عده اي ميپرسند كه علت بدبختي ايران چه چيزي بوده است؟ در اين خصوص اين سوال چند دسته از مردم نظرهاي مختلفي دارند يك دسته ميگويند اسلام يك دسته ديگر ميگويد آمريكا يك دسته ديگر ميگويند بريطانيا و دسته آخر ميگويند امپرياليستي بودن ايران اما اساس بدبختي ما اختلاف طبقاتي درزمان قبل از اسلام بوده است و همچنين بي اطلاعي شاهان ايران از جمله خسرو پرويز بوده است
من ایرانیم نژادم آریایی است الگوی من کوروش بزرگ است پادشاهان من داریوش بزرگ,مازیار,انوشیروان و یزدگرد سوم هستند آموزگاران من فردوسی,خیام،حافظ,سعدی و مولوی هستند نسک من شاهنامه است اندوه من قادسیه است کهرمانان من رستم فرخزاد و بابک خرمدین هستند بهشت من ایران است جشن من مهرگان و نوروز است فرهنگ و آیین من شیفتگی به میهن است, ایران پرستی اگر نژاد پرستی است من هم نژاد پرستم و نژاد پرست خواهم ماند
شاهنشاهان پهلوی
دوشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۸۵
چه چيزي ما را بيچاره كرد؟
یکشنبه، بهمن ۱۵، ۱۳۸۵
جمهوري اسلامي به چه معناست؟
در ادبيات سياسي و اصطلاحات سياسي جمهوري اسلامي به حكومتي گفته ميشود كه هم مردمي و مردم سالار و هم اسلامي يعني در قوانين مملكت قانون هاي اسلامي مخلوط است دين و سياست باهم مخلوط است
شنبه، بهمن ۱۴، ۱۳۸۵
من از بیگانگان هرگز ننالم قسمت دوم
بی تردید امروز می توان به خوبی فهمید که چرا ایشان درست که تیشه همین ابراهیم را نزدیک به گردن نازنین خودشان یافتند همین امام موسی و عیسی و محمد و ابراهیم صفت را متهم کردند و صدای استبداد دیگر را شنیدند و بعد از ایران گریختند و هیچ گاه هم نیامدند از این همه شیرین کاری های آن زمانشان از این که همرای و همصدای شرکت های بزرگ و کارتل های نفتی و دولت های چپاولگرایشان بنیاد ایران و ایرانی را بر باد دادند از مردمی که با دست های نازنین خودشان ایشان را به دام شیطان انداخته بودند پوزش بخواهند و ما حالا بیست و هشت سال است میبینیم صف های طویل نان و بنزین در کجای حکومت پیشین جای داشت و در حکومت اسلامی چگونه نان و آزادی به زبانی شیواتر زندان برای شهروندان ایران به تساوی قسمت شده است راستی کدام حکومت منافع کلی حکومت ها و چپاولگران غربی را تمام کمال تامین کرد و کدامیک نکرد که مجبور به سرنگونی شد
این حرفها را روشنفکران و روشنگران راستین ما بارها گفته اند و بارها نوشته اند اما گفتن و باز گفتن این حرف ها شاید بتواند گوشه ای از فریب این به اصطلاح روشنفکران عصر پهلوی را روشتن تر سازد زمانی که همین روشنفکران زمینه ساز امام ( خمینی ) می شدند بنگاه سخن پراکنی بی بی سی در تاریخ هفدهم آذر ماه سال هزار سیصد و پنجاه و هفت بخش فارسی در برنامه جام جهان نمایش سیاست دولت های چپاولگر غرب به ویژه انگلستان را برای شکستی که از شاه در داستان نفت خورده بود چنین بیان کرد:
( پس از طی دورانی از افت و خیز حکومتی زمام امور ایران را در دست خواهد گرفت که به علت ناتوانی مالی و نظامی دیگر در برنامه هایش جایی برای رویای تمدن بزرگ وجود نخواهد داشت و به سبب شرایط تازه حاکم بر جو سیاسی و اقتصادی و اجتماعی مملکت این کشور تنها مقامی همپایه کشور همجوار اففانستان خواهد یافت و برای همیشه این رویا که پنجمین قدرت نظامی و سیاسی و اقتصادی حهان شود فراموش خواهد کرد )
و البته هیچ کدام ما فراموش نکرده ایم که همین رادیو و بسیاری از رسانه های دیگر برای به بن بست کشاندن همان حکومتی که خاری در چشم غرب شده بود چگونه این رادیو و بسیاری از رسانه های دیگر را به تریبون مجانی امام خمینی و پیرامونیانش در زیر درخت سیب شهرک نوفل لوشاتوی فرانسه تبدیل کردند
واقعیت این است که هیچ دشمن خارجی بدون همیاری و همکاری ستون پنجمش که در راستای خواست های این دشمنان خارجی عمل می کنند موفق نخواهد شد این را تجربه های تاریخی بسیاری به ما آموخته است این گونه روشنفکران بودند که ایران ما را ویران می خواستند تا بتوانند بر این کشور ویران خود فرمان برانند و درست هماهنگ با همان چپاولگران غربی وسیله آگاه و گاه ناآگاه هل دادن ایران به هزار و چهار صد سال پیش شدند
پادشاه فقید ایران ( محمد رضا شاه پهلوی ) در گفتگویی با آقای کارانجیا نویسنده روزنامه هندی در تاریخ ششم اردیبهشت ماه هزار سیصد و پنجاه و شش گفته بود: ( سیاست غرب در مورد من و کشورم همیشه این بود که پر و بال مرا بچینند تا از حد معینی بیشتر پرواز نکنم )
جمعه، بهمن ۱۳، ۱۳۸۵
من از بیگانگان هرگز ننالم قسمت اول
فاجعه تاریخی بهمن ماه سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت را می توان به درستی شکست ملت ایران و راهبران ملت ایران برای دست یافتن به مدرنیته و مدنیت و حقوق برابر همه انسانها فارغ از جنسیت و قوم و به ویژه مذهب ارزیابی کرد فاجعه ای که در آن کسانی پیروز شدند که ایرانی آباد و متمدن را بر نمی تافتند و برای این که ایران همچنان در منگنه ای همانند دوران وحشناک حکومت قاجاریه وادار به درجا زدن کنند زمینه ساز این فاجعه تاریخی شدند دورانی که در همیاری و همکاری همین روحانیون و مراجع تقلید بخشی از ایران عزیز ما طعمه ی حکومت تزارها شد و در دوران به اصطلاح پرشکوه جکومت لنینی و استالینیستی آن نیز هرگز این بخش ایران ما به ما بازگردانده نشد دورانی که ایران به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شده بود و هر یک از دو طیف مستعمره چی های روس و انگلیس کوس لمن الملکی خودشان را می زدند
اگر بتوان بخشی از خواست های اساسی ملت ایران را برای رهایی از استبداد دینی و سیاسی دوران قاجار در نهضت مشروطه ی ایران متبلور دید می توان افتضاح تاریخی سال هزار سیصد و پنجاه و هفت را بازگشت فرزندان تاریخی همان شیخ فضل الله هایی ارزیابی کرد که اساسا ایران آزاد و آباد را بر نمی تافتند و برای این کار از هر ترفندی نیز سود می جستند واقعیت این است که شاید چپاولگران ایران و اساسا جهان سوم دست کم برای ملت های خودشان و برای جیب های گشاد خودشان توجیهات قابل قبولی در آستین داشتند اما روشنفکران ایرانی که برای این شکست تاریخی هلهله ها کردند چه طرفی از یک ایران تکه تکه وایس گرا تروریست و محل چپاول تمامی قدرت های غربی دنبال می کردند؟ راستی چرا آنهمه دروغ چپاولگران غربی و شرقی از سوی روشنفکران ایرانی در درون کشور و در خارج از کشور تحت عنوان کنفدراسیون جهانی دانشجویان و محصلین ایرانی باز تکرار شد و این به اصطلاح ایرانیان چه چشم اندازی برای این خود سوزی و خود کشی دسته جمعی داشتند؟
یکی از این طیف روشنفکران این دوران دکتر علی اصغر حاج سید جوادی در این دوران دست کم 55 سال داشتند دکتر حقوق بودند و سال ها در نشریات داخل کشور و به ویژه کیهان آن زمان کار مشخص ژورنالیستی می کردند چندین کتاب هم در همین دوران منتشر کرده بودند بجز این همه هم همراه با مرحوم مهدی بازرگان عضو کمیته حقوق بشر در ایران نیز بودند ایشان در همان روزها یعنی چند روز پیش از سقوط تهران و فروپاشی ایران ما در نوشته ای در نشریه ی جنبش متعلق به خودشان که در تاریخ هفت بهمن ماه هزار و سیصد و پنجاه و هفت منتشر شده بود تمام مطالب آن نشریه را شخصا خودشان می نوشتند با احساسات یک فوندامندالیست اسلامی و ضد ایرانی نوشتند:
( امام می آید با صدای نوح با طیلسان و تیشه ابراهیم با عصای موسی با هیئت صمیمی عیسی و با کتاب محمد و دشت های سرخ شقایق را می پیماید و خطبه رهایی انسان را فریاد می کند وقتی امام بیاید دیگر کسی دروغ نمی گوید دیگر کسی به خانه خود قفل هم نمی زند دیگر کسی به باجگذاران باجی نمی دهد مردم برادر هم می شوند ( البته در این میان جایی برای خانم ها در نظر گرفته نمی شود ) و نان شادیشان را با یکدیگر به عدل و صداقت تقسیم می کنند دیگر صفی وجود نخواهد داشت صفهای نان و گوشت صفهای نفت و بنزین صف های مالیات صف های نام نویسی برای استعمار و صبح بیداری و بهار آزادی لبخند می زند باید امام بیاید تا حق به جای خود بنشیند و باطل و خیانت و نفرت در روزگار نماند )
پنجشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۸۵
مشكل ما چيست؟
وقتي پاي صحبت بزرگان ميشينم ميبينم ملت ايران خيلي ضعف و نادان و نفهم هستند حالا چطوري ثابت ميشود نمونه اش تو همين حال هواي كشته شدن حسين تازي يارو صبح تا شب قمه زني زنجير زني هزار جور كار براي امام حسين! ميكند تا راضي شود اونوقت همين نكبت فردا سوار ماشين ميشود و دنبال هزار جور كثافت كاري ميرود خوب يكي نيست بگه تو چه جور موجودي هستي؟ اين جور افراد فقط به درد لاي ديوار ميخورند و بس مشكل ما ايراني ها مشكل فرهنگي است مشكل ما سلاح ديني جمهوري اسلامي است مردم چه ميفهمن كه دمكراتيك يعني چي اگه ميدونستند كه ديگه نميامدند به خميني راي دهند و خميني هم حسابي دهن مردم رو سرويس كند
تروخدا خودتون را بسازيد من دلم براي تك تك همه شماها كه ايراني باشيد ميسوزد به خدا همتون را دوست دارم نميدونم چرا شماها اينجوري هستيد اگه كاري بلد نيستيد لاقل خود را بسازيد منظور از ساختن اين نيست بري گردن كلفتي كني اين نيست كه بري باج خواهي كني اين نيست لات بازي در بياري منظور اين است كه خود از فرهنگ اصل خود دور نكني و بيگانه را كنار بگذاري و هرگز ترويج فرهنگ غير قومي خود را رواج ندهي زبان حرف زدنت را نگه داري به خودت ارزش بگذاري احترام گذاشتن را ياد بگير به ديگران هم ياد بده الان ملت ايران طوري شدند كه كار به جايي كشيده شده كه همه به جان هم افتادند سر چي هيچ و پوچ
چهارشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۵
دهه زجر و روزهای یوم الله
دهه زجر را تسلیت میگویم و چند روز دیگر 22 بهمن است روزی که آقا پای نحسش را بر فرودگاه مهر آباد تهران گذاشت و همه رو بیچاره کرد موقعی که ایشان سوار بر هواپیما بود و به سمت ایران می آمد خبرنگاری ازش پرسید چه حسی دارید؟ گفت هیچی این آقا هیچ حسی از وطن پرستی نداشت که اگر داشت چنین مصائبی برای ایران به بار نمی آورد آقایی که اصل و نسبش معلوم نیست و میگویند هندی زاده است تو این خراب شده چیکار میکنه؟ هیچوقت یادم نمیره هر سالی که دهه زجر و روزهای یوم الله! میاد سرودهای انقلابی میخوانند که بعضی ها رو برعکس خوانده اند مثل همین دیو چو بیرون رود فرشته در آید متن صحیح اینطوری است فرشته چو بیرون دیو در آید خودتان قضاوت کنید این شعر در کجا واقعیت دارد؟ موقع رفتن روحانیون از ایران یا موقع رفتن شاه فقید ایران برگردیم سر حرف اصلی آقا پاشو که گذاشت اومد به ملت نادان حال بدهد رفت قبرستان با مردگان حرف بزنه کلی چرتو پرت تحویل ملت داد و پاشد رفت تو تخت حکومت یه آخیش هم گفت دیگه بعد از اون شروع کرد به رجز خوانی ملت هم هر روز بدتر از دیروز حالا کاری نداریم که اون موقع ها چی شد گذشته ها گذشته دیگه برنمیگردد حالا مهم است و فرداها یک فکری به حال مملکت بکنیم کشورمان روز به روز گرفتار مصیبت هایی که جز فاجعه ای برایمان ندارد از آمدن کمونیست ها از آمدن آمریکایی ها از چپاول بيشتر تازي ها و خیلی چیز های دیگر هوشیار باشیم شعر زیر را تقدیم میکنم به وطن پرستان عزیز
بر سر آنم كه گرز دست برآيد دست به كاري زنم كه غصه سرآيد
خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد ديو چوبيرون رود فرشته در آيد
صحبت حكام ظلمت شب يلداست نور زخوشيد جوي بو كه برآيد
بر درارباب بي مروت دنيا چند نشيني كه خواجه كي به در آيد
صالح و طالح متاع خويش نمودند تا كه قبول افتد و كه درنظر آيد
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند بر اثر صبر نوبت ظفر آيد
بلبل عاشق تو عمر خواه كه آخر باغ شود و شاخ گل ببر آيد
غفلت حافظ درين سراچه عجب نيست هر كه ميخانه رفت بي خبر آيد
دوشنبه، بهمن ۰۹، ۱۳۸۵
آيا اينها ايراني بودند؟
ديروز به تازگي شنيده بودم كه گويا معاويه و پسرش ايراني بودند و ايراني پرست! جاي تعجب بود و هم جاي خوشحالي كمي كنجكاو شدم ديدم نه واقعا همچنين هم هست و پدربزرگم هم تاييد كرده است از آنجا كه تمام دشمنان اين جماعت اسلام غير عرب خوانده ميشدند بنابراين بعيد نيست كه معاويه و پسرش هم ايراني باشند مثل بهمن جاوزيه كه در ميان اعراب به ابن مجلم معروف است
