شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

سه‌شنبه، مهر ۳۰، ۱۳۹۲

کربلای خیالی


کربلا صحرا نبود ، جلگه بود ... هوا گرم نبود ، سرد بود ! دهم عاشورای سال 61 هجری ...قمری برابر با 21 مهرماه سال 59 هجری شمسی است....بله عاشورا در فصل پاییز بود !!!
در اين ماه از سال هوا رو به سردي ميگذارد لازم به توضيح است كه در زماني كه زمين اينقدر آلوده نبوده ، هوا از نيمه دوم شهريور ماه رو بسردي گذاشته و در مهرماه كاملا خنك بوده است. عراق سرزميني جلگه اي و حاصلخيز ميباشد و يافتن كويري خشك و بي آب و علف ( آنگونه كه شيعيان ميگويند )در آن سخت است.
كربلا دقيقا در كنار رود فرات و تقريبا در مدار جغرافيايي شهر اصفهان قرار دارد و خشك بودن و بياباني بودن آن در سال 680ميلادي كمي نامحتمل است !
رودخانه فرات یکی از پرآب ترین رودخانه های منطقه است که عرض آن در بعضی از نقاط به چند کیلومتر هم می رسد ، پس چگونه ادعا می شود که این رود را سپاه یزید بر سپاه امام حسین بسته است ؟؟؟
در جلگه حاصلخیز کربلا با کندن 4 الی 5 متر می توان به آب رسید. آیا آن 72 تن توانایی کندن زمین را نداشتند ؟؟؟
سپاه حسین بن علی که با کاروانی از شتر ها به آنجا آمده بودند ، آیا نمی توانستند با شیر شتر هایشان از عطش خود و فرزندانشان بکاهند ؟

* هر مزخرفی را باور نکنید، قصه کودکانه حسین ابن علی را فراموش کنید، هرگز اینطور اتفاق نیافتاده است.

دوشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۲

بی بی سی بنگاه تفرقه پراکنی



حرفهای نادر سلطانپور را در گفتگو با دکتر مهاجرانی بارها شنیدم. آنها را نوشتم که با هم می خوانیم.
سلطانپور: "تقریباً هیچ کشوری در دنیا نیست که امروز مرزهایش بر خون مردم دیگری بنا نهاده نشده باشد. هر کشوری، از آمریکا، ایران، عراق، و اردن و سوریه، همۀ کشورها جعلی هستند که بعد از سقوط امپراطوری عثمانی بوجود آمده..."
مهاجرانی با چهره ای در هم که نشان دهندۀ خشم اوست، سخن سلطانپور را قطع می کند و می گوید: "حداقل در مورد ایران قطعاً این داوری شما درست نیست. بخاطر اینکه ما در واقع، به عنوان یک ملت مهاجرت کردیم، آریاها اومدن در این سرزمین، و در واