شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

سه‌شنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۹

زادروز شاهنشاه ایران نوین


امروز 24 اسپند زادروز کهرمان ایران نوین, رضا شاه بزرگ است؛ همچون یک ایرانی که به کشورم مهر می ورزم و دلباختگی اش در دلم فروزان است در برابر این کهرمان سر فراز ایران نوین کلاه از سر بر می دارم و در برابرش در والایی ادب خم می شوم و به روان پاکش درود می فرستم.


چهارشنبه، اسفند ۱۸، ۱۳۸۹

موسوی دستاورد همسود آمریکا و اسراایل





بزدل های هوادار موسوی کدام گوری هستند که تا همین چند روز پیش عربده کشی میکرده اند که موسوی زندانی است؟!
ای خاک بر سر شما که با این که رهبرتان و نزدیکانش هم به شما دروغ میگویند و شما ساده دل و بزدل هستید تا دیروز خودشان را تکه پاره میکرده اند اکنون که دیده اند سرشان کلاه رفته است در برابر موسوی آرنگ سر میدهند!, حماقت و بی خردی تا کی؟

پنجشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۹

کودتای رضا شاه بزرگ,براندازی سلسله قاجاریه

این روزها مصادف است با سقوط سلسله قاجاریه که آخرین شاه آن احمد شاه بود
کشورمان ایران در دوران قاجاریه دچار فراز و نشیب های زیادی بود؛با آمدن رضا شاه بزرگ و سلسله پهلوی ایران نفس تازه ای کرد
گوشه ای از خدمات این بزرگ مرد را میبینیم 

ایجاد تشکیلات نوین دادگستری
تهیه و تصویب اولین قانون مدنی ایران
بنیان ثبت اسناد و ثبت احوال
لغو کاپیتولاسیون
اسکان عشایر
یکی کردن نیروهای نظامی و تشکیل ارتش ایران
تاسیس بانک ملی ایران
ساخت راه‌آهن سراسری ایران
جاده‌سازی در کشور
کشف حجاب
تأسیس رادیو ایران و خبرگزاری پارس
تأسیس دانشگاه تهران
گسترش صنایع
تأسیس فرهنگستان ایران
تغییر تقویم رسمی ایران از تقویم هجری قمری به تقویم خورشیدی جلالی
تغییر نام رسمی کشور در مجامع بین‌المللی از پارس به ایران

چهارشنبه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۹

اکثریت نادان,اقلیت خائن



اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیائی ، از وینستون چرچیل سئوال میکند:
آقای نخست وزیر شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آن سوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کار را نمی توانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام بدهید ؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تأمل پاسخ می دهد : برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم . روزنامه نگار می پرسد . آن دو ابزار چیست ؟
چرچیل پاسخ میدهد : اکثریت نادان ، و اقلیت خائن .

دوشنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۹

سرگیجه حمهوری خواهان



اگر جمهوری طلبان خود را مصدقی بدانند،  آنگاه با این تناقض روبرو میشوند که مصدق خود شازده ای قاجاری و وزیر و وکیل سوگند خورده ی پادشاهی پهلوی بود. و هرگز سخنی از نظام جمهوری به میان نیاورد.
  1.  اگر مصدقی نباشند پس جمهوری مورد نظر آنان ملی (الیته از نوع مصدقی)نبوده و چپگرا و خلقی به شمار میرود. در این جمهوری اثر و خبری از آزادی نخواهد بود. و مانند نوع مجاهدین خلق، رییس جمهور از پیش تعیین شده است!
  2. پرچم شیروخورشید نماد پادشاهی است و جمهوری طلبان نمیتوانند در پشت آن پنهان شوند. آنها باید بروند درفشی من دراوردی برگزینند.
  3. جمهوری مورد نظر ایشان ایران را ایرانستان و سرانجام تجزیه خواهد کرد زیرا در مردم سالاری کذایی قومها میتوانند در همه پرسی ها رای به جدایی دهند.
  4. جمهوری طلبانی چون محسن سازگارا که سلطنت را قرون وسطایی خوانده اند در برابر حقیقت وجودی پادشاهی های اروپایی و نیز پادشاهی ژاپن و حتا پادشاهی های تایلند و مراکش که مردمانی با رفاه و آبادانی بسیار دارد، کیش و مات هستند.
و جالبست که بیشتر جمهوری طلبان(غیر مجاهد) نه به گرد ابوالحسن  بنی صدر ، نخستین  رییس جمهور آمده اند بلکه  پل پیروزی خود را در واپسین پور پهلوی میبینند.

یکشنبه، بهمن ۲۴، ۱۳۸۹

خردباختگان و عربده گویان الله اکبر



نمیدانم در جریان هستید یا نه,اما در شبکه های اجتماعی بوق کرنا کرده اند که ساعت 21 امشب به پشت بام ها بیایید و نعره الله اکبر بدهید!
من نمیدانم چرا این جوانان اینقدر خرد باخته هستند؟!
الله اكبر بر لب" به كشورم تاختند و مردان شجاع ميهنم را كشتند.
الله اكبر بر لب" به كشورم تاختند و به زنان و دختران سرزمينم تجاوز كردند.دختران زيباروي ايراني را در صحراهاي برهوت اعراب" كنيز كردند.


الله اكبر بر لب" هر دو دست بابك خرمدين را قطع كردند.


الله اكبر گفتند و 31 سال است كه تحقير شده ايم. تجاوز " غارت " قتل .


الله اكبر شنيدم و به دنبالش در كوي دانشگاه تهران "دختران و پسران دانشجو "نصفه شب 
از طبقه هاي دوم و سوم به محوطه پرتاب شدند.


الله اكبر شنيدم و به دنبالش بريده شدن سر يك انسان را ديدم.


الله اكبر شنيدم و به دنبالش اصابت سنگ به چشم يك زن و هزاران سنگ ديگر براي جهاد در راه خدا و البته با هر سنگي يك نواي الله اكبر كه بر ميخواست.
يك انسان" كه ميگفتند رابطه نامشروع داشته است.


الله اكبر شنيدم و شاهد حلق آويز شدن يك انسان گشتم. ميگفتند همجنس باز است و لواط در اسلام حرام.


الله اكبر شنيدم و به دنبالش از خواب شيرين پريدم و سردرد گرفتم. نگو كه صداي موذن بود به خاطر بيداري مسلمين براي نماز صبحگاهي در دل شب. 
و اين داستان هر شب زندگي من بود و هنوز آن سردرد را دارم
و اينك هرگز "الله اكبرگويان "را باور نميكنم
هر وقت توانستید ایرانی فکر کنید آن وقت است که میفهمم آدم شدید

شنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۸۹

بی بی سی.رادیو آمریکا,حامیان جمهوری اسلامی




موضع بی بی سی فارسی  و رادیو آمریکا آشکار گردید,آن از بی خبر گذاشتن مخالفان جمهوری اسلامی در خصوص 25 بهمن؛آن از فتوشاپ درست کردن راهپیمایی کم جمعیت 22 بهمن در تهران ملت هنوز نفهمیدن که بی بی سی  و رادیو آمریکا حامی جمهوری اسلامی است؛باز هم بروید این کانال های اهریمنی را ببینید

جمعه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۹

بلای جان ایران,بریتانیا


آنچه در سالهای تجربه نشان می دهد اينکه هرجا هر بلبشویی بپا می شود نام «آمريکا» هست ولی نامی از انگلستان که ريشه بسياری از دردسر های پيش رو در اينجا و آنجا است ابدا شنيده و خوانده نمی شود. القاعده را به آمريکا نسبت می دهند ولی نامی از روس و انگلستان نيست، جمهوری اسلامی را به آمريکا و کارتر نسبت می دهند ولی نام و نشانی از حيله و نيرنگ و ماری که در آستين انگلستان و در زير فراماسونی مذهبی انگليس و با پول موقوفه عود پرورانده شده نيست، جنگ در عراق با آتش و دروغ های انگلستان که از سودان بيرون آورده می شود آغاز می شود و بزرگترين سرمايه گذار اين جنگ آمريکا می شود درحاليکه انگليس است که دروغ های «تسليحات کشتار جمعی» را براه می اندازد. در مصرو سودان؛ و تونس و ديگر کشور ها مارها و عقرب های دست پرورده انگلستان در قالب مذهب ها و دين های محلی و نقشه ای که در پس فردای جنگ جهانی دوم کشيده و خطوط مرزی را تعيين نمود چنان طراحی شد که هر بار هر زمان که لازم باشد در مرز ها ويا در کنار رود و کوه و تپه ها و ارتفاعات سرو صدایی راه بيافتد و آنهم فقط به يک اشاره که آتش آن غير قابل خاموش کردن باشد از انگلستان کبريت و نفت و بنزين می گيرد... چرا؟؟ زيرا انگلستان هنوز می خواهد امپراتوری نفت را اداره کند. دعوا سر لحاف ملا است... بی خود نيست البرادعی ناگهان جايزه نوبل دريافت می کند، بيخود نيست اصلا به مديريت سازمان بين المللی انرژی اتمی برگزيده می شود. نقشه ای است که سی سال پيش کشيده شده است. مگر برای روانه کردن خمينی به ايران انگلستان از زمان رضا شاه بزرگ نقشه نکشيده بود بالاخره در 31 سال پيش در چنين روزی آنرا به اجرا در آورد ولی چنان وانمود کردند که آمريکا در آن دخيل بوده است . آری آمريکا بزرگترين خائن و بزرگترين دروغگو و بزرگترين بی انصاف در کره زمين است... او به همه دوستانش پشت کرده است همه اش را به سفارش انگلستان و فراماسونی انگليسی انجام داده است به تاريخ بنگريد در هر بار که دموکرات های پر از زبونی و ضعف در آمريکا بر سر کار بوده اند جنگی و گرفتاری بزرگی در ميام متحدان آمريکا رخ داده است.

چهارشنبه، بهمن ۲۰، ۱۳۸۹

جنبش سبزی فروشان


نهاده‌ای (نکته ای) هم اکنون به نگرم رسیده آنهم اینست که آیا براستی بایسته (لازم) است که شماری از هم میهنان بگونه‌ای پرسش بر انگیز شگفت آوری پرچمی بسان پرچم بنی‌ هاشم اسلامی که در آن نوشته شده - امام حسین - را به فرنام (عنوان) نمای پروفایلشان بکار گیرند ، آیا هیچ میدانید که با اینکار خود سبب شادی جمهوری اسلامی میشوید ؟ آری ، میدانم که خواهید گفت که فردیدتان (منظورتان) میدان امام حسین است ، ولی‌ با آن نام بزرگ امام حسین تازی و پرچم حسینی یا خودتان یا ما را فریب می‌دهید - دانسته یا ندانسته به جمهوری اسلامی ، زاوری می‌کنید (خدمت) - تنها اینرا بگویم که این جنبش آزادی بخش به هیچروی با این ندانم کاری برخی‌ هم میهنان به هیچکجا نخواهد رسید - تاریخ ایران زمین همواره نشان داده که بی‌ خردی ، ناهوشیاری ، ندانم کاری .........همان چشم آسیب پذیر اسفندیار هستند که بارها میهن و مردم ما از اینراه و از میانراه بیخردی گروهی خود - روشن اندیش خوانده تا آستانه نابودی و پسروی فزاینده کشیده شده است . اگر این است آنچه که به دنبالش هستید - موج سواری !!! پس همچنان الله کبر گویان پیشش بگیرید و هرچند خود دانید و اهورا مزدای ایران که هرگز این ندانم کاری را بر شما نخواهد بخشید .

پایان داستان !

یکشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۹

نکته هایی در مورد مصدق





ماه امرداد در نیم قرن کنونی یادآور رویدادهاییست که پس لرزه های آن همچنان ادامه دارد. در کشوری با پیشینه ی چندهزارساله فرهنگ و تمدن و آداب، سیاست باره ای با دمپایی و عبا و پیژامه، نام و نشان شاهانه ی ایران را به آشوب میکشاند و بادی میکارد که نسلهای ناآگاه، از آن بذر مذموم، توفان درو میکنند و زیر بهمن توده ای ها و بختک مصدقیها، تاریخ معاصر به شدت تحریف میشود. جوانان ایران نسل در نسل، راهی باریک میان چاه چپگرایی و دام مصدق گرایی را میپیمایند و برخی از آنها که هرگز در پی درس گرفتن از تجربیات گذشته نیستند، به چپ یا راست سقوط میکنند.

شاهدیم که شبه روشنفکران و قلم به مزدان، در دروغگویی و جعل و فریب، گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند و بیشرمانه بر اشتباهات خود، پافشاری میکنند. شرافت آنهایی که لمپن و بی مخ و غیره خوانده شده اند، قابل مقایسه با روشنفکرنمایانی نیست که در هر حکومت و دولتی به لفت و لیس میپردازند و به مرده ی قبلیها لگد میزنند. فراماسون بودن و خشکه مقدسی و اختیارات فراقانونی خواستن و روابط حسنه با بیگانگان و مانند اینها، برای مصدق السلطنه قجری، عیب به شمار نمیرود! از دید ملی (؟) ــ مذهبی ها که از تاریخ ۲۵۰۰ ساله ی استبدادی یاد میکنند، تمام تاریخ ایران در شخص مصدق خلاصه میشود و ملی شدن نفت نیز به سود او مصادره گردیده است. پیشنهاد ملی کردن صنعت نفت برای نخستین بار از سوی غلامحسین رحیمیان نماینده قوچان در مجلس شورای ملی مطرح شد. ولی دکتر مصدق آن را به شدت رد کرد و از امضای آن خودداری ورزید و گفت: «آقا جان مگر می شود نفت را ملی کرد؟...»!! اینک چند نقل قول:
مصدق:
شاه، سهم بزرگی در موفقیّت های دولت (در امر ملّی کردن صنعت نفت) داشته است و نام او در تاریخ خواهد ماند ... هر موفقیّتی درهر جا و هر مورد تحصیل شده، مرهون توجّهات و عنایات ذات اقدس ملوکانه است که همه وقت، دولت را تقویت و رهبری فرموده اند.
شعبان جعفری:
با حائری زاده و آزاد رفتیم تو خونه ش. ایشون (مصدق) زیر پتو خوابیده بود. تا رفتیم نشستیم، گفتن هندرسن (سفیرکبیر آمریکا) داره میاد. فوری بلند شد و گفت: شما برین بیرون.... وقتی رفتیم بیرون (آزاد یزدی) گفت: دیدی جعفری؟ تا ما اونجا بودیم زیر پتو خوابیده بود و مریض بود. همینکه هندرسن اومد از زیر پتو پرید بیرون!
... مصدق رو من اون روز (۴ مهر ۱۳۳۰) دم مجلس رو کولم گذاشتم. ایشون رو کول من بود، عکسشم تو روزنامه چاپ کردن... بازاری ها و جبهه ملی ها تا من با مصدق بودم طرفدار من بودند. پشت سر من نماز میخواندند... بعد از ۹ اسفند که من رفتم طرف شاه، همه شان با من بد شدند.
جمال امامی:
آقای نخست وزیر (= مصدق)! شما هیچوقت در عمرت نخست وزیری که مراعات قانون و مجلس را بکند نبودید...شما مگر کسی نیستید که از مجلس پا شدید رفتید جلو درب مجلس به چاقوکشها گفتید آنجا مجلس نیست اینجا مجلس است... حالا ما را تهدید میکنی؟ این نخست وزیر است یا هوچی یا انقلابی؟ شما ورق بزنید اوراق دموکراسی دنیا را ببینید یک همچو غلطی یک نخست وزیری در عمرش کرده است؟... من اینقدر فرض نمیکردم یک پیرمرد هفتادوچند ساله ای که همیشه هم تمارض میکند، وقتی که وارد این مملکت میشود میرود زیر لحاف ولی در امریکا شلنگ تخته می اندازد... دکتر مصدق هم یکی از آن امراض است که خدا برای ایران فرستاده است... می آیی به مجلس توهین میکنی. مجلس اراده ای کرده رای داده، میگویی که «من قبول ندارم از فردا انتخابات را شروع میکنم». آخر اگر نخست وزیر پارلمانش هستی و آنطور که ادعا میکنی پابند اصول پارلمانتاریسم هستی شما بیا نشان بده در پارلمانهای دنیا یک چنین سابقه ای هست که نخست وزیر بیاید بگوید: شماها ابراز عقیده ای کرده اید ولی من آن را زیر پا میگزارم!
خلیل ملکی:
آقای مصدّق! این راهی که شما می روید به جهّنم است، ولی ما تا جهّنم هم بدنبال شما خواهیم آمد!
... متأسفانه سران جبههء ملّی، در عمل، نشان دادند که مردانی نیستند که در جریان های سیاسی آگاهانه دخالت کنند و با تدبیر و موقع شناسی از فرصت ها استفاده کنند. آنها نشان دادند که هدفشان مجبوب القلوب بودنِ صرف است نه اقدام و خدمت اجتماعی که محبوبیت تاریخی بیاورد. آنان در سنگر راحتِ منفی بافی موضع گرفتند.
محمدرضاشاه پهلوی:
مصدق وقتی لیدر اقلیتها بود، ما میخواستیم طلا برای دولت بخریم و در پشتوانه بگزاریم، داد میزدکه این کار خیانت است. بعدکه نخست وزیر شد اول همان طلاها را فروخت بعد هم اسکناس بدون پشتوانه چاپ کرد و کشور را به افلاس کشید. این است دماگوژی (عوام فریبی). چون براثر دماگوژی در هنگام نخست وزیری هم نمیتوانست هیچ تصمیمی بگیرد… سالها انگلیسیها را به دستور خود آنها فحش داد زیرا چنان آدمی که حاضر نبود بدون رضایت انگلیسیها نخست وزیر شود (در باطن)، چطور یک دفعه میتواند دم دربیاورد؟مگر به دستور خود آنها باشد.
اسداله علم:
تردیدی در این کار نیست و پدرزنم مرحوم قوام و سردار فاخر در این زمینه اسناد ذیقیمتی دارند که (مصدق) حتا حاضر نبوده بدون توصیه سفارت انگلیس حاکم فارس بشود.
محمدرضاشاه پهلوی:
چنین آدم مضر به حال کشور، فکر نمیکنم ظرف هزاران سال در کشوری پیدا شود که در عین حال، مردم را این اندازه خر بکند. به او میگفتند پلهای راههای شمال خراب شده، بشکن میزد میگفت: <چه بهتر! مگر مردم از هزاران سال پیش تاکنون در آنجا راه داشته اند؟> بعد برای همین مردم جلوی دوربین تلویزیون اشک میریخت و این مردم احمق هم باور میکردند.
علی میرفطروس:
  • بیست و هشت امرداد نه کودتا بود و نه توطئه. نه امریکایی بود و نه انگلیسی. نه چپ بود و نه راست. بلکه یک خیزش ملی بود برای پایان بخشیدن به خیمه شب بازی های سیاسی.
  • شاید هیچ لحظه یی تلخ تر از آن نباشد که جان فشانی های یک ملت پس از پیروزی در حساب های شخصی هزینه شود و مدیران و دولتمردان، خود را اراده ملت بنامند و با در پیش گرفتن روش های جاه طلبانه مصالح یک ملت را فدای وجاهت ملی خود سازند.
  • در جریان رفراندومِ انحلال مجلس شورای ملّی، در تهران برای رأی دهندگان، دو صندوق، در دو مکان متفاوت تعیین کرده بودند تا موافقان و مخالفان مصدّق از یکدیگر متمایز و مشخّص شوند، شیوه ای که در هیچک از نظام های پارلمانی جهان سابقه نداشت!
  • در بررسی علل و عوامل سقوط دولت دکتر مصدّق، بجای تأکید اغراق آمیز بر «توطئه انگلیس و آمریکا»، باید به ضعف های درونی جبههء ملّی واشتباهات اساسی دکتر مصدّق و خصوصاً به واکنش نهائی مردمی توجّه کرد که خسته و سرخورده و بی تفاوت، سرانجام به صفِ مخالفان مصدّق پیوستند.
  • افسانه سازی ها و لاف و گزاف های کرمیت روزولت (فرماندهء عملیّات سیا در تهران) امروزه حتّی برای دوستداران صدیق مصدّق نیز ارزش و اعتباری ندارند! ... با توجّه به اینکه در سال های اخیر، اسناد بسیاری از کودتاهای معروف، منتشر شده اند، چرا سازمان «سیا» تمام پرونده های مربوط به سرنگونی دولت دکتر مصدّق را نابود کرده است؟
محمدرضاشاه پهلوی:
در سال ۱۳۲۹ فرمانی مشعر بر تقسیم و فروش املاک اختصاصی خود صادر کردم. امید من این بود که از این راه نه فقط کشاورزان املاک خودم از صورت رعیت بیرون آیند و بدل به مردمی آزاد شوند بلکه این اقدام سرمشقی برای سایر مالکین کشور شود که آنان نیز وظیفه اخلاقی و اجتماعی و ملی خود را در این مورد انجام دهند. متاسفانه نه فقط این امید من برآورده نشد بلکه اندکی بعد، نخست وزیر وقت (= مصدق) که با تظاهر به احساسات ضد انگلیسی روی کار آمده بود (در حالی که خود او قبلن به توصیه سفیر انگلیس در تهران به ولایت فارس منصوب شده بود و در زمان خود من نیز وقتی پیشنهاد کردم که نخست وزیر بشود شرط قبول این سمت را موافقت انگلستان دانست) با تمام قوا از اجرای برنامه تقسیم املاک من جلوگیری کرد و آن را متوقف گزاشت. و این وضع در همه مدتی که وی بر سر کار بود ادامه یافت و فقط بعد از سقوط او بود که مجددن کار تقسیم این اراضی آغاز گردید.
تقی زاده:
آقای دکتر مصدق درباره عقد امتیازنامه جدید نفت در سنه ۱۳۱۲ هجری شمسی عنواناتی را ورد زبان کرده اند که چون ابدن با حقیقت مطابقت ندارد با آن اظهارات مرتکب گناه کبیره تهمت بر اشخاص بیگناه و مخصوصن شخصی که در همه عمر ملازم تقوا بوده میشوند... ادعای آقای دکتر مصدق بر اینکه موضوع تمدید امتیاز در جامعه ملل، در راپرت دکتر «بنش» مقرر شده بود اشتباه عظیم و مبنی بر بی اطلاعی کامل است...تصور مشاوره آقای علا ء با من در امور و یا دخالت و صلاح اندیشی من در کارهای ایشان نیز مثل سایر تصورات فوق آقای دکتر مصدق بکلی بی اساس است.

برای آگاهی بیشتر :
آسیب شناسی یک شکست
خاطرات شعبان جعفری
یادداشتهای علم، ج۵
مجله آینده، تیر ۱۳۶۵