شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

یکشنبه، آذر ۱۹، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان چهارم

۴.فرمان خاک :

ایران امروزتنها بخشی از ایران آمیغی است . ایرانیان پیشین دو ایرانشهر و امپراتوری بزرگ را پایه نهادند. واکنون ما بایستی ایرانشهر سوم بر پایه های خاک و خون ایرانی بنا کنیم . ایرانشهر سوم ادامه همان ایرانشهر ساسانی خواهد بود با همان مرزهای تاریخی ایرانیان که مبنای پهن ایرانیسم است

زنده کردن شهریاری ی ساسانی از آرمانهای ماست و بر آنیم تا شکوه و سرافرازی خود را از همان جا که مانده دوباره بیآغازانیم

گریه کن بر مرگ دارا و زوال دولتش .........کز جلال دولت کوروش عجم داراستی

گریه کن بر انقراض دولت ساسانیان........... کاین مذ لت ها همه برخاسته از آنجاستی

گریه کن بر یزدگرد آن پادشاه بی پناه........ کآسیا باینش کشت و خود نگفت این شاستی

بر مدائن گریه کن کز صد مدینه برتر است ........طاق کسرا بین که جفت امروز ناکراستی

گریه کن بر نخجوان بر ایروان بر شیروان.......گریه کن بر گنجه تا گنجینه ات گنجاستی

شنبه، آذر ۱۸، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان سوم

۳.فرمان دینی

دیو تعصب مذهبی بایستی جای خویش را به همزیستی و باهمی ملی دهد ایران را حاجتی به اندیشه های سامی نیست اندیشه های سامی همواره دروغگویی دژآگاهی و دورویی را می آموزد و اندیشه آریایی راستی و مردانگی ایرانیان در ازای پیشینه یکتاپرستی و رامش خواه بوده اند . و اندیشه و فلسفه مزدایی و خردگرایی آنان را بس است شیوه سامیان شایسته وحشیانی چون خودشان است و دستاویزی مناسب کار دست تیمورها و سلطان محمودهاو خدابنده ها و هلاکوخان ها

ما را نیازی به سلوک بیگانگان نیست سلوک ما سلوک ایرانبانی و مزدایی

اختلاف دین به جز تخم نفاق و کین نکاشت ..........حاصل دین تو ز آنرو کینه و بغضاستی

مهر ایران تا نصیب غیر ایرانی بود................. قسمت ایرانیان بی مهری مزداستی

غیرت ایران پرستی کو تا بارنگ خون ..........زنگ غیرت شوید از دل گریه غیر اقواستی

تا تو قدر خود ندانی کس نداند قدر تو.............. خود پرست اینجا قول حق یکتاستی

پیش ما بیگانه بیگانه است و ما ایران پرست..... هرکه جز ایرانیان نه جزو این اعضاستی

جمعه، آذر ۱۷، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان دوم

۲.فرمان زبان :

زبان پارسی مانند روان توده ی ماست . این زبان از آن تیره ی ویژه ای ( فارس زبان ) نیست. بلکه از آن همه مردم ایران است. چه آذری ، چه کرد زبان ، چه تاجیک ، چه پشتون ، چه تا تی و چه تالشی ، چه اوستی و آسی چه کروات و چه ... .

پس پارسی عریز را پاسدار باشیم و آن را از آمیزش با زبانهای دیگر به دور نگهداریم.کاربرد بی جای واژگان بیگانه در گفتار و نوشتار ، به جنون ماننده است . اکنون زمان فخر فروشی به واسطه تازی دانی به سر آمده و تازی دانی مباهات و علم به شمار نمیرود. همچنین باید گویش ها و نیم زبانهای دیرین پارسی ، همچون کردی . لری بلوچی . تاتی و تالشی و..... پشتیبانی کنیم. واز همه مهمتر نام و یادمان آذری از میان رفته بواسطه ترکی را زنده نگهداریم .

آشکارا میگوئیم در آذربایگان ترک وجود ندارد. ایرانیان نژاده همان کردان و آذربایگانیا ن اند . که کردان به واسطه شاخه مذهبیشان و آذری ها به واسطه گویش عارض شده بر آنها شاخص شده اند . ولی تورکی در دیار زرتشت زبانی است بیرونی و عاریتی و پارسی زبانی است محوری.

چه سان نسوزم و آتش به خشک وتر نزنم .............که دیار زرتشت حرف چنگیز است

سه‌شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۸۵

شش فرمان آريايي فرمان اول

به سوی سودا و ستاره بشتابید

پدیدار شوید

ای پناهندگان عشق

ای آموزگار زحمت کشان

ای اردیبهشت

بهمن

ای شاعران قبیله من

پدیدار شوید و گوش ها را

به فرمان این ارابه دان آریایی فرا دهید

1. فرمان نژاد:

آزمایشگاه تاریخ به ما نشان داده که هر نژادی دارای یکسری توانمندی ها است که سایر نژادها ، بی بهره از آن هستند . اگر این اندیشه را دنبال کنیم ، خواهیم دید که هر نژادی توانا نیست تا فرهنگ و شهر آئینی بر پا کند . برخی نژادها آفریننده و برخی دیگر بی بهره و برخی دیگر ویران کننده اند. در این میان ملت ما ملتی است که درازای تاریخ سکاندار شهرگیری و تمدن بوده است . و این توانایی در جنم و نژاد ما نهاده شده است . نژاد آرین ، از دید هوش ، زیبایی و توانای های گوهرین برتر و برجسته تر از سایر نژادها است . پس آرمان ما پاسداشت ، نژاد آریایی در ایران و از میان بردن ناخالصی های نژادی است که در

در ازای پیشینه بر ملت ما« عارض » گشته است.

وبراستی نژادی از آن دست که تا کنون چندین شهرگیری ی فرهنگی و سیاسی را بر پاداشته وبا وجود ناملایمی های روزگار و ناجوانمردیهای توده های دیگر همچنان سرپا ایستاده شایسته پرستش است .

پرستش این نژاد به هیچ روی قابل سرزنش نیست. ملت ایران تلنگرهای مهیبی را تا کنون تاب آورده که تنها یکی از آنها برای نابودی هر نژاد دیگری کفایت میکرد . تازش اسکندر ، یورش تازیان ، حمله مغول ، هجوم تیمور ، ایلغار ترک ، یغمای ترکمن ،کشتار عثمانی ، دسیسه انگلیس و ...هر کدام میتوانست ملل باستانی دیگر ، همچون ، چین و هند و هلن را نابود کند . همچنان که در بسیاری موارد کرد . مگر سومریان با آن فرهنگ و شهرگیری بزرگ نابود نگشتند ؟؟ مگر آشوریان و قبطیان و مایاها از صفحه تاریخ محو نگشتند؟! ولی اینک ما «ایرانیان » از ژرفای سات های نامه باستان همچون سروی قد بر افراشته ایم و زبان و تبار خویش را نگهبانیم . و همچون پدرانمان آئین های نیاکانمان را پاس میداریم .

پس آشکارا و بی واهمه میگوئیم : ما نژاد پرستیم و نژاد آریان را پرستار و نگهبان . اگر ملت ایران بخواهد یک رستاخیز همه جانبه دیگر را انجام دهد و در این راه به پیروزی برسد ، این آرمان بدون داشتن اندامان پاکنژاد در همبودگاهمان بدست نمی آید پس بایستی برای پالایش نژادمان از آخشیج های ناخواسته کمر همت ببندیم.

کشور اهورائی ایران باید از هستی اهریمنی اعراب و ترکمن ها پالوده شود .

این خواسته ها با شیوه های زیر محقق میشوند :

۱.جلوگیری از زاد ولد

۲.کشتار بلا انقطاع

۳.بیرون راندن آرام و آهسته

آنکه دعا کردن آموزانده راه نفرین نیز نمایانده ، کینه و نفرت از دشمنان تاریخی و کشنده ی پدرانمان بایستی در دل های تک تک ما جای باز کند. آنان که سالها ملت ایران را زیر ستم ن شکنجه کرده اند و به ایلغار و یغمای ما پرداخته اند یا انانکه به زعم خود با ما به جهاد آمده اند ، و رفته رفته شهر گل و بلبل را به گورستانی دگر کرده اند ، برادران و دوستان و بستگان ما نیستند . بلکه دشمنانی هستند خونی و شیطانی . آکنون نیز اگر مجال و فرصتی بیابند باز ماندگانشان راه اجداد وحشی شان را پیش خواهند گرفت . پس به قول نیچه بزرگ : اگر کسی کین می ستاندیم به نیکی نزدیکتر میبود .

