شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

شنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۶

سال اميد های بيشتر فرخنده باد

اعلاميه حزب مشروطه ايران


سال نو را به ملت ايران شادباش می گوئيم. سالی که گذشت شاهد بالا گرفتن مبارزات مردمی بود. زنان با "کمپين يک ميليون امضا"ی خود جنبشی را آغاز کردند که در سراسر منطقه بی مانند است و ناقوس مرگ قوانين اجتماعی قرون وسطائی را به صدا درآورده است. کارگران با آگاهی و استواری روزافزون صدای اعتراض خود را به جهانيان رساندند. تظاهرات دليرانه دانشجويان آغاز پايان بدترين رئيس جمهوری اسلامی را اعلام داشت. جنبش معلمان، رژيم را با يکی از بزرگ ترين چالش های خود روبرو کرد.

امسال در شرايط بدتر برای رژيم و اميدواريهای بيشتر برای مردم آغاز می شود. ايرانيان همه گونه حق دارند که با انتظارات بزرگتر به آينده بنگرند. ايستادگی آنان ويژگی ها و ارزش های ملی را دربرابر دست اندازی های یک گروه بيگانه و بيگانه پرست حفظ کرده است. عربزدگان يکبار ديگر در سرکوب احساس ملی ايرانيان شکست خورده اند و اکنون دارند زير وزن فساد و ناشايستگی خود ازپا در می آيند. زمان آن است که مردم ايران برگرد شعارهای دمکراسی و حقوق بشر و اسقلال و يکپارچگی ايران، و برای دورکردن خطر جنگ از کشور گرد هم آيند و در عين حفظ مواضع و نظرگاه های خود برای رهائی و بازسازی ايران متحدا پيکار کنند.

پايان کابوس جمهوری اسلامی نزديک تر می شود و نيروهای شگرفی دارند برای برانداختن رژيم آخوندی بسيج می شوند. نقش اصلی با خود مردم است که با هوشمندی خود همه ترفندهای حکومت را نقش بر آب کرده اند و هيچ راه حلی برای آن نگذاشته اند. اگر مردم نيروهای خود را رويهم بريزند فروپاشی رژيم پيش از آنکه بقايای کشور را برباد دهند فرا خواهد رسيد. در هنگمه ازهم پاشيدگی روز افزون و روبرو با مخاطرات اندازه نگرفتنی، ما به پشتگرمی نيروی زندگی اين ملت سخت جان و تاب آور با اميدواری بيشتر به آينده می نگريم.

جمعه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۶

سرآغاز

ای آفريدگار پاک تو را پرستش می کنم و از تو ياری می جويم برای پايداری و سر افرازی ميهن پر افتخار خود برای پايداری سرزمينی که نخستين جايگاه شناسايی تو و گهواره زندگی مردمان برگزيده توست برای سرافرازی و پيروزی ملت بزرگوارم که هميشه وفادار به تو و راه راستی بوده است

نيايش می کنم تو را ترا ای نگهدار مرز و بوم ايران کهن پايدار ساز سرزمين نياکان مرا سرزمينی که نور دانش و بينش بر دنيای تاريک و سیاه پاشيد سرزمينی که خانه نياکان خويشان و دوستان من است آنها که راه راستی و سروری برگزيدند راهی که راه تو و سروری که از آن پویندگان راه توست

تا دنیا بپاست تا زمین می گردد تا خورشید می افروزد تا ستاره ها بر سینه آسمان می درخشند میهن بزرگ مرا پیروز و کامیاب کن مرزهای میهن مرا از گزند نیروهای اهریمنی دور بدار از بلندای مرز و بوم قفقاز تا دورافتاده ترین کرانه های بحرین از دامان آمو دریا تا کناره های دجله خروشان و کف آلود

پرودگارا پاینده دار این سرزمین پاک نیاکان را

سوگند به تو خدای بزرگ ایران من نیز راه تو می پویم راه دوستان وفادار ترا تا خون در بدن دارم تا قلب در سینه می تپد برای پایداری و سرافرازی مرز و بوم تو و پیروزی راه راست تو ای آفرینده بزرگ می کوشم ميهن پر افتخار من گهواره فرهنگ ابدی توست برای بزرگی و استواری اين سرزمين می کوشم تا جهان تيره و خاموش نگردد

يکتا کردگار توانا

می دانم فرمان تو خواست جاويد ملت من است می دانم اگر ايران نباشد نامی از تو و آيين پيروزمند تو نخواهد بود پس من که يکی از مردمان اين سرزمين می باشم من که پرورده اين خاک با فر و شکوه هستم از راه تو که راه بزرگی و پايداری ملت من است هيچگاه روی نمی تابم

پروردگارا اين است همیشه خواست من

ايران سرفراز در جهان جهان به ايران سرافراز

یکشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۵

عيد نوروز مبارك

عيد نوروز مبارك

درود بر دوستان عزيز تا چندي ديگر بهاري خواهد آمد كه به عقيده ژاپني ها سالي باشد پر از مهر و محبت و مهرباني و البته شهوت زياد! بله سال 86 سال خوك است و اميدوارم كه چنين هم باشد سال بسيار پر از ماجرا گذرانديم به عقيده بعضي ها هم عدالت زياد اجرا شد( سال 85 سال سگ بود ) در هر حال نميخوام در حال هواي اين بهار سياسي بگويم

اميدوارم سالي باشد كه همه به آرزوهايشان برسند و سالي باشد پر از رحمت خداي هميشه عاشق ايران

عيدتان مبارك و هميشه پيروز و سربلند باشيد

شنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۵

نوروز و تخت جمشيد

اگرچه نام نوروز در آثار مكتوب هخامنشيان نيامده اما وجود بناي تخت جشميد بهترين بيان آيين هاي نوروزي يا جشن بهاري است تخت جمشيد نه پايتخت امپراطوري بزرگ هخامنشي مي توانست باشد و نه محل اقامت دائمي شاه و درباريان او

براي چنين مقصودي تخت جمشيد بسيار كوچك است تخت جمشيد پايتخت تشريفاتي و آييني هخامنشيان بود كه در آن جشن هاي نوروز و مهرگان با شكوه هر چه بيشتر برگزار مي شد و نمايندگان ملت هاي پيرو ( بيشترين دنياي متمدن آن روز ) كه از مرز سيحون تا حبشه و ليبي در آفريقا و از شبه قاره هند تا مرز دانوب و كناره بسفر در اروپا را تشكيل مي دادند شركت داشتند و به همين منظور اين بزرگترين و با شكوه ترين بنايي كه تا آن روز بر روي زمين ساخته شده بود و شايد نماد بهشت آرماني مردم كهن اين سرزمين بود بنيادگذاري شد

ستون هاي به شكل درخت تراشيده نقوش سرو و نيلوفر آبي و گل كه هر جا پراكنده اند نمايش رويش بهاري است همان طور كه زنده ياد مهرداد بهار آن را باغي مقدس با درختان سنگي خوانده است

آيا معماري شگفت انگيز تخت جمشيد كه حتي امروز بيننده را به حيرت مي اندازد اين ستون هاي سر به آسمان افراشته با سر ستون هاي اعجاب انگيز نقش هاي كنده بر سنگ از انسان ها با پوشاك ها وسلاح هاي گوناگون و اين نقش حيوانات با آن همه نيرو و قدرت افزون بر آنچه كه از تزيينات و سكه ها و مهرها وظروف هخامنشي پيدا شده دلالت بر پيشرفت هنر و صنعت و فن آوري آن زمان نمي كند؟ آيا نقشه پلكان ها آبروها فاضلاب و كل مجموعه تخت جشميد يك نمايش از فرهنگ شهر نشيني پيشرفته نيست؟ اگر بناي تخت جمشيد بر حساب نجومي قرار گرفته باشد پيشرفت مردم آن دوران را در رياضي و حساب هاي ستاره شناسي نيز مي رساند به طور كلي مي توان گفت كه جامعه اسطوره اي جمشيد لااقل از نظر مادي در بناي تخت جشميد هخامنشي بازتاب و تبلور يافته است

اما از نظر فرهنگي نيز خط هاي مختلف نگاشته شده بر سينه سنگ و يا بر دل لوحه هاي گل نشان مي دهد كه در آن جامعه قانوني بوده و شاه فرمانرواي آن خدايي بزرگ را مي پرستيده و مردم را به راستي تشويق مي كرده و از دروغ پرهيز مي داده است. و خود نيز چنين وانمود مي كرده كه طرفدار راستي و عدل و داد است در آن جامعه همچنين هر كس به قدركار مهارت و زحمت خود در ساخت ونگهداشتن اين بنا مزد و پاداش مي گرفته است مرد زن و كودك هر كس كاري مي كرده طبق مزد دريافت مي كرده است

احتمالا در اين جشن هاست كه داريوش پيمان خود را با خداوند و مردم تجديد مي كند زيرا باور داشت يا مي نمود كه باور دارد كه شاهي را فقط اهور مزدا خداي بزرگ به او عطا كرده و همچنين فرمانروايي ايران ( پارس) را ايران زيبا دارنده مردم خوب و اسبان خوب ( اين كشور پارس، دارنده اسبان خوب ومردم خوب )

و در همين مراسم بود كه او از خداوند مي خواست اين سرزمين را از سه چيز نگهدارد:

سپاه دشمن HAINA سال بد DUSYARA و دروغ DRAUGA اين دعايي است كه داريوش در كتيبه خود بر ديوار جنوبي صفه تخت جشميد به خط ميخي و زبان فارسي باستان ( يعني كهن ترين نمونه زبان فارسي ) براي آيندگان به يادگار گذاشته است شايد اين دعا را در مراسم جشن نوروز در برابر صف نگهبانان پارسي و اشرافيان و بزرگان پارسي و مادي و نمايندگان ديگر ملت هاي تابع مي خواند

AURAMAZDAPATUV IMAM DAHYAUM HACA HAINAYA HACA DUSYARA, HACA DRAUGA

پنجشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۵

بخش تركي استانبولي زبان جنبش آغاز به كار كرد

در روزهاي پاياني سال شاهد افتتاح چنين بخشي هستيم كه به زبان تركي استانبولي نوشته خواهد شد البته اين وبلاگ براي طرفداري و حمايت از پان ترك ها و جانبداري از كشور تركيه عثماني تاسيس نشده است در اين بخش بايد تا ميتوان بر مالكيت ايران بر سرزمين هاي شرقي تركيه كه زماني جزء ايران بوده است تاكيد نمايد و خواستار بازگشت سرزمين هاي اشغالي كه در دستان ترك هاي عثماني است به آغوش ميهن خود باشند

كردهاي تركيه خواستار اين هستند كه به ايران ملحق شوند آنها از آزار و اذيت عثماني ها به ستوه آمده اند ظلم و ستم چندين دهه تركها كمرشان را خرد كرده سالها مبارزه بر عليه جاه طلبي ترك ها ي عثماني بيش از هزاران كشته و مجروح بر روي دستشان گذاشته اكنون بيش از هزاران زنداني سياسي دختر و زن كرد در زندانهاي تركيه به سر مي برند آنهم با وضعيتي مشقت بار در زير شكنجه و تجاوز مردسالاري كردها نيز آنهم از نوع وحشناكش مضاف بر علت شده تا دختر ها و زنان كرد سر به عصيان گذاشته و دست به نبرد مسلحانه بزنند من آنها را مي شناسم مثل كوه سخت و استوارند در كوه و كمر كردستان تركيه وحشت به جان ارتش پيشرفته عثماني ها مي اندازند آن ها مبارزين واقعي در راه احقاق حقوق از دست رفته خود خويش اند

مادها كه همان كردها باشند شاخه اي از نژاد آريايي ها هستند كه بايد از آنها در برابر ترك هاي عثماني حمايت كرد ترك ها اما در سياست بسيار زيرك و باهوش هستند آنها در هر لحظه مي خواهند از فرصت ها نهايت استفاده را كنند گاهي به سمت اسرائيل زماني به ايران و اينها در حالي است كه خود را مسلمانان لائيك مي دانند رابطه شان با ايالات متحده آمريكا خوب است البته با دستمال يزدي انداختن سازمان اطلاعات تركيه رابطه خوبي با وزارت اطلاعات ايران دارد و تا كنون بسياري از ايرانيان سياسي فراري از ايران را در تركيه شناسايي كرده و با وجود اينكه مي دانستند كه ديپورت آنها سياسي هاي ايران خطرات جاني دارد اما باز آنها را براي خوش خدمتي به رژيم جمهوري اسهالي ( اسلامي ) تحويل داده اند زيرا چيزي كه ترك عثماني نمي شناسد تنها و تنها انسانيت است وجدان هم كه ندارند در ضمن تاكيد ميكنم ترك هاي ايران زير مجموعه شاخه آريايي هاي اصيل هستند كه متاسفانه زبانشان كه در گذشته پهلوي بوده به زبان تركي تغيير پيدا كرد كه مقصر آن هم شاهان صفوي و قاجار هستند

( از دوستاني كه تمايل دارند مقالات تركي بنويسند در اين خصوص با من كه آدرس ايميلم در پروفايل مشخص است و يا همچنين با جنبش مركز تماس بگيرند )

منبع : جنبش مركز

بخش تركي استانبولي جنبش مركز İranın Nasyonal Sosyalist Hareketi

چهارشنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۵

عيد نزديك است

آسمان را مي خواهم براي عبور،راه باريك است

ماه را مي خواهم براي نور،جاده تاريك است

تو را مي خواهم براي نظافت،عيد نزديك است

سه‌شنبه، اسفند ۲۲، ۱۳۸۵

فيلم 300 توهين دموكراسي به تاريخ ايران

آنروز كه گفتيم راسيست و نژاد پرست باشيد تا بتوانيد حق خودتان را در اين دنيا و نفس ها بگيريد حرف ما را گوش نكرديد آنروز كه ما از نژاد مان دفاع ميكرديم و آنرا والا مقام و بزرگ ميدانستيم ما را مسخره ميكرديد كه فاشيست و نازيست هستيم

بفرماييد آقايان دموكراسي طلب ببينيد دنياي دموكراسي حتي به تاريخ گذشته شما نيز رحم نكرد و آنرا به تيغ كشيد و آبرو و حيثيت ايران باستان را همين دنياي دموكراسي خواه شما به لجن كشيد حالا ديگر سياه پوست و بربر هم شديم اينم يكي از نتايج سينماي هاليوود اما اگر غيرت به خرج مي داديد اگر آنهمه سرمايه را به جاي تبليغ براي اسلام و دموكراسي اسلامي براي تبليغ تاريخ كهن اين سرزمين مهر خرج ميكرديد امروز شاهد اينهمه بي آبرويي بر روي پرده سينماهاي جهان نبوديم

آنهمه در كنفرانس سران كشور هاي اسلامي پول خرج تازيان الاغ كرديد كه رقمش بالغ بر ميلياردها دلار ميشود همين پول را چه ميشد اگر صرف تاريخ دوهزارو پانصد ساله شاهنشاهي ميكرديد؟ و آنوقت خارجيان را دعوت ميكرديد و به تمدن خود افتخار ميكرديد تا امروز شاهد چنين فاجعه اي نباشيم افسوس و صد افسون كه ابلهاني نفهميدند كه محمدرضا شاه پهلوي ميخواست ايران را بزرگ كند اما همين قشري هاي مذهبي همين آخوند هاي آشغال كه نوكر تازيان و همين كمونيست هاي عوضي هستند داد و هوار راه مي انداختند كه شاه پول مردم را به هدر ميدهد و براي مردم فقير خرج نميكند و آنرا اسراف ميدانستيد

البته شما تازي ها و چپي ها كه خيالتان نمي آيد زيرا هر چه باشد تازي زاده ايد و سيد و اولاد محمد و علي و يا لنين زاده و زاده ماركس و لنين كه كشور ايران را كرده ايد مملكت امام زمان و يك پا اين ور و پاي ديگرتان آن ور يكراست خرابكاري كرده ايد به اين كشور

ما نژاد پرست هاي ايراني نخواهيم گذاشت و حقمان را از شما ميگيريم و كشورمان را درست ميكنيم به شرطي كه مردم ايران عاقل شوند و دست از نفهم بازي بردارند و سرشان را از زير برف بيرون بياورند

منبع: جنبش مركز

چهارشنبه سوري

به نقل از يكي از دوستانم

چنين گفت زردشت پاكزاد : كه سوزانيد بدي را در آتش تا از آتش برون آيد نيكي،يادگار قوم پاك آريا

چهارشنبه سوري مبارك

دوشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۸۵

يك آيه از قرآن

وخلقنا الا احمدي نجاد سهوا و انا لخلقه من النادمين

( همانا احمدي نژاد را اشتباهي آفريديم و از خلقت آن پشيمانيم ) سوره مباركه توبه

یکشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۵

بدتر از همه 28 سال

مقاله اي كه مشاهده ميكنيد توسط داريوش همايون نوشته شده است

هر بهمن یادآور ابعاد مصیبت ملی ایران و مقدمه مصیبت های تازه است. ایرانیانی که سه دهه پیش در انقلاب با شکوه خود شرکت کردند یا تقریبا بی هیچ مبارزه ای تسلیم آن شدند نمی دانستند که چه درهائی را بر سقوط ملی و شخصی، هر دو، می گشایند، و امروز بجز شخصیت هائی که حق داشته اند هر اشتباه مرگباری بکنند و همیشه حق با آنهاست، همه از آنچه کرده یا نکرده اند پشیمانند. اما کار از پشیمانی یا تلاش برای شستشوی خود گذشته است. جمهوری اسلامی در سرازیری اجتناب ناپذیرش دارد ایران را به کام مخاطراتی می اندازد که پیامدهایشان جبران ناپذیر خواهد بود.

جنگ غیررسمی جمهوری اسلامی با آمریکا در عراق تازه ترین و تهدیدآمیزترین مرحله رویارویائی با ابرقدرتی است که می تواند بلائی همانند عراق بر سر کشور ما بیاورد. آمریکائیان در آن کشور به تنگنا افتاده اند و زمان اندکی برای بیرون آمدن از بن بست دارند. جمهوری اسلامی با درگیری نظامی، مالی و سیاسی نزدیک و روزافزون خود با گروه های تروریست عراقی از سنی و بویژه شیعی، اکنون یکی از بزرگترین موانع یافتن راه حلی برای عراق شده است. حکومت جمهوریخواه آمریکا زیر فشار افکار عمومی، دوسال و کمتر، برای حل مشکلات خودساخته اش در آن سرزمین خون و خشونت، دارد و می تواند دست به هر کاری بزند. کمال ساده لوحی است اگر بپنداریم که آمریکائیان در برابر دشمنی به حقارت رژیم آخوندی سپر بیندازند.

با همه دشواری هائی که دمکرات ها در کنگره آمریکا برای حکومت بوش تدارک می بینند دست رئیس جمهوری آمریکا بسته نیست. او به عنوان سرفرمانده نیروهای مسلح حق دست زدن به عملیات نظامی دارد، و می تواند از بهانه هائی که جمهوری اسلامی برایش فراهم می کند بهره گیرد. دشواری ها به کنار (ودشواری ها از اندازه بیرون اند) انگیزه های بوش را در وارد کردن ضربه ای کاری به رژيم اسلامی نمی باید اندک شمرد. یک جمهوری اسلامی اتمی برای دمکرات ها کمتر از جمهوریخواهان ناپذیرفتنی نیست و اسرائیل، که هدف اعلام شده رژيم اسلامی است، در هر دو حزب همان هواداران پرشور را دارد.

