته و پدران خود مفتخریم ولی کهنه پرست و مرده پرست نیستیم . و می خواهیم با الهام از گذشته ، بزرگترین عصر تاریخ بشری را بدست خود در آینده بنا کنیم .