شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

سه‌شنبه، تیر ۲۲، ۱۳۸۹

فرنوش رام و بنیادش نوروز



بنیاد نوروز را یک صهیونیست ( متعصب مذهبی یهودی ) به نام فرنوش رام که کارمند وزارت خارجه اسرائیل است 15سال پیش تاسیس کرد . فرنوش رام برای تامین مخارج رادیو اسرائیل به کمک دوست پسرش به نام بهمن معالی زاده و جرج هارونیان از یهودیان آمریکا بنیاد پناهجویی نوروز را تاسیس کرده و به نام پناهجویان ایرانی پول جمع آوری می کند . مادر فرنوش رام در در زمان شاه جزو زنان قلعه بوده و معلوم نیست که پدر فرنوش رام کیست . کسانیکه پدر فرنوش رام را می شناسند لطفا بگویند کیست .
بنیاد نوروز برای کمک به پناهجویان نیست بلکه برای جمع کردن پول به اسم پناهجویان ایرانی و ریختن ان به حساب رادیو اسرائیل است .
14
سال پیش فرنوش رام برای استشمام بوی وطن ! به شرق ترکیه امد و به طور اتفاقی با یک پناهجوی کرد ایرانی به نام غزاله محمدی اشنا شد . چون زندگی غزاله محمدی و سه دخترش بسیار فقیرانه بود فرنوش رام از زندگی غزاله 10 دقیقه فیلم تبلیغی گرفت و با نشان دادن این فیلم به جمع آوری پول پرداخت و به اینگونه بنیاد نوروز تشکیل شد . غزاله محمدی نه تنها از بنیاد نوروز کمکی دریافت نکرد بلکه دو سال پیش با فروش خانه و زندگی اش برای رفتن از ترکیه اقدام کرد که متاسفانه با سه دخترش در دریا غرق شدند ولی فرنوش رام و بنیاد نوروز هنوز هم که غزاله و 3 دختر جوانش در دریا غرق شده و از بین رفته اند با فیلم زندگی او در شهر وان ترکیه پول جمع آوری می کنند .علاوه بر رادیو اسرائیل بخشی از مخارج تلویزیون پارس هم از پول هایی که بنیاد نوروز به نام پناهجویان ایرانی جمع می کند تامین میشود /
دست فرنوش رام و بنیاد نوروز به خون غزاله و سه دختر جوانش اغشته است . این یهودی ها همشان دزد و پول پرست هستند . جد بزرگ یهودی ها یعنی حضرت ابراهیم برای پول میخواست تا فرزند 10 ساله خودش را پای دیوار مقدس با چاقو سر ببرد . مصباح یزدی و احمدی نژاد و عسکراولادی و حائری شیرازی همه اصلیتا یهودی هستند . اینها سگ هستند نه انسان.
به فرنوش رام و بنیاد نوروز بگویید که شرف و ابروی مادرش که جزو زنان قلعه بود از او بیشتر است . چون مادرش فقط فاحشه بود ولی فرنوش رام یک فاحشه صهیونیست دزدی است که به نام پناهجویان ایرانی پول جمع می کند و خرج خود و رادیو اسرائیل می نماید . به رادیو اسرائیل و وزارت خارجه اسرائیل ایمیل و فاکس بفرستید و بگویید تا فرنوش رام و جرج هارونیان دست از دزدی و غارت پناهجویان بدبخت ترکیه بردارد .

جمعه، تیر ۱۸، ۱۳۸۹

به یاد کودتای نوژه خروش ارتش شاهنشاهی ایران


کارنامه ارتش ايران در هنگامه شورش سال ١٣۵٧(١٩٧٩) توسط گروهی از ارتشيان خائن خدشه دار شد. دو سال بعد گروه ديگری از افسران ميهن پرست و رشيد ايران آبروی بجوب رفته را باز خريدند. گروهی از ارتشيان که امروز بعد از ٢۵ سال مدعی هستند که بدلايل سياسی مجبورشدند تن به ذلت مصالحه با جمهوری اسلامی و بيعت با خمينی بدهند پشيمان شده و ميخواهند خود را تبرئه نموده و عمل اشتباه خود را به نعل و ميخ بزنند. ارتشيان کسانی بودند که ميتوانستند براحتی جلوی رژيم را گرفته و مانع ورود هواپيمای مردی که ايران برای او "هيچ" بود بشوند.

قيام ١٨ تير ١٣۵٩يکی از تجليات با شکوه هم آهنگی ملت و ارتش ايران برای نجات کشور بشمار ميرود. اوج دلاوری ارتشيان را زنده يادان افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ايران همراه با ميهن پرستان دلير در درون مرز نشان دادند. اين قيام به سبب توطئه بيگانگان و خيانت بيگانه پرستان، پيش از موفقيت نهائی به خون نشست و بيش از ٢٨٣ تن از دلاوران غيور ايران را به جوخه های تيرباران سپرد.حماسه ١٨ تيرماه ١٣٥٩ ، حماسه جانبازی دليرانی بودکه درتلاشی نوميدانه ولی مصمم برای نجات کشورشان ازسقوط به ظلمات قرون وسطائی، مرگی مردانه رابه جان خريدند در این برنامه بنا بود که با پرواز هواپیماها از پادگان شاهرخی بیت خمینی،فرودگاه امام و چندین نقطه حساس در تهران بمب باران و رژیم فلج شود که البته به دلایلی ناکام ماند. حتی يکنفر ازآنان ،چه زن وچه مرد، چه لشگری وچه کشوری،پيرو جوان، ازبالاترين رده های ارتشی گرفته تاسربازساده دربرابر دژخيمان اظهار عجز نکردوسرفرودنياورد. حماسه ای که اينان آفريدند يکی از غرورانگيزترين حماسه تاريخ ماپس از قيامهای پياپی دوقرن اول اسلامی دربرابرتازيان استيلاگربود.

ريشهری قاضی ٢٤ ساعته که در اين مدت کوتاه حکم اعدام بيش از ٢٤٠ نفر را صادر کرد؛ درباره اين دليران قيام ١٨ تيرماه ميگويد: بطوريکه دربازجوئيهامشخص کرديم عناصراصلی کودتای نافرجام نوژه عبارت بودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيم سابق؛ بهائی ها؛ تعدادی از دراويش وعده زيادی زنان فاحشه!

قيام مردانه حماسه آفرينان ١٨ تير اصولا" بخت بسياری برای پيروزی نداشت زيراکه درآن هنگام منافع سياسی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنين قيامی راايجاب ميکرد. ولی ترديد نداشته باشيم که همه ناگفته های اين فاجعه گفته خواهدشد؛ وهمه واقعيتهای اين حماسه شکوهمند که چگونه اين شيرمردان فداکار را دست وپابسته تسليم دشمنان کردند؛ به آگاهی آيندگان خواهد رسيد.

سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيری درجلسه دادرسی درپاسخ ريشهری گفت» : مابرای پول يابرای مقام دست به قيام نزديم. «.دراينصورت لازم نيست بپرسيد که ازکارمان پشيمان هستيم ويانيستيم؟ البته که نيستيم.

روایت میکنند که یکی از سربازان زیر فشار روانی شب پیش از عملیات جریان را با مادر خویش در میان می گزارد و او هم ماموران حکومتی را خبر میکند که البته این رواین چندان درست و مستند نیست و از سوی دیگر بسیاری با لاف وگزاف وبا تفاخر ادعاکردندکه کشف کودتای نوژه ازمفاخر آنها است. ابوالحسن بنی صدر رئيس جمهورملايان مدعی شدکه روزپيش از قيام (دوگروه سياسی) جريان رابه اواطلاع داده بودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کرد که يک ماه پيش اطلاعات مربوط به اين قيام به دفتراورسيده بودودوهفته بعد از آن ١٥ نفر در اين رابطه دستگيرشده بودند.مسعودرجوی اطمينان ميداد که (کودتا) را او لو داده است. وکيانوری رهبر حزب توده تاکيدداشت که اين اطلاعات رااولين بار اودراختياررژيم گذاشته است. ريشهری نيزمدعی بود که دانشجويان ازپنج ماه پيش اين برنامه رابه او خبرداده بودند. ابوشريف؛ مصطفی چمران و جواد باهنرهرکدام اين افتخار را مربوط به خودشان دانستندهر چه هست عوامل چپ و کمونیست ها در این باره تاثیر گزار بودهع اند.

چهره بسياربارز اين گروه ٢٨٠ نفری سرتيپ خلبان آيت محققی است که ازنظرسلسله مراتب نظامی بعد از سپهبد سعيدمهديون مقام ارشدگروه بود و ازبهترين خلبانان ارتش شاهنشاهی بشمارميرفت.

ويديوی ضبط شده جلسات دادرسی او توسط خود رژيم تهيه شده بود که مورداستفاده تبليغاتی قراربگيرد ؛بيانات آرام؛شمرده وروشن سرتيپ محققی که ازآغاز تاپايان آن هيچ جانشانی ازضعف درآن نميتوان يافت؛ نمونه غرورانگيزی ازطرزفکروسخن يک سربازشايسته ايران است.او در محاکمه خود به ريشهری ميگويد:

يادم هست که دريک بازجوئی قبلی؛ بشما گفته بودم که ممکن بود در دو ساعت اول حداکثر ٢٠ % از ارتش و يامردم ازماحمايت کنند. ولی بعد ازدوساعت اول حداقل ٤٠ % حمايت خواهندکرد؛ تا غروب ٨٠ % و تا صبح روزبعد احتمالا %١٠٠.

گوشه ای دیگر از تلاش های میهن پرستان ارتش شاهنشاهی برای سرنگونی رژیم ایران در سی سال گذشته:

*
زنده ياد سپهبد بقراط جعفريان يکی از اميران دلاور ارتش شاهنشاهی ايران بود که در بحبوحه شورش سال 57 به قصد فرو نشاندن آن دست بکوشش زد. شورشيان و حاميان بيگانه آنها اين امير دلاور را در حين پرواز با هلی کوپتر ميان دزفول و اهواز که بمنظور هم آهنگ کردن حرکت يگانهای تحت فرماندهی خود جهت عزيمت به سوی پايتخت و سرکوب شورشيان در حرکت بود به آتش بستند و بقتل رساندند. چه کسانی ايشان را بدون پشتيبان گذاشت و چه کسانی گلوله و تفنگ در اختيار اوباش و اراذل گذاشت؟!

*
زنده ياد ناخدا شهريار شفيق يکی از اولين افسران ارتش شاهنشاهی ايران بود که پس از شورش سياه سال 57 به مبارزه با جمهوری اسلامی برخاست و تلاش گسترده ای برای از بين بردن جنايتکاران و ترور آفرينان نمود.اما جنايتکاران اسلامی اين مرد دلاور را ترور کردند تا حرکت ارتشيان را در نطفه خفه کنند که البته موفق نشدند و دوستان و همرزمانش راه او را ادامه دادند.

*
زنده ياد سرتيپ جواد معين زاده، امير ارتش شاهنشاهی ايران بود که با ايجاد "ارتش رهائی بخش ايران" اولين سازمان(نظامی –سياسی) را بر عليه رژيم مذهبی ایران بنيان گذاشت . "آرا" ارگان رسمی اين سازمان در سال های ابتدائی شورش ۵٧ اولين نشريه مبارزان خارج از ايران بود که ميهن پرستانی را برای سرنگونی رژيم آخوندی در کنار هم قرار داد.

*
زنده ياد ارتشبد غلامعلی اويسی، از اميران ارتش شاهنشاهی بود که بر عليه رژيم جمهوری اسلامی قيام کرد. بسياری از ارتشيان و ميهن پرستان مبارز به حرکت اين امير نامدار پيوستند و گروهی از آنان نيز در پايگاهی در مرز های ايران مستقر شدند. اما او همراه برادرش غلامحسين اويسی با گوله مزدوران رژيم و ايادی بيگانه به قتل رسيد.

*
زنده ياد سرلشگر علاء الدين ناظم که به قصد سرنگونی رژيم قد علم کرده بود حرکت خود را به داخل ايران برد که تلاش های او با توطئه مزدوران بيگانه و رژيم خونخوار بی نتيجه ماند.

*
زنده ياد ارتشبد بهرام آريانا امير دلاور ديگر ارتش شاهنشاهی ايران بود که برای سرنگونی حکومت آخوندی با رشادت بپا خاست و در ترکيه حرکت رهائی بخش ايران را آغاز نمود؛ حرکت اين امير ايران پرست با توطئه حاميان حکومت آخوندی نا کام ماند. عمليات ربودن ناوچه تبرزين نيز از جمله تلاش هائی بود که به فرماندهی افسران نيروی دريائی شاهنشاهی انجام گرفت ولی بدليل عدم استقبال از جانب بعضی افراد بی نتيجه ماند .

دوشنبه، خرداد ۰۳، ۱۳۸۹

به خود بیاییم برگ اول


امروز خبری شنیده بودم که گفته بود رئیس جمهور جمهوری اسهالی در پیشگاه دولت کمونیستی روسیه این چنین گفته است
انتظار داریم روسیه قاطع در کنار ایران بایستد
برایم جای تعجب است که این چنین نظامی هنوز از کشوری که روزگای نامش شوروی بود و روزگار ایران را سیاه کرد عبرت نگرفته و هنوز خود را رعیت روسیه میداند!
خاک بر سر رئیس جمهور ایران کنم که با وقاحت تمام میگوید انتظار داریم روسیه قاطع در کنار ایران بایستد؛روسیه ای که زمانی روزگار ایران را سیاه کرده بود و شاهنشاه آریامهر در مورد جدایی آذربایجان و پیوستن آن به شوروی گفته بود اگر دو دست من را قطع کنید محال است سند جدایی آذربایجان را امضا کنم؛اونوقت این بی شرف ها خود را حامی و دوست کمونیستها میدانند ننگ بر آنها و حامیان آنها
از ایرانیان بیزارم چون 1-از تاریخ خود چیزی نمیدانند و تاریخ خود را به ریشخند میگیرند
2-مذهب خود را گرامی نمیدارند
3-شور و شر میهن پرستی در وجودشان نیست
4-هواخواه انیرانی هایی همچون بریتانیا و آمریکا هستند
5-اسطوره های کشورشان را بی ارزش جلوه میدهند
6-زبان ملی خویش بی ارزش میکنند
به خود بیاییم!

پنجشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۹

توطئه علیه ایران؛بازهم بوی تجزیه میاد


در حالی که دست‌های پنهان دشمنان ایران زمین در عرصه تهدید تمامیت ارضی ایران بسیار فعال شده‌اند، گسترش فعالیت‌های شوم تجزیه‌طلبانه ایران را این بار در سوئد می‌بینیم.

چندی است که علاوه بر محدود کردن حقوق ملی ایران در دریای مازندران، تحریف نام تاریخی، رسمی و بین‌المللی خلیج فارس، زیر سؤال بردن قرارداد رسمی مرزی ایران و عراق (قرارداد1975 الجزایر) و حقوق ایران در اروندرود، توهین به هویت ملی ایرانی توسط بیگانگان حتی در خاک ایران و ادعای مالکیت جزایر جنوبی ایران، هم اکنون توسعه تحریکات و القائات قومیت‌گرایانه و تجزیه طلبانه را در مناطق کردستان، آذربایجان، بلوچستان و خوزستان شاهد هستیم.

بنا بر اطلاعات به دست آمده از وطن‌دوستان ایرانی در اروپا، دستگاه جاسوسی و ضد جاسوسی سوئد موسوم به «سِپو» سخت به انجام دلالی اطلاعات و همکاری با سرویس‌هایی همچون سیا، موساد و اینتلیجنس سرویس ـ به ویژه درباره کشورهای جهان سوم و کشورهای غیر غربی ـ مشغول است.

در پی فروپاشی اتحاد شوروی و طرح آمریکا برای ایجاد جهان تک قطبی و گسترش نئولیبرالیسم و اقتصاد بازار، طرح فروپاشی قدرت‌های منطقه ای نیز، در دستور کار سازمان‌های اطلاعاتی غرب ـ و از جمله سوئد ـ قرار گرفت. در پی چنین طرحی بود که پس از فروپاشی اروپای شرقی، بالکان تجزیه شد و نفوذ گسترده در حاکمیت‌های بازمانده از اتحاد شوروی نیز آغاز شد.

بر پایه این گزارش، طرح فروپاشی و تغییر جغرافیای سیاسی خاورمیانه نیز بر خلاف تصور رایج، پس از روی کار آمدن جورج دبلیو بوش مطرح نشد! بلکه بسیار پیشتر، یعنی در آغاز ریاست جمهوری جورج بوش پدر، در دستور کار قرار گرفت؛ از جمله امکاناتی که در این جهت، برای غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس مطرح بود، استفاده از دستگاه‌های اطلاعاتی ناشناخته برای دستگاه امنیتی ایران، همانند سازمان جاسوسی سوئد بود!
همقطاران و دوستان هم میهن من هوشیار باشید

شنبه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۸

سال نو شاد باش باد

هان انجمن شد بر تخت اوي از آن بر شده فره بخت اوي

به جمشيد بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودين بر آسوده از رنج تن، دل ز کين

به نوروز نو شاه گيتي فروز بر آن تخت بنشست فيروزروز

بزرگان به شادي بياراستند مي و رود و رامشگران خواستند


سال 2569 شاهنشاهی را شاد باش میگویم؛امید است در کنار خانواده سال خوبی داشته باشید
شاد و سرحال و با نشاط باشید
با احترام

جمعه، اسفند ۲۸، ۱۳۸۸

هفت شین یا هفت سین؟


هیچ با خود فکر کرده اید هفت شین یعنی چی؟
چی شد که یکدفعه ای شد هفت سین؟
وسائل مورد نیاز هفت شین چیه؟
قبل از اینکه بحثی را شروع کنم باید بگویم که متاسفانه جوانان ایرانی تنها تاریخ 31 سال قبل خود را میدانند و هیچ آگاهی به این تاریخ پرفراز و نشیب 2569ساله ندارند
هفت شین  به رسم پیشوازی عید نوروز وسائل آن را میچینند و به استقبال بهار میروند
هفت شین شامل: شمع(بعضا شیر هم به جاش میگذارند),می(شراب),شهد(عسل),شمشاد,شکر,شیرینی,شابه(میوه)
اینکه سفره ی هفت شین را بر عدد هفت بنا نهادند،‌ شاید به این دلیل باشد که عدد هفت دارای جاگاه مقدس و خاصی بوده است. چراکه واژگان هفت آسمان، هفت دریا، هفت گیاه وتقسیم بندی هفت روز هفته،  خود نشان از اهمیت این عدد نزد ایرانیان بوده وهست. از سوی دیگر شاید بتوان برپایى سفره هفت سین را بر اساس یادبودی از هفت امشاسپندان دانست به گونه ای که هفت امشاسپندان مقدس از جمله اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (اندیشه نیک ) ، اردیبهشت (پاکى وراستى )، شهریور (شهریارى آرزو شده با کشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسایى ) ، خرداد (رسایى و کمال ) و امرداد (نگهبان گیاهان) بوده اند
آنچه که در سفره هفت شین قرار می‌گیرد، باید دارای هفت خصوصیت باشد:
1.       پارسی باشد
2.       با بند واژه‌ی ش آغاز شود
3. ریشه‌ی گیاهی داشته باشد
 4. خوردنی باشد 
5. اسم مرکب نباشد
6. برای بدن سودمند باشد
آینه و کتاب مقدس در کنار آن هم از اجزائی است که تقریباً در هر سفرهٔ هفت شین چیده می‌شود. برخی بر این باورند که سکه که نماد «دارایی» وآب که نماد «پاکی و روشنایی» است بهتر است در کنار هم قرار گیرند و سکه را درون ظرفی از آب سر سفره می‌گذارند.
باشد که از این رسم کهن حفاظت شود و به آن عمل نمود؛امید است که سال آينده سال 2569 شاهنشاهی ایرانی را به جای سال 1389 عربی اسلامی جشن بگيريم و البته با هفت شین

سه‌شنبه، اسفند ۲۵، ۱۳۸۸

آمریکا شیطان بزرگ

در خبرها آمده بود که کنگره آمریکا قطعنامه نوروز را تصویب کرده است!

در عجبم که رو چه حسابی چنین کاری کرده اند؟مگر قبلا رسمیت نداشته که حال بخواهند تصویب کنند؟

آمریکا در چه جایگاهی است که بخواهد برای ایران تعیین تکلیف کند؟

حنای آمریکایی ها دیگر رنگی ندارد خطاهای آمریکایی ها هیچگاه از ذهن ایرانیان پاک نخواهد شد

البته شاید باشند بعضی ها هواخواه آمریکا باشند در وهله اول به آنها احترام میگذاریم و باید بگویم این از نادانی آنهاست که آمریکا را پشت و پناه خود میدانند

سال 57 قبل و بعد از آن را کسانی به یاد بیاورند که به چشم دیده اند

دیده ایم که آمریکایی ها چگونه با حکومت پهلوی و نظام جمهوری اسلامی بازی کرد

از مردم مصری یاد بگیریم با اینکه عرب هستند اما گویا هوش آنها از ایرانی ها بیشتر است میدانید چرا؟آنها به خوبی درک کرده اند که برای ساقط کردن دولت حسنی مبارک نباید به آمریکا تکیه کرد بلکه باید به خود ملت تکیه کرد

چیزی که متاسفانه ایرانی ها طی قبل و بعد از انتخابات متوجه نشده اند و دیوانه وار با بی بی سی و رادیو اسرائیل و رادیو آمریکا همکاری و تماس برقرار میکردند اما دریغ از تکیه به ملت

از آمریکا روی گردان باشید که آبروی خود را حفظ کرده اید

آتش پرستی یا اجرای سنت ایرانی؟


همانطور که میدانید چند سالی است که نظام جمهوری اسلامی در خصوص مراسم شب چهارشنبه سوری فتواهایی از سوی روحانیون عربی ارائه کرده است که بعضا زیاد جدی نبوده اند
تا اینکه در سایت آقای خامنه ای در خصوص مراسم شب چهارشنبه سوری سوالی مطرح شده بود که در آن عنوان شده بود که مراسم چهارشنبه سوری چه حکمی دارد؟!
آقای خامنه ای اینطور فتوا میدهد
مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و نوعی آتش پرستی است و لازم است از آن اجتناب گردد!
وقتی بنده این مسئله را خوانده ام غافلگیر نشدم چرا که میدانم آقای خامنه ای ذاتا و اصالتا ایرانی نیست ایشان اصلیت نجف دارند و عرب هستند میشه گفت حرفشون برای قوم خویش درست و صحیح است اما برای ما ایران بسیار گران است
خوب حال ما ایرانیان چه وظایفی داریم؟
من بارها عرض کردم بزرگترین سلاح یک ملت در مقابل یک دولت و نظام حاکم بر آن ملت نافرمانی های مدنی است و اولویت های بعدی عملیات مسلحانه چیزی که دقیقا سال 57 رخ داد که البته این مسئله دیگه پیش نمیاد چون سلاح دست مردم نیست و مجازات سنگینی دارد
ما باید مراسم چهارشنبه سوری را به نحوی برگزار کنیم که نیاکان ما برگزار کرده اند نه به این روش مدرن!
با بمب و ترقه و مواد منفجره کار به جایی نخواهیم برد
چه لزومی دارد دسته آتشی که برافروخته است درست وسط خیابان باشد؟
شما جوانانی که به دنبال آزادی هستید هیچ میدانید سلب آسایش یه جور گرفتن آزادی از دیگران است؟
پس سعی کنیم مراسمی که برگزار میکنیم بسیار آرام سنتی در عین حال نشاط آور باشد
برای اعتراض به دولت و نظام خیلی کارها میشود کرد اما اگر با روش سر و صدا و استفاده از مواد منفجره اعتراض کنیم نیروهای در خدمت نظام تحریک خواهند شد و برگ برنده دست آنها است و حکم دارند بر علیه متعرضین بشورانند
سعی کنیم توپ در زمین ما باشد نه در زمین حریف

چهارشنبه، بهمن ۲۱، ۱۳۸۸

اعتراض سبز و نارنجی

 


عکسهایی که مشاهده میفرمایید




 آقای موسوی حرکت سبز ایران و خانم یولیا تيموشنكو حرکت نارنجی اکراین میباشند


هدف ما روشن کردن یک مسئله است
این دو شخص انتخابات کشورشان را محکوم کرده اند و صندوق های رای را غیر قانونی اعلام کردند و حتی برخلاف عرف دیپلماتیک به پیروزمند انتخابات تبریک نگفته اند
هدف من این نیست که درست یا نادرست بودن انتخابات را بررسی کنم
مهم این است که چه جریاناتی از اینها حمایت میکند
در ایران سه کشور آمریکا بریتانیا و اسرائیل از حرکات موسوی بسیار راضی هستند
در اکراین آمریکا از خانم تیموشنکو حمایت میکند چیزی که دقیقا در ایران اتفاق افتاده است
جالب این است که روسیه از این دو افراد که در دو کشور هستند بسیار ناراضی است و تاکید دارد با مخالفین روش های مخملی گفتگو کند
و باید بدانیم که یکی از قدرت های بزرگ خاورمیانه که روسیه میباشد به شدت با انقلاب مخملی مخالف است
از آن بیم دارم که ایران هم دچار چنین بیماری شود و از جانب روسیه تحت فشار قرار گیریم

ملت ایران بیدار باشید که دشمنان ایران در کمین هستند هیچ کدام دوست ما نخواهند بود چه آمریکا چه روسیه چه بریتانیا چه اسرائیل

یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

پنجاه و دو جنگ مهم ایران قسمت 30


جنگ پل ( جسر ) اولين نبرد يزدگرد سوم پادشاه ساساني با اعراب

از زمانى كه خسروپرويز نامه فرستاده حضرت محمد(ص) را پاره كرد تا زمانى كه مسلمانان به صورت جدى امپراطورى ساسانى را تهديد كردند كمتر از 20 سال فاصله شد اما در اين مدت همه چيز تغيير كرده بود. شاهنشاهى ايران در اثر كشمكشهاى طولانى با روم تضعيف شده و تغيير مداوم پادشاهى و جامعه طبقاتى بى رحم هم مزيد علت شد تا بزرگترين دولت سياسى آن زمان آماده فروپاشى باشد. از آن طرف اعراب مسلمان علاوه بر تشكيل يك واحد متشكل نظامى با بهره گيرى از اتحاد اعراب بيابانگرد، با بهره گيرى از فرماندهى مناسب به سرعت در حال توسعه بودند. جنگ زنجير ابوبكر كه پس از پيامبر به خلافت رسيد در 12هجرى برابر با 633 ميلادى زمان را براى نبرد با ايران آماده ديد. وى مرد قدرتمند عرب «خالد بن وليد» را مأمور حمله كرد. خالد در حركت خود به سمت ايران ابتدا در جنوب براى بصره با قواى هرمز سردار ايرانى درگير شد و در نبردى تن به تن وى را كشت و اعراب نيز سپاه وى را از بين بردند. اعراب در درگيرى ديگرى بطور همزمان سپاه كمكى ايران به سردارى «قارن» را نيز در هم كوبيدند و جنگ سلاسل يا زنجير سبب اولين برترى اعراب مسلمان به قواى ايران شد. اعراب در «ولجا» نيز (نزديك مصب دجله و فرات) شكستى ديگر نصيب سپاه ايران كردند. جنگ اوليس اولين برخورد جدى در برابر سپاه خالد در «اوليس» درنزديكى فرات روى داد. سپاهيان عرب تحت فرمان ايران و سپاهيان ايران در اين نبرد به شدت در برابر نيروهاى خالد مقاومت كردند تا آنجا كه خالد قسم خورد آب رودخانه را از خون آنها قرمز كند و پس از پيروزى نيز با كشتن اسرا سعى كرد كه اين قسم خود را عملى كند و سر صدها اسير را بريد. خالد سپس پيشروى خود را به سوى فرات ادامه داده و پس از گرفتن شهر انبار در نزديكى بابل تقريباً جنوب بين النهرين را از دست ايران خارج كرد. اما سپس به دستور ابوبكر براى دخالت در نبرد اعراب و روم (چنانكه در جنگ بعدى توضيح داده خواهد شد) موقتاً جنگ با ايران را كنار گذاشت. قدرت گرفتن عمر ابوبكر كه مردى ملايم بود ابتدا سبب خوشحالى ايرانيان و روميها شد اما بعدها پس از بيمارى و روى كار آمدن عمر (كه مردى جنگجو بود) پى بردند كه زنده بودن ابوبكر براى آنها بهتر بوده است. در همين زمان يزدگردسوم آخرين پادشاه ساسانى براى پايان دادن به پيشروى اعراب رستم فرخزاد را مأمور سركوبى دشمنان ايران كرد. رستم كه سردارى بزرگ و پر قدرت بود سپاهى عظيم گردآورد و آن را به دو قسمت تقسيم كرد. بخشى از آن را به «نرسى» و بخشى از آن را به «جاپان» سپرد. عمر كه از عزم ايرانيان براى «مقابله» با خبر شده بود در مدينه بر منبر رفت و از مردم كمك خواست و ابوعبيده بن ثقفى را با لشكرى بزرگ به سمت ايران فرستاد. جنگ پل «مثنا» سردار عرب كه جانشين خالد شده بود پس از چند نبرد با ايرانيان به دليل قلت نيرو مجبور به عقب نشينى و منتظر نيروهاى اعزامى از مدينه شد. پس از رسيدن ابوعبيده سپاه عرب از فرات گذشته و به جنگ بهمن جادويه سردار ايرانى رفتند. در اين جنگ جادويه از سى فيل جنگى استفاده كرد و نبردى سخت درگرفت كه ابوعبيده در آن كشته شد و تنها پايدارى «مثنا» سبب شد تا لشكر عرب كاملاً از هم نپاشد. اعراب سراسيمه به اوليس عقب نشستند و بهمن به اشتباه از تعقيب آنها صرف نظر كرد.