شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

چهارشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۰

اسرائیل یا اسراعیل یا اسراایل؟


شیوه نوشتن «اسراعیل» و یا حتا «اسرائیل» نادرست است... آنرا باید «اسرا ایل» نوشت.....

واژه «ایل» در زبان فنیقی، آشوری، و آنگاه عبری، بمعنای «خدا» است، که در بیابان ها و شوره زارهای صحرای سینا و کوه «طور» یافت می شده است.
یعقوب سنگ زیر سر خود را تقدیس کرد. روغن بر سر آن ریخت، و آنرا ایستاده بر زمین گذاشت و به پرستش آن برخاست و آن را و آنرا «بیت ایل» (خانه خدا) می نامید
سِفِر پیدایش. 68-18 تورات
واژه «ایل» همچنین در فرهنگ بدوی مردم شمال آفریقا و شنزارهای بی آب و علف مصر ، بزرگ روح خبیثه بوده است. که بعدها به صورت «الوهیم» در زبان شناسی درآمد. و همه اینها از همان «ایل» عبری و آشوری است.
نوشتن کلمه «اسرائیل» به این گونه که ما امروز می نویسم، نادرست است. واژه اسرائیل یا اسراعیل نادرست است. درست این واژه «اسرا ایل» است. همانگونه است «اسراف ایل»، «آزرا ایل یا عزرا ایل»، «جبرا ایل»، «میکا ایل»، و «اسما ایل » می باشند و این همه نشان وابستگی «مضاف» به «مضاف الیه» که شناسانیی دهنده بخش نخست است، بکار برده می شده است. برای نمونه «اسما» در زبان آشوری باستان و عبری کهن یعنی «فرزند» از اینرو واژه «اسما ایل» که امروزه آنرا «اسمعیل» و یا «اسماعیل» می نویسند، بمعنی فرزند و یا پسر خدا ست.
همزمان با «ایل» یهودیان نخستین، خدای دیگری نیز داشتند که «بعل» نامیده می شد. تپه «بعل بک» هنوز در سرزمین مشترک فلستین و اسراییل و لبنان وجود دارد. با پیدا شدن «موسا»، بتدریج نام خدای قوم بنی اسراییل، به «یهو وا» که بعدها به «یهوه» تغییر یافت، شکل گرفت. در بسیاری از داستن های تورات، خدا، به نامهای «الوهیم» و «یهوه الوهیم»، که همان روح خبیث بزرگ است، خوانده می شود.
جالب است که بدانیم، در کل کتاب تورات، که خود از چندین کتاب کوچکتر تشکیل شده، روی هم رفته، بیش از 670 بار واژه «یهوه» آمده، در حالی که نام های خدایان دیگر از جمله «الوهیم»، «صباپوت» و دیگران به بیش از 2000 بار می رسد.
نام «یهوه» خدای ساختگی موسی و قوم بنی اسرا ایل، از نام یک خدای محلی مردمانی که در شمال آفریقا، و در نزدیکی صحرای سینا زندگی می کردند، گرفته شده است. آنها، نام خدای خود را «یؤده» گذاشته، و همیشه به کوه می رفتند تا از خشم او که با تندر و آذرخش بسیار از اسمان فرستاده می شد، پناه بگیرند. نام این خدا، در کتیبه های سالهای 1400 پیش از میلاد مسیح در کاخ فراعنه مصر در زمان «آمنوفس» دوم دیده می شود.
موسی، در همین زمان، مدعی پیامبری شده است، و نام این خدای قبیله بدوی کنار کوه «طور» را برای خودش برگزید که در چرخش زبان، بتدریج به «یهو وا« و آنگاه به «یهوه» تغییر یافت... نقطه قوت و اثباتگر این مدعا این است روزی که موسی خود را پیامبر خواند، چون از واقعه تندر و آذرخش و صداهای مهیب در کوهستان طور آگاه بود، مردمش را جمع کرد و ناگهان آذرخش ها آغاز شد و بخشی از کوه آتش گرفت، و پیش بینی های موسی درست از آب درآمد..
تورات. سفر خروج. 16-19 (20

بدین گونه قوم و قبیله یی سنگ و چوب پرست، امروز با بنیان نهادن سازمانهای محوف «فراماسیونری» و «ایلومیناتی»، تسمه از گرده مردم آریایی، و دیگر مردمان در جهان، کشیده اند.....

هیچ نظری موجود نیست: