شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

پنجشنبه، فروردین ۳۱، ۱۳۹۱

متن سخنرانی پرویز صیاد در دانشگاه کالیفرنیا




بیست ودوسال پیش، وقتی همین دانشگاه اولین جشنواره سینمای جمهوری اسلامی را در لس انجلس برگذار میکرد من با گروهی از همفکرانم مقابل سینمای نمایش دهنده پلاکارد مخالفت بدست گرفتیم در اعتراض به برقرای روابط فرهنگی این دانشگاه با وزارت ارشاد اسلامی که از تهران فیلمها را بسته بندی کرده و به امریکا ارسال داشته بود. حقیقت را گفته باشم من هنوزهم به چنین روابط دوستانه ای معترضم.

من بر این باور ادامه میدهم که نظام مذهبی حاکم بر ایران امروز، بنا به طبیعت و جوهر ذاتی خویش مخالف و معارض علم وهنراست و با تجدد که هنرهای تصویری دستاورد آنند سر عناد دارد. با اینهمه از سینما بعنوان حربه ای برای فریب استفاده میکند تا تصویر کاملا متفاوتی از آنچه هست به جهانیان بنمایاند.
من فراموش نمی کنم نظام اسلامی حاکم بر ایران چگونه با آتش زدن سینماها –و در یک مورد همراه با تماشاگران زنده- به قدرت رسید و خود را تثبیت کرد. درطول ششماه آخر پیش از انقلاب، اسلامگرایان افراطی سی ودو سینما را در تهران و هشتاد و هشت سینما را در شهرستانها به آتش کشیدند از جمله سینمارکس آبادان که درآن ۳۸۹ انسان در آتش سوختند درحالیکه به تماشای یک فیلم نشسته بودند. یعنی دستاوردی از کار ما، خانواده سینما.
بنابرین بعنوان عضوی از خانواده سینما براین باورم که حکومت جمهوری اسلامی که در ان مسببین فاجعه، سینما رکس هنوز صاحب مقامات عمده اند، نه استحقاق داشتن صنعت سینما دارد و نه شایستگی اش را چه رسد به انکه در فستیوالها و مراکز فرهنگی جهان پشت سپر فیلمهای مثلا متفاوت مشارکت یا حضورداشته باشد

بعنوان فیلمسازی در تبعید - که « سرحد » اخرین فیلم مخالف با اسلامگرایی افراطی اش سالهاست ازفستیوالهای سینمایی طرد شده است - شاهد بوده ام که چگونه بسیاری از جشنواره ها و مراکز فرهنگی جهان در ربع قرن گذشته بپاس. گرفتن مشتی فیلم برای برنامه سالیانه شان ، نقض دایمی حقوق بشر درایران را نادیده گرفتنه اند وبالاخره پرسش مدام من از خودم انست که چه برسروجدانیات ادمی امده است؟

زمانی بود که ادیبان وهنرمندان ازکارنکردن زیر سلطه رژیمهای سرکوبگر بحرمت واعتبار می رسیدند. برای نمونه ما اکنون در سالن سینمائی نشسته ایم که بیلی وایلدر نامیده می شود، فیلمنامه نویسی از آلمان که دراولین سالهای روی کار اواقعا واقعا آمدن هیتلر به ایالات متحده گریخت وبه اسطوره ای در تاریخ سینمای امریکا بدل شد.
وباز زمانی بود که هنرمندان وحتی ورزشکاران آفریقای جنوبی در دوران آپارتاید به مراکز فرهنگی و مسابقات جهانی پذیرفته نمی شدند.

واقعا چه اتفاقی رخ داده است ؟ درتوجیه شرایط امروز دودلیل بیشتر نمی توان یافت؛ یا اقبال جمهوری اسلامی خیلی بلنداست که اینگونه درهای مراکز فرهنگی و غیرفرهنگی به رویش باز است ویا جهان حساسیت خودرا نسبت به سرکوبگران ونظام های جنایتکار ازدست داده است!
با اینهمه اجازه بدهید قدمی را که دانشگاه کالیفرنیا در لس انجلس برداشته است نشانه ای ازبیداری وجدان بگیریم، نشانه ای از امید که همه صداها امکان شنیده شدن بیابند، حتی صداهايی که خواهان چندانی ندارند. مثل صدای من!...

سه‌شنبه، فروردین ۲۹، ۱۳۹۱

نقش شوروی در براندازی نظام پهلوی و جنگ ایران و عراق


از كتاب «كا.گ.ب در ايران» 

پس از پيروزي انقلاب، به دستور مستقيم كميتهء مركزي حزب كمونيست اتحاد شوروي، ايستگاه كا.گ.ب در تهران با هدايت سفارت شوروي موظف شد با رهبري گروهكهای تروريستي «فدائيان خلق» و «مجاهدين خلق» تماس برقرار كند. مسئوليت اين ارتباط به عهدهء «ولاديمير فيسنكو» افسر شاخهء اطلاعات سياسي ايستگاه (مستقر در سفارت شوروي در تهران)، گذاره شد. وي به زبان فارسي، تسلط كامل داشت و با موهاي سياه و چشمان قهوهاي، ظاهري كاملن ايراني داشت. وي مستقيمن به ستادهاي مركزي مجاهدين و فدائيان رفت و سرانجام موفق شد با رهبران اين دو گروه ملاقلات كند

از كتاب «كا.گ.ب در ايران» : 
برقراري روابط ما با سازمان مجاهدين خلق، عليرغم توهماتي كه آنها داشتند، به خوبي پيش ميرفت و گسترش مييافت. مجاهدين در جريان حمله به سازمانهاي رژيم شاه، سفارتخانههاي ايالات متحده و بريتانيا، توانسته بودند آرشيو اسناد ساواك را بدست آورند. وقتي اين خبر را به مسكو منتقل نموديم، بلادرنگ خطاب به ما چنين نوشتند: «بلافاصله با مجاهدين تماس بگيريد و از آنها اسناد مربوط به دخالت و هدايت مزدوران اطلاعاتي شوروي در ارتش و ساير دستگاهها و به خصوص پروندهء سرلشگر مقربي را در ساواك بخواهيد.» 

دبير اوّل سفارت شوروي در تهران و از مامورين عاليرتبه KGB 
Vladimir Fisenko مورخ 7 / 2 / 1358 
تهران - خيابان روزولت - خيابان ديبا - ساختمان شركت نولكو 
ماجراي سرلشگر مقربي يكي از بزرگترين اشتباهات رزيدنسي «كا.گ.ب» در تهران محسوب ميشد و به همين جهت زياد هم حيرتانگيز نبود كه مقامات مركز در مسكو، اين چنين، تشنهء آگاهي به علل لو رفتن سرلشگر مقربي باشند. در آن زمان «گنادي كازانكين» مجددا به عنوان رزيدنت (رياست ايستگاه) كا.گ. ب در ايران خدمت ميكرد. كازانكين بلافاصله «فيزنكو» (فيسنكو) را احضار كرد و با نشان دادن متن تلگرام، به او دستور داد فورن با رابط خود در سازمان مجاهدين خلق تماس بگيريد. هنگامي كه فيزنكو به اتاق كار كازانكين آمد تا دستورات او را بشنود، من هم در آنجا حضور داشتنم و لذا به عنوان يك شاهد عيني، جريان مكالمهء آنها را نقل ميكنم. فيزنكو در پاسخ به دستور كازانكين گفت: «همين الآن به شهر ميروم و بعد از بررسي اوضاع، براي پرهيز از تعقيب و مراقبت، تلفني با رابطم تماس ميگيرم.» ولي كازانكين كه تصميم فيزنكو را نميپسنديد، با لحني هيجانزده به او پاسخ داد: «اين كار جز وقت تلف كردن بيهوده نتيجهاي ندارد. فورا از همين سفارتخانه به او تلفن كن.» 

فيزنكو امتناع كرد و گفت: «ولي اين كار خطرناك است.» در جواب او كازانكين مصرانه دستور داد: «هيچ خطري ندارد. ساواك توسط انقلابيون از بين رفته است و ما آزادانه شهر را در كنترل داريم. هيچكس به تلفنهاي ما گوش نخواهد كرد. همين الآن از سفارتخانه به رابطت تلفن كن.» 

رابط فيزنكو، يكي از انقلابيون بود به نام «محمدرضا سعادتي» كه يكي از رهبران سازمان مجاهدين خلق نيز محسوب ميشد. قرار ملاقات نيز در يكي از خانههاي تيمي مجاهدين در غرب تهران گذاشته شد. 

روز موعود، فيزنكو به همراه «علياف» (يكي از مأموران رزيدنسي سفارتخانه شوروي در تهران) و رانندهء عملياتي رزيدنسي عازم محل ملاقات شدند. پس از كمي گشت و گذار و بررسي اوضاع از نظر امنيتي، اتومبيل آنها كه شمارهء سياسي داشت، يك كوچه پائينتر از ملاقات توقف كرد و فيزنكو با راننده از آن پياده شدند و به سمت ساختمان محل قرار به راه افتادن

علياف همانجا در خيابان روبهروي محل ملاقات، به مراقبت پرداخت تا اگر خطري پيش آمد، به فيزنكو علامت بدهد. چون همه چيز آرام و مرتب بود، فيزنكو زنگ درب منزل را به صدا درآورد. هنگامي كه درب باز شد، او وارد راهرو منزل گرديد و سپس زنگ درب آپارتمان طبقهء همكف را فشار داد. اين در هم بلافاصله باز شد و فيزنكو پس از ورود به داخل آپارتمان، محمدرضا سعادتي را پشت يك ميز، ايستاده ديد كه مثل هميشه قيافهاي رنگ پريده داشت و يك پروندهء قطور پر از سند نيز روي ميز ديده ميشد. در اين لحظه، ناگهان در پشت سر فيزنكو به شدت بسته شد و موقعي كه او به عقب برگشت، چشمش به چهار نفر افتاد كه تازه وارد اتاق شده و تپانچههاي خود را به سوي فيزنكو و سعادتي نشانه رفته بودند. به نظر ميآمد دامي پهن شده باشد. فيزنكو، پس از ورود به سفارتخانه شوروي به ما گفت كه افرادي قصد بازداشتش را داشتند و به هيچ وجه شبيه اعضاي كميتههاي انقلاب نبودند، زيرا هم كراوات داشته و هم لباسهاي بسيار گرانقيمت بر تن داشتند. بر اساس حرفهاي فيزنكو حدس زديم كه بيترديد آنها ميبايست از مامورين ساواك باشند! 


از اطلاعيه شماره 19 سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي 
دستگيري محمدرضا سعادتي (جاسوس سفارت شوروي معروف به سيكو)
به منظور جلوگيري از درگيريهاي سياسي، مامورين 5 دقيقه زودتر از شروع ملاقات به شركت وارد شده و مرد تماس گيرنده را دستگير و مدارك را ضبط نمايند، اما از دستگيري «فيسينكو» خودداري شود. فيسنكو پس از خارج شدن از شركت، سوار اتومبيلي كه توسط سه نفر مامور اطلاعات شوروي، هدايت ميشد، گرديد و منطقه را ترك نمود. در بازرسي بدني از مرد تماس گيرنده (محمدرضا سعادتي) مشخص شد كه وي مسلح به اسلحهء كمري ميباشد و نيز در جستجوي مقدماتي از وسائل شركت، يادداشتي كه حاكي از همكاري اين شخص با سرويس اطلاعاتي شوروي ميباشد، بدست آمد. 

نام: محمدرضا سعادتي 
شغل: فارغ التحصيل مهندسي برق و عضو هيئت مديره شركت نولكو 
شروع فعاليت سياسي: از اوائل سال 1357 با هدف ساقط كردن حكومت 
وي در بهمن ماه 1357 به عضويت سازمان مجاهدين خلق درآمد و مستقيماً زير نظر شخصي به نام «خسرو نظامي» رئيس انتظامات گروهك مجاهدين خلق انجام وظيفه مينمايد. «خسرو نظامي» كه در بازجوييهايي محمدرضا سعادتي، از وي نام برده شده است، نام مستعار است و چنين شخصي وجود خارجي ندارد. 

چگونگي برقراري ارتباط با مقامات شوروي: 
محمدرضا سعادتي اعتراف نمود كه در اوائل بهمن 1357 در تظاهراتي كه در دانشگاه تهران ترتيب يافته بود، با «ولاديمير فيسنكو» آشنا شده و وي خود را خبرنگار روزنامهء‌ «ايزوستيا» معرفي و ضمن طرح سوالاتي در زمينهء جنبش ضدشاه و هدفها و برنامههاي آن، اظهار علاقه نموده بود كه باب مراوده با وي را باز نمايد. از آن تاريخ به بعد، ملاقاتهاي منظم خصوصي بين سعادتي و افسر اطلاعات KGB (سفارت شوروي) برقرار ميگردد.((

اسراایل هرچه باشد مرا دشمن است



دوستان کورد زبان باید از این پیوندها دور باشند،صهیونیست ها دوست هیچکسی نیستند بجز خودشان.

سه‌شنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۹۰

شاه رفت


من میروم 

و سه چیز را با خودم از ایران میبرم * تاج پادشاهی* آزادی* شادی مردم!

آخرین سخن محمد رضا پهلوی پادشاه ایران قبل از خروج از کشور 

لعنت ابدی بر عاملین شورش ویرانگر سال پنجاه و هفت در هر نام,لباس,حزب,گروه,دسته,تشکلات,مقام که کشوری مترقی و در حال توسعه و پیشرفت همراه با رفاه و آسایش و شخصیت داشتن در جهان را تقدیم فواحش سیاسی و روسپیان روشنفکر کردید و پس از سی و سه سال هنوز بدنبال اصلاحات و سبزهای مزدور جهت بقای عمر ننگین رژیمتان هستید,
-----------------------------
به ایران سوگند پس از سرنگونی انتقامی سخت در انتظار شما دریوزه های بیگانه پرست میباشد و هرگز به هیچ احدی اجازه پایمال شدن خون جانباختگان ایران شاهنشاهی را نخواهیم داد و کسانی که با اراجیفهای ما میبخشیم و آشتی میکنیم بدانند در کنار جانیان رژیم قرار دارند و در کلیه جنایات شریک و سهیم هستند.

یکشنبه، بهمن ۱۶، ۱۳۹۰

بانیان نسل سوخته


گوساله هایی که می گویند؛ ما «خمینی» و آخوندها را نمی شناختیم، یا در خوردن یونجه زیاده روی کرده بودند، و یا شارلان تر از آخوندها، به فکر بافتن کلاه گشاد از نمد این خوان به یغما برده مردم ایران، بر سر خود بودند..... غلط زیادی نکنید...... 


حضور مبارک اعلیحضرت همایونی 
تهران

پس از اداء تحیت و دعا 
بطوری که در رزونامه ها منتشر شده، دولت در انجمن های ایالتی و ولایتی به زن ها حق رآی داده است و این امر صریحا خلاف مقررات اسلام است . موجب نگرانی شدید علماء و سایر طبقات مسلمین شده است. مستدعی است امر فرمایید این قبیل مطالب را از برنامه های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود. 
قم
الداعی روح الله الموسوی الخمینی
تلگراف آذر 1341

تلگراف آخوندهای ضد ایرانی به شاه فقید ایران 
تصویب نامه اخیر دولت راجغ به شرکت بانوان در انتخابات از نظر شرع بی اعتبار، . از نظر قاون اساسی لغو است. دادن حق رآی به نسوان، امری خلاف مقررات اسلام است و باید از آن خودداری شود. دستگاه حاکمه از این راه به احکام مقدسه اسلام تجاوز کرده و نوامیس خانواده های مسلمان را در معرض خطر قرار داده است...
روحانیت ملاحظه می کند که دولت، مذهب رسمی کشور را ملعبه خود قرار داده و اجازهمی دهد که گفته شود قدمهایی برای تساوی حقوق زن و مرد برداشته شده است ، در صورتی که هر کس که به تساو.ی حقوق زن و مرد معاتقد باشد احکام ضروری اسلام را لغو نموده و اسلام، تکلیفش را تعیین کرده است...
امضاء
مرتضی الحسینی لنگرودی. احمد الحسنی الزنجانی. محمد حیسن طباطبایی. محمد الموسوی یزدی. محمد رضا الموسوی گلپایگلانی. سید کاظم شریعتمداری. روح الله الموسوی الخمینی. هاشم الاملی. مرتضی الحائری
نهم اسفند 1341

از زمان غيبت حضرت قائم تا به امروز، مقتدايي به عظمت آيت العظمي خميني در جهان نيامده است. خمینی می آید. مردی که وجودش تجسم آرمانهای یک ملت تاریخی است. مردی که هستی او قانون آزادی است. و قانون دادخواهی و نفی همه قانونهای ضد مردمی. و حرکتش حرکت همه قانونهای نو است. .. حق است که اینک صدای هلهلۀ ملتی را بگوش جهانیان برسانیم و این بزرگ را چنان که شایسته است بزرگ بداریم. و او را چنان بیابیم که از چشم زخم دشمنان بدور بماند...... 
دكتر كريم سنجابي. رهبر جبهه ملي ايران. 24 آبان 1357

من غالب اعلاميه ها و مصاحبه هاي حضرت خميني را خوانده ام و نوارهايشان را شنيده ام، و در اين كه ايشان همه آزادي هاي فردي و اجتماعي و سياسي را پاس خواهند داشت، و از حقوق و شرف و حيثت انساني دفاع خواهند كرد، ترديدي ندارم. فكر مي كنم كه دوران قهر اللهي بسر آمده و دوره لطف خدا، از راه مي رسد.
سيمين دانشور. مصاحبه با آيندگان. 1357

جهش هاي نبوغ آميز رهبر انقلاب بازتاب هدفهاي بلند پروازانه اي است كه بنظر مي رسد فراسوي رسالت پيامبران باشد، آنطور كه در قرآن آمده است، و آنطور كه انبياء مجري آن بوده اند.
مهدي بازرگان. تهران. 1363

شخصیت امام؛ هم بزرگ بود، و هم تحول غیر قابل انکار... باید بگویم امام بزرگ بود. در کشور ما میلیون ها نفر به امام علاقه دارند که من هم یکی از آنها هستم. به رسمیت شناخته شدن این علاقه و معنای رهایی بخش آن در شرایط کنونی سرمایه بزرگی است که ما حق نداریم در این زمینه اشتباه کنیم... بدون امام، ما از پس کودتای نوژه و دیگر توطئه ها، بر نمی آمدیم
میر حسین موسوی. مصاحبه با سایت کلمه 11 خرداد 89

چهارشنبه، بهمن ۱۲، ۱۳۹۰

شاه بد است!



این حکومت و رهبرانش و همهء احزابی که عاملِ روی کار آمدنِ اين حکومت شدند از جمهوريخواهان گرفته تا توده ايها، مجاهدين و ....، به مراتب بهتر هستند .

شاه بد است، چون ارزشِ ايرانيان را در جهان به حدی رسانيد که همهء جهان به ما احترام ميگذاشتند و بدونِ ويزا به همه جا سفر ميکرديم و اين حکومت خوب است چون جهانيان به ما به چشمِ تروريست نگاه ميکنند .

شاه بد است چون علاوه بر تحصيلِ رايگان، خوارک رايگان برای دانش آموزان و سپاهِ دانش برای ايجادِ امکاناتِ سواد آموزی به دورترينِ روستاها فرستاد و اين حکومت خوب است چون به دليلِ مخارجِ بالای تحصيلات و عدمِ امکاناتِ مالیِ بسياری از خانواده ها، درصدِ بيسوادی افزايش يافته .

شاه بد است چون ايران را از خطرِ کودتای 25 مردادِ توده ای- مصدقيها و به استعمارِ شورویِ کمونيست درآمدن نجات داد .

شاه بد است چون عاملِ ثباتِ در منطقه بود و اين حکومت خوب است چون منطقه و جهان را به آشوب و جنگ کشانده است .

شاه بد است چون پولِ ايران دارای ارزشی بالا بود و اقتصاد ايران رو به شکوفايی ميرفت و اين حکومت خوب است چون تورم و گرانی بيداد ميکند و ارزشِ پولِ ايران نزولی 16000 درصدی يافته است .

شاه بد است چون تحصيلکردگان در مصدرِ حکومت بودند و اين حکومت خوب است چون دانشجويان در زندانند و اراذل و اوباش حکومت ميکنند .

شاه بد است چون زنان را دارای حق و حقوقِ برابر با مردان ميدانست و اين حکومت خوب است چون زن را به کالايی بی ارزش مبدل ساخته است .

شاه بد است چون تلاش برای ايجادِ رفاهِ اجتماعی و مبارزه با فقر ميکرد و اين حکومت خوب است چون آنچنان رفاهی ايجاد کرده که خيابانها پر از کودکان و زنان و مردانِ خيابان خواب شده .

شاه بد است چون ايران را پيش بسوی تمدنِ بزرگ ميبرد و ايران در رده های بالای کشورهای جهان جای داشت و اين حکومت خوب است چون مقامِ اولِ اعتياد و مقامِ دومِ فحشا در جهان را کسب کرده است .

شاه بد است چون الگوی فرهنگ و تمدنِ کهن و تاريخِ پر افتخارِ ايران بود و اين حکومت خوب است چون الگوی سنتهای باديه نشينان عرب ميباشد .

شاه بد است چون پولِ نفتِ ما را ميدزديد و خرجِ خودمان ميکرد، اين حکومت خوب است که پولِ نفتمان را در زندانها با گلوله داد، آب، برق، نفت و اتوبوسها را نيز مجانی کرد!!!! .

شاه بد است چون کسی تصويرِ او را در ماه نديد، اين حکومت خوب است که از ماه گرفته تا عمقِ زمين ( چاهِ جمکران ) بوضوح ديده ميشود و نماينده دارد !!!!!! .

بسياری دلايلِ ديگر موجودند که شاه بد است و اين حکومت و عواملی که آنرا روی کار آوردند خوب هستند!!

آقايان، دستتان درد نکند که ملت و ميهن را از دستِ شاه نجات داديد، ولی نميدانم که چگونه است که با اينهمه بديهای شاه و البته خوبيهای شما، دلهای اين ملت برای بديهای آن خدا بيامرز تنگ شده ؟

شايد از اينهمه لطف و محبتی که حکومتِ اسلامی به ملت ميکند، سيری و خوشی دلمان را زده !!!

پنجشنبه، بهمن ۰۶، ۱۳۹۰

انقلاب سپید شاهنشاه و مردم




ششم بهمن ماه 
روز انقلاب سپید ، انقلاب شاه و مردم
چهل و نه سال پیش ، شاه و مردم میخواستند یک خانه تکانی تاریخی در ایران انجام دهند و سیاهی های اجتماعی حاکم بر فرهنگ و آیین های ایرانی را از کشور بزدایند و با روندی تند ، شروع به پیشروی کردند آنچنانکه هیچ سابقه ای در جهان ، همانند آن ثبت نگردیده بود.اما تخم و ترکه قجر ها و آخوند ها سوگند خورده بودند که به هر قیمتی حتی به قیمت بدبختی ملت ، جلو پیشرفت مردم را بگیرند تا انتقام برباد رفتن سلطه قجر بر ایران را گرفته باشند و عاقبت از سادگی و بی خبری مردم استفاده کردند و به کمک دولت های سلطه گر، سیاهی را بر روشنایی چیره ساختند. 


مطمئناء انقلاب سفید یکی از شجاعانه ترین حرکتهای محمد رضا پهلوی بوده است که با پشتیبانی اکثریت مردم ایران در یک رفراندوم عمومی به نتیجه رسید چه بسا وی میدانست که با این حرکت دشمنان بسیاری از صاحبان ثروت وقدرت ومنبر در مقابل وی صف کشیده و از هیچ دسیسه ای برای انتقام جویی صرف نظر نخواهند کرد


تقسیم اراضی مهمترین حرکت به سوی رفاه ملی بود که از مخالفان سرسخت آن اول صاحبان املاک وشازدگان ومنصوبان به قدرت بودند که عمری را پدر در پسر به کسب درامد های مالی زیاد حاصل دسترنج فقرا عادت کرده بودند


دسته دوم مراجع وآخوندهای مقیم حوزه بودند که گروه اول به خاطر مصادره املاک به اصطلاح موقوفی سخت خشمگین و گروه دوم که از تتمه خمس و ذکات ملاکان و خوانین بی بهره میماندند نیز سخت آزرده خاطر گشتند.


حرکت مهم بعدی دادن حق رای به زنان بود که تا ان زمان به عنوان کنیز وخادم منزل از انها یاد میشد برابری حقوق زن ومرد در زمانی که اهالی مکتب بر روی منبرها از زنان فقط به عنوان وسیله کامجویی ولذت یاد میکردند حرکتی بس شجاعانه بود که اگر ان زمان انجام نمیگرفت چه بسا که تا کنون نیز زنها در گوشه مطبخ زندانی بودند.


پایه گذاری دادگستری نوین به همت مرحوم داورحرکتی دیگر بود که ایران را از شر قوانین مرتجع و وحشیانه اسلامی رها ساخته وبا قوانین انسانی وبشر دوستانه آشنا ساخت (چه بسا که دوباره به آن دام گرفتار شدیم)این مساله نیز چیزی نبود که به مذاق اقایان علما خوش بیاید.


ایجاد سپاههای دانش وبهداشت نیز از دیگر دستاوردهای انقلاب سفید بود که در نهایت تمدن ومدنیت را به سوی روستاهای کوچک روانه میکرد.
نتیجه طولانی مدت انقلاب سفید شاه ومردم

واینگونه روحانیتی که تا چندی پیش دعا گوی سلامت ردای شاهی بود به رهبری خمینی وپشتیبانی قدرتهای به وحشت افتاده غربی به بزرگترین دشمن خونی اعلا حضرتین بدل گشت که با فریب ملت" ایران را به ورطه نابودی بکشاند.

چهارشنبه، بهمن ۰۵، ۱۳۹۰

آخوند, عامل فساد


به امید روز و لحظه ایکه این صحنه را در سراسر ایران و برای همیشه شاهد باشیم تا دیگر کسی بفکر این لباس رذالت و خیانت از هر نوعش نباشد و ایکاش سینه چاکان این دجالان کمی خرد پیدا کنند و دست از حمایت این جانوران تازی بردارند.
تا آخوند در ایران وجود دارد و تا نسل این حرامیان نابود نشود ایران هرگز آزاد نخواهد شد.

بخشایش رضا شاه بزرگ


از خاطرات شادروان استاد دکتر همایونفر,

رضا شاه در بازدید از بلدیه ( شهرداری )و در جمع پرسنل رو به داور نمود و چنین فرمود,

من از سه چیز هرگز نمیگذرم و هرگز نمیبخشم و به شدت مجازات میکنم,

خیانت به کشور و ملت چه از همکاری با اجنبی و چه با گرانفروشی و یا دروغ و رشوه,

خرافه پرستی یا دخیل بستن به این امامانی که هرگز وجود نداشتند و مشتی بیگانه و یا رجوع به آخوند تن پرور,

تملق و چاپلوسی در هر مقامی که باشد اول هم از خانواده خودم چون برایم هرگز قابل قبول نیست مشتی برای منافع خودشان با تملق حق دیگران را پایمال کنند و این سه مورد از دشمن برای من خطرناک ترست پس با صداقت و وجدان آسوده بکارتان برسید و از هیچکس ترسی نداشته باشید,

و این مرد بزرگ حقیقتا از عجایب روزگار ما بود.

سه‌شنبه، بهمن ۰۴، ۱۳۹۰

شاهنشاه ایران, پدر مردم


دوران خوش و آسایش و آرامش ملت ایران دورانی که پادشاه و ملکه ایران در میان ملت و با ملت بوده و اکثرا ناشناس میان مردم جهت آگاهی از مشکلاتشان و دورانیکه پادشاه و ملکه ایران فارغ از هرگونه چاپلوسی و تملغ پذیری در دور افتاده ترین روستاها با ملتش و در کنارشان و
بر رو زمین به درد دلهایشان گوش میدادند و هرگز نیازی به محافظ نداشتند زیرا خود را از ملت جدا نمیدانستند و بدون هیچگونه تشریفات و هرگز کلامی از مذهب در دربار شاهنشاهی جای نداشت و هیچگونه تداخل در امور کشور چه توسط پادشاه چه ملکه ایران وجود نداشت و هرگز حصاری در اطراف پادشاه نبود ,
و براستی چه زود روزهای خوشبختی ملت سپری شد,
یاد پادشاه و ملکه زیبای ایران همواره جاودانه باد.