ظلم و جهل تورک و تازی ظلمت و فحشا فزود.......... ظلم و جهل آری ، اساس ظلمت و فحشاستی

نیست در رگ هیچت از خون شهیدان وطن.......... لا برم غم شاهد و خون دلت صهباستی

پنجه چنگیز و تاتارت به هم زد تارو پود........ چنگ تو بر تار ذلف تورک خوش سیماستی

این همه سردار ملی غوطه زد در خاک و .......... تو نگفتی این شهیدان را کجا ملجاستی

این همه از مادران ما مغول پستان برید .................تو نگفتی شیر مادر در رگ ابناستی

این همه از کشته ها شد پشته وز سرها منار........... تو نگفتی انتقام از ماست تا دنیاستی

گریه کن بر قتل عام جیش تازی و مغول ............کز فساد این دو تاریخ ما غوغا ستی

گریه کن بریاد سرمستان این دیر کهن.......... کز شراب خونشان پیر مغان برناستی

دوشنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۵

دشمنان سومكا

مارکسیست ها ، پارلمانتاریست ها وبزرگ تر از این دو سرمایه داری کلان یعنی کاپیتالیسم .

1.نبرد با مارکسیست ها نبردیست بر ضد تئوریهای خانمانسوز و خانمان برانداز جهود بین الملل و مارکس و...

2. نبرد پارلمانی ما نبردی است با کسانیکه به نا حق خود را نماینده ملت میدانند و چون مصونیت دارند ، نباید در مقابل هیچ مقامی حساب پس بدهند .

3. ما دنیا را صحنه کارزارمیدانیم ، به همین دلیل قدرت را به هر صورت که باشد ، فکری ، عملی واخلاقی می ستائیم .

4. مرد در روش ما کسی است که اراده قدرت داشته باشد وچون بکاری آغاز کرد برای انجام آن از جان نیز نترسد .

5. ما در زندگی آسوده را پست وننگین می شماریم و ازآن می هراسیم ودر برابر آن زندگی را دوست داریم که در آن حوادث زیاد ، رزم زیاد، وشادمانی زیاد باشد .

6. ما اهمیت مسائل اقتصادی را به هیچ وجه فراموش نمی کنیم . ولی معتقدیم که اقتصاد همه چیز قوی نمی شود . چه ، آسودگی خوش نیست .

7. ما درنابرابری جسمی و اخلاقی و فکری مردم شکی نداریم اما هر کس باید برترین شرافت را کاری بداند که بدان مشغول است. و کارگر خشت زن و گل کار به قدر عالمی که در جستجوهای علمی عمر میگذراند ، از کار خود خرسند و بدان مفتخر باشد .

8. ما نخستین جنگ را بر ضد اشراف پوسیده و سرمایه داران اعلام میکنیم ...

9. ما دومین جنگ را بر ضد کسانیکه به زندگی پست قانع می شوند و در جستجوی شرافت و کار برنمی آیند اعلام می داریم .

10. ما با روح نظم و فرمان برداری و غرور ملی در مقابل افکار استعماری ملل قوی و کمونیستی ِ ضد ملی سد محکمی ساخته ، در برادری و همکاری مردان ایران می کوشیم .

11. نهضت ما یک نهضت ارتجاعی نیست بلکه انقلابی است . انقلابی که باید در فکر و اخلاق وعمل ظهور کند .

12. ما نخستین دوستداران کارگران و کشاورزان ، میخواهیم مردم خاک وطن را مقدس بدانند. چه ، در آن پرورش یافته و در آن زنده اند .

13.ما می خواهیم ،ملت و میهن خود را مانند دیگر مقدسات بپرستند .

14.ما می خواهیم که زنان و مردان یکدیگر را در همه کارها یاری کنند .

15. سرافراز ترین مردم نزد ما کسی است که برای گروه خود از جان نیز بگذرد . او شهید است و از جمله مقدسان نهضت انقلابی ما .

16. گرچه ما به گذشته و پدران خود مفتخریم ولی کهنه پرست و مرده پرست نیستیم . و می خواهیم با الهام از گذشته ، بزرگترین عصر تاریخ بشری را بدست خود در آینده بنا کنیم .

پنجشنبه، آذر ۰۹، ۱۳۸۵

سخنراني دكتر منشي زاده در سال 1330 قسمت دوم

19. حفظ قدرت خرید و پیشتوانه پول .

20. ایجاد بانک های ...

21. اصلاح و تغییر اساسی در مالیات ها ...

22. ایجاد کامل بیمه ناتوانی و پیری .

23. سهیم کردن افراد خلاق و مولد ثروت در منافع کارگاه ها ی خویش

24. مصادره کلیه منافعی که افراد بیشرف وبی وجدان در مواقع بحرانی از قبیل جنگ و قحطی و ... از راه احتکار ، قاچاق و گران فروشی بدست آورده اند .

25. برطرف کردن بحران خانه و از میان بردن خانه هایی که مخالف بهداشت عمومی هستند.

26. آزادی کامل مذهب و وجدان .

27. مبارزه با مذاهب و فرقی که مخالف نوامیس ملی باشند .

28. از میان بردن تاثیرات شوم و زیان آور بلشویسم وافکار و عقاید ملی در کتب و روزنامه ورادیو .

29. پرورش جوانان چنانکه دارای جسمی نیرومند و توانا و فکری آزاد و قوی باشند بر طبق سنن ملی .

30. آزادی علم در دانشگاه ها ...

31.تشویق حس سلحشوری از طریق اعطای حق دفاع به هر ایرانی آزاد .

32. منحل کردن دسته های نظامی ومزدور

33. ایجاد یک ارتش ملی ...

34. اصلاح مطبوعات ...

35. اصلاح و تغییر قانون انتخابات و... از بین بردن رقابت های غیر اخلاقی ...

36. ایجاد اتحادیه های صنفی

37. اصلاحات لازم در دادگستری ...

38. اصلاحات لازم در امر دولت وحکومت .

سه‌شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۵

سخنراني دكتر منشي زاده در سال 1330 قسمت اول

درود بر شما

متن سخنراني دكتر منشي زاده به تاريخ 28/8/1330 است كه با هم ميخوانيم

1 . ایجاد یک دولت نیرومند وملی که کلیه تیره های ایرانی بتوانند از حمایت آن برخوردار باشند .

2 . دفاع از منافع ایران در کشور بیگانه .

3 . اخراج جهودها و بیگانگان ار کلیه مشاغل و مقامات مسئولیت دار اجتماعی .

4 . جلوگیری از مهاجرت جهود های [ سامی های ] عرب و بیگانگان طفیلی دیگر که شایسته آمیزش با ایرانیان نیستند ، به ایران .

5 . فقط ایرانیانی که به فرهنگ خود و پیوستگی خود به این آب و خاک ایمان داشته باشند میتوانند از حقوق و مزایای ایرانی بودن استفاده کنند .

6. هر غیر ایرانی فقط بعنوان میهمان می تواند در ایران زندگی کند .

7 . تأمین حقوق و انجام امور ایرانیان مقدم بر امور افراد خارجی خواهد بود .

8 . سوسیالیسم ملی اصولا مالکیت خصوصی را به رسمیت می شناسد .

9 . رعایت منافع عمومی ملت برای ثروت یک فرد حد معینی دارد .

10. همه ایرانیان مانند اعضای خانواده هایی هستند که برای رفاه خود و توسعه تمدن و فرهنگ خویش کار می کنند.

11 . هر ایرانی آزاد است تا کار و شغل خود را بدلخواه انتخاب کند واز آن بهره بردارد .

12 . عده کارگاه ها ی بزرگ ، متوسط وخورد باید در تمام رشته های اقتصاد ،صنعت و کشاورزی متناسب باشد .

13 . کلیه کارخانه ها و موسسات چه خارجی و چه داخلی که به زیان ملت فعالیت میکنند باید ملی شوند .

14.جزای کسانیکه از راه قاچاق و احتکار و یا بهر عنوان از کیسه ملت وبه زیان ملت تحصیل ثروت میکنند مرگ است .

15. ایجاد خدمت کار وظیفه عمومی برای هر ایرانی .

16 . آزاد کردن دولت و در نتیجه ملت از فروض هایی که سرمایه دارای به آن ها تحمیل کرده .

17. اصلاح بانک های ملی و اسکناس .

18 . تهیه پول کارهای عمرانی بدون استقراض از راه انتشار اسناد خزانه و طرق غیر نقدی .

19. حفظ قدرت خرید و پیشتوانه پول .

دوشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۵

انديشه سومكا قسمت دوم و پاياني

۱۶.سومکا میگوید ایرانی ها باید در نیاخاک آمیغی ی خود زندگی کنند.نیاخاک ما آنجایی است که ایرانی نژادان در آن مزییند و در درازای تایخ با نیزه های سربازان پارسی پرچین شده است.

۱۷.سومکا بنیان و ریشه ی ادیان سامی را زیر پرسش میبرد.

۱۸.سومکا اعراب را پست ترین نژاد زمین میداند.

۱۹.از دید سومکا زردپوست های تاتار مغول اوزبک تورکمن و وابسته های فرهنگی نژادی ی آنان وهر کس که با آنان احساس نزدیکی کند حق زندگی در فلات ایران را ندارند.

۲۰.سومکا خواستار پالایش نژادی در ایران است.

۲۱.سومکا خواستار اجرای سیاست های «به نژادی» برای نیرومند نگه داشتن نژاد آریایی میباشد.

۲۲.سومکا میگوید در ایران هرکسی شایسته ی زناشویی نیست باید از زادولد عناصر نامطلوب نژادی جلوگیری کرد.

۲۳.سومکا میگوید بیگانگان حق زناشویی با ایرانیان را ندارند.

۲۴.سومکا میگوید بیکانگان افغانی و عراقی هرچه زودتر باید از کشور بیرون شوند.

۲۵.سومکا در وضع کنونی خشونت علیه بیگانگان را از سوی جوانان اجتناب ناپذیر میداند.

۲۶.سوکا میگوید جهان از آن نیرومندان است.

۲۷.سومکا خواستار آزادی ی کردان دلیر و همه ی ایرانیان از یوغ حکومت های بیگانه است.

۲۸.سومکا کشورهایی چون جمهوری آذربایجان .افغانستان.بحرین.ترکمنستان و غیره را به رسمیت نمی شناسد.

۲۹.سومکا خواستار تثبیت موقعیت ایران در خلیج فارس و احقاق حق ۵۰٪ ایران دردریای مازندران(کاسپین) میباشد.

۳۰.سومکا میگوید دشمنی با ایران و ایرانی در نهاد هر بیگانه یی نهفته است.

یکشنبه، آذر ۰۵، ۱۳۸۵

انديشه سومكا قسمت اول

1.سومکا کوتاه شده ی باهماد سوسیالست ملی کارگران ایران است.

۲.سومکا مرامی است پادکمونست و پاداجنبی.

۳.سومکا با لیبرالیسم و سرمایه داری افسار گسیخته مخالف است.

۴.سومکا میگوید زن و مرد ایرانی در همه ی حقوق بابرابرند.

۵.سومکا نخبه گرایی و سپس ناسیوکراسی (ملت سروری) را بهتر از دموکراسی میداند.

۶.سومکا میگوید هر اقدام اساسی در خاورمیانه بی در نظر گرفتن نقش ایران بی اثر و سترون خواهد بود.

۷.سومکا میگوید از دوران صفویه ردپای ناپاک دولت انگلستان در اقدامات بر علیه نیرومندی ی ملت ایران آشکار است.

۸.سومکا خواستار سایه بر افکندن شهپرهای گسترده ی سیمرغ آسمان ایران در منطقه و سپس خاورمیانه است.

۹.سومکا خواستار تشکیل یک اتحادیه سیاسی نظامی میان کشورهای ایران ارمنستان تاجیکستان هندوستان و یونان است.

۱۰.سومکا میگوید سوسیالیسم بدون در نظر گرفتن آخشیج ملیت نابُنک و ناتمام است.

۱۱.سومکا به ایران و فرهنگ باستانی و ریشه دار آن عشق می ورزد.

۱۲.سومکا خواستار نابودی ی نشانه های فرهنگ بیابانی ی "سامی ها" از ایران است.

۱۳.سومکا خواستار نابودی ی همه ی اعراب و تازیان در سراسر نجد ایران میباشد.

۱۴.سومکا میگوید همه ی بدبختی ها و مشکلات گذشته و اکنون در صحنه ی جهانیاز اهریمنی به نام عرب سرچشمه میگیرد.

۱۵.سومکا از نقش ویرانگر و مزورانه ی یهودی ها در سیاست های جهانی غافل نیست.

شنبه، آذر ۰۴، ۱۳۸۵

سومكا از من است و من از سومكا هستم


درود بر هم انديشان عزيز

امروز توضيحاتي را در مورد انديشه نازيسم و پيوند آن با حزب سوسياليست ملي كارگران ايران كه به اختصار سومكا ناميده ميشود بدهم

حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران از باهماد هایی است که در دهه 30 همزمان با ملی شدن صنعت نفت در ایران پا به میدان سیاست گذارد اما متاسفانه در تاریخ نوشته هایی که در زمینه ی ملی شدن صنعت نفت نوشته و چاپ میشود بسیار کم به نقش باهمادهای دست راستی همچون حزب ملت ایران حزب پان ایرانیسم و حزب سومکا پرداخته میشود و در نامه هاو نوشته ها ی کلاسیک نیزهمچون ایران بین دو انقلاب تاریخ سیاسی 25 ساله ایران بیشتر به نقش حزب توده پرداخته شده در حالیکه اینگونه باهماد ها در پیشبرد هدف ملی در آن زمان نقش بسزایی داشتند حزب سومکا نیز از آن دسته گروههای سیاسی است که نام آن به گوش کمتر کسی خورده و حتی بسیاری از دانشجویان تاریخ و علوم سیاسی از هستی یک حزب نازی در ایران ناآگاهند مثل خود من كه تا زماني كه كامل نشناختمش و از زبان پدربزرگاني شنيدم اما جاي خوشحالي است كه در نوشته هاي جديد به تدريج هويت اين حزب پديدار ميشود

اما چگونه شكل گيري سومكا داستان طولاني دارد كه با هم به مرور ميخوانيم

وقتي آدولف هيتلر در آلمان به قدرت رسيد درست همان زماني بود كه رضا خان پهلوي قدرت پرشيا را در دست داشت رضا شاه پهلوي گرايش قوي به انديشه هاي ناسيوناليستي و سوسياليستي داشت رضا خان قبل از به قدرت رسيدن نازي هاي آلمان هيتلري به برتري نژاد آريايي اعتقاد داشت و وقتي متوجه به قدرت رسيدن آدولف هيتلر با همان انديشه كه بعد ها به انديشه نازيسم معروف شد گرايش و روابط آلمان و ايران نسبت به هم بيشتر شد

ايراني ها در زمان رضا خان پهلوي دشمني ذاتي با روسها و بريطاني ها داشتند و همين اين دشمني ها گرايش ايراني ها را به آلمان و انديشه نازيسم بيشتر شد

در طي سالهاي جنگ جهاني دوم آلماني ها ايران را در پيوند هاي تاريخي نژادي سياسي در كنار خود قرار دادند و دستگاه تبليغات آلمان نازي كه بر عهده جوزف گوبلز بود با تبليغات فراوان نژاد نورديك و ملت ايران را برادر خويش اعلام كردند و رايش سوم و كابينه آن ايران را از نژاد آرين اعلام كرد و تسهيلات زيادي در اختيار ايرانيان گذاشت و اعلام كردند كه صليب شكسته همان گردونه مهر ايران است همانطور كه قبلا هم گفته بودم و اين نيازي به اثبات ندارد و گفته بودم اين سمبل به نام نماد پيوند دو ملت آريايي شناخته شد

در مورد پرچم رسمي سومكا اگر دوستان قديمي تر خاطر داشته باشند نمونه اي از آن را نشان دادم كه اين سمبل در بالا مشاهده ميشود كه به عقيده بعضي ها نشان شبيه عقاب است و به عقيده عده ديگري نشان سيمرغ است

طي چند هفته اي مطالبي اختصاص دارد به سومكا