در عراق اگر جمهوری اسلامی همچنان با فرستادن پول و سلاح و عوامل خود به کشتار مردم و سربازان آمریکائی (مردم بسیار بیشتر) ادامه دهد بهانه های تازه تری به حکومت بوش خواهد داد که بتواند افکار عمومی آمریکائیان را به سود خود برگرداند.استراتژی آمریکا در عراق آماده کردن مقدمات برای بیرون کشیدن سربازان است. اگر آمریکائیان در پشت سر خود حکومتی در عراق با درجه ای از آرامش و ثبات نگذارند یا می باید به شکستی بدتر از ویتنام تن در دهند و یا به راه حل هائی رادیکال تر روی آورند. پیامدهای وخیم این هر دو برای جهان و منطقه و کشور ما اندازه نگرفتنی خواهد بود. یک احتمال که می باید جدی گرفت آن است که بوش ناتوان از آرام کردن عراق، با ضربت های «جراحی» بر هدف های مهم جمهوری اسلامی، یادگار «مثبتی» در پایان یک ریاست جمهوری ورشکسته از خود بگذارد.
سران رژيم از اینکه توانسته اند به سهم خود عراق را حکومت ناپذیر کنند و عراقیان را به جان یکدیگر بیندازند شادمانند. ولی اگر اندکی به دورتر بنگرند می باید به اندازه خود آمریکائیان از دورنمائی که در عراق پیوسته نزدیک تر می شود به هراس افتند. یک عراق جولانگاه گروه های تروریستی و بنیادگرای اسلامی، بیشتر دشمن ایران و میدان جنگ آشکار شیعه و سنی و کرد و عرب، و هر کشور دور و نزدیک، پای ایران را خواه ناخواه در آن گِلزار فرو خواهد برد.

حکومت آخوندی هم اکنون پیشمزه ی میوه زهرآگین سیاست های مذهبی خود را در دورن و بیرون ایران چشیده است. ولی خطر نزدیکتر با آمریکاست. ترکیب مشکل عراق، و تنگی زمان برای حکومت بوش، و بمب ساعتی اتمی رژيم اسلامی درست همان چیزی است که همه توجه ایرانیان را می باید به خود متوجه سازد. ما هنوز تا جنگ فاصله داریم و آمریکائیان ته استراتژی فشارهای همه سویه، از جمله جنگ تبلیغاتی و روانی بی سابقه بر ضد رژيم اسلامی، را بالا نیاورده اند. با این همه کوفتن بر طبل جنگ پویائی خود را خواهد داشت.آغاز بیست و نهمین سال انقلابی که دیگر به دشواری می توان صفت ناپسند تازه ای برایش در فارسی یافت میهن ما را در وضعی می یابد که از همه بیست هشت ساله گذشته بدتر است. شاید اکنون زمانش رسیده باشد که دو سوی طیف سیاسی بجای دفاع از خود و محکوم کردن این و آن، در اندیشه آینده ایران باشد. امروز مسئله ما نگهداری این سرزمینی است که از رنج ها و فداکاری های یکصد نسل ایرانیان به ما رسیده است. پیش کشیدن مسائل فرعی و فراموش کردن و انکار مصالح ملی و دنبال کردن دستور کار (agenda) هائی که بیشتر به کار قدرت های بیگانه درگیر با جمهوری اسلامی می آيد تکرار همان اشتباه بیست و هشت نه سال پیش است.

در آن هنگام نیز بهروزی ملی و حتی شخصی خود را در پای ملاحظات کوتاه و اشتباه آمیز ریختند. نمی باید فراموش کرد که در هر حال و با هر درجه اختلاف و جدائی و بددلی، جاهائی هست که ما همه به عنوان ایرانی، یگانه ایم.
یک نشانه پیشرفت، کم شدن صداهائی است که تا چند ماه پیش در دفاع آشکار و پوشیده از برنامه بمب اتمی جمهوری اسلامی از هر سو شنیده می شد. دبناله های رفسنجانی در بیرون که به «اپوزیسیون» معنی تازه ای بخشیده اند همزبان با دلالان سیاسی رژيم در آمریکا البته هنوز دست بردار نیستند ولی مردم اندک اندک در می یابند که آنچه «حق مسلم» ایران وانمود می شود صرفا برای نیرو بخشیدن به رژيم و ماندگاری اوست و بهای اجتناب ناپذیر آن را توده ایرانی از هم اکنون دارد می پردازد. احساس غرور دورغین جایش را به دلنگرانی واقعی می دهد.
بر حال پریشان ملی ما نشانی بدتر از این نمی توان آورد که پس از نزدیک سه دهه تاراج و ویرانی و از هم گسیختگی سراسری به دست آخوند و حزب اللهی و بسیجی و خط امامی، به دست رژيم عاشورائی و جمکرانی، می باید شاهد گره خوردن سرنوشت ایران به سرنوشت چنین رژيمی باشیم؛ آرزو کنیم که اگر در اندیشه ایران نیست دست کم به اندیشه خودش باشد.