گويا چنين تفسيري در كتابهاي دست نوشته عربي اونور آب موجود است و همچنين فارسي آن موجود است كه صد البته وارد ايران نخواهد شد از دوستان خارج از كشور كه به چنين منابعي دسترسي دارند خواهشمند است كه ما را بي نصيب نگذارند از اين جريانات
چهارشنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۸۵
تا میتوانید تحریم کنید
میهن دوستان آزادگان ایران پرست قرنها است ملت ما و سرزمین عزیزمان با سیاستهای کثیف و ضد انسانی انگلسان به استعمار کشیده شده است بیش از پنج قرن است که به انحاء گوناگون کشورمان توسط انگلوساکسونهای کثیف چپاول شده و مردم شریف این آب و خاک به یوغ استعمار و استثمار کشیده شده اند هر لحظه بریتانیای خون آشام در هیئتی جدید ظاهر شده و زالو وار خون از تن بی رمق ملت ما مکیده است بدون کمترین گمان و تردیدی تمامی رخدادهای شوم و توطئه های وقت بی وقتی که بر سرملت ایران آمده است نتیجه سیاستهای کثیف و تغییر ناپذیر آشکار و پنهان این کشور جهانخوار و شیطانی است
براندازی اقتدار ملت ایران در روز واقع خود گواه بر این مدعاست که از جمله برنامه های ساخته و پرداخته شده انگلستان با همکاری دولت استعماری فرانسه و نظام و حزب حاکم بر آمریکا در آن دوره و کنفرانس گوادالوپ که زیر پوشش بردن شاهنشاه ایران عملی شد فرانسه همواره به عنوان سومین قدرت برتر جهانی در استعمار ملتها تلاش در سبقت گرفتن از رقیب اصلی خود انگلستان داشته و دارد و در توطئه ها خیاناتی که علیه بشیریت در اقصا نقاط جهان روی میدهد فرانسه نیز کم از انگلیس نگذاشته است
بی شک نقش فرانسه را نیز در تمام سیه روزیهای ملت ایران و دیگر ملل جهان باید پررنگ دید و بیش از پیش بدان پرداخت هر چند که فرانسوی ها نیز مانند انگلیسی ها استادانه پشت سر آمریکایی ها پنهان شده و سعی در نشان دادن خود به عنوان یک کشور بی طرف در مناقشات و تحولهای بین المللی داشته اند ولی در میدان رقابت برای استعمار و استثمار و بلعیدن جهانیان عقب نگه داشته شده سادگی است اگر گمان کنیم قدرت سوم جهان بدون سهم خواهی ساکت مانده و نظاره گر بازی باشد
بجاست نسل سوخته ی این سرزمین که زیر تازیانه ی عوامل استبداد درونی و استعمار بیرونی و نظام سرمایه داری جهانی و فراماسونری بین المللی همچنان به محاق نیستی کشیده شده و میشوند در یک مبارزه جدی با شیطان بزرگ بریتانیا و دولت استعماری فرانسه برخاسته و با تحریم کالاها و اجناس ساخته شده در این کشورها ضربه ی مهلکی بر پیکره ی استعمار وارد آورند امروز با توجه به قدرت نظامی اقتصادی و تبلیغاتی انگلیس و فرانسه و دولتهای دست نشانده زاییده شده ی آنان در جهان سوم تنها راه مبارزه ی صحیح و کار آمد با آنان تحریم خرید کالاهای شرکتهای انگلیسی و فرانسوی است
با این کار نفرت و انزجار خود را از سیاستهای پلید آنها نشان دهیم
دوشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۵
فرزند ایران
چو ایرانی توئی٫یزدان پرستی به نیك زیستی كنی٫باور به هستی
خرد در بر گیری ٫در انچه كاری خودا آزاد كنی از هر چه تازی
ز فرهنگ عرب خود را ندانی به ایرانی بودن٫ باور بیاری
به اندیشه كنی نیكی و پاكی به گفتارت كنی٫ رفتار به نیكی
كلام كوروش و داریوش ستایی به عشق میهنت ایثار نمایی
همه مردم٫دانی با هم برابر به آئین خودت٫آری تو باور
اهورای وطن باور بداری به نیك زیستن همه٫ فكرت گذاری
مفید و سربازِ راستین تو باشی نگهدار وطن٫ یارش تو باشی
كنی از هر چه ظلم٫ ایرانو پاكش گل شادی كاری٫ هر جای خاكش
گویند شازده توئی٫فرزند ایران وطن ایران بُود٫ شاه امینان
همه ما زاده از خاكِ ایرانیم ایران من بُود٫ شاه گرامیم
چو نیك زاده شوی در خاك ایران تو را شازده بگن٫ فرزند ایران
شنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۵
چرا عزاداری برای تازیان؟
چند روز پیش در خیابان های اطراف میدان شاه و 26 اسفند ( میدان جمهوری و میدان انقلاب فعلی ) داشتم قدم میزدم که یهو نگاهم به مسجد های حسینی یا همان هیئت ها که برای دهه عاشورا و تاسوعای حسینی پسر علی تازی افتاد هم خنده ام گرفت هم گریه خنده ام برای این بود باز یک مشت احمق و نفهم میان بیرون و میزنن تو سرشون و ادای میمون ها را در می آورند گریه ام برای این بود که واقعا ما ایرانی ها نادانیم و هیچی از این تازی های عوضی نمیدونیم آقا ما باید چیکار کنیم که در ایران عزاداری حسینی نکنند؟ مگر تازی ها عزاداری میکنند که ماها دومی باشیم؟ حسین عرب بود هیچ یک از اعراب سنگ حسین رو به سینه نمیزنن اونوقت توی ایرانی سنگ کی رو به سینه میزنی کسی که پدرش عوضی تر از خودش بود؟ حسین هرکی بوده برای اعراب بوده نه برای بقیه شماها اگر راست میگویید بروید عزاداری محمد رضا شاه بابک خرمدین میرزا کوچک خان ستارخان باقرخان رضا خان پهلوی و خیلی از سرداران ملی این کشور بهشتی را بکنید نه اینکه بروید عزاداری یک غریبه هی بزنید تو سرتون که چی بشه
ما اینقدر سردار ملی در کشورمان داریم که هرروزش باید عزاداری باشد برای سرداران مملکمون از اون نادرشاه گرفته تا همین آخری ها محمد رضا شاه پهلوی چرا عزاداری برای سرداران مملکت تازه باید خوشحال باشیم که چنین سردارانی داشتیم خاک برسرتون اصل رو بی خیال شدن رفتن سراغ فرع ملت نادان بروید همین شهرعزیزمون اهواز ببینید اعراب موقع عاشورا و تاسوعای حسینی چه میکنند؟ اونوقت همه چی میاد دستت
اعراب همشون سنی هستند همین عربستان که منشا اسلام همونجا بوده است علی رو به زور قبول دارند وای به حال بقیه اش شماهایی که شیعه هستید بروید عربستان نماز بخوانید ببینید چه برخوردی باشما میکنند شعیه ساخته خمینی یک اراجیف است موقع نماز خواندن سنی ها دست ها زیر شکم بسته است و کلاهی مثل یهودی ها بر سردارند و مهر ندارند که بر آن سجده کنند چون اعتقاد دارند زمین عربستان پاک است اونوقت شمایی که شیعه هستی یک مهر از ایران ببر آنجا سریع بر می دارند و پرتش میکنند آنطرفتر چند تا هم فحش بارت میکنند
این مسخره بازی ها را از محله هایتان جمع کنید کسی هم اگه خیلی ناراحته برود در خانه خودش با چکش اینقدر بزنه تو سرش تا بمیره تا به خیال خودش بهشتی شود این هیئت ها تمام سلاح های فرهنگی جمهوری حیوانات است هوشیار باشید چقدر دیگه بگم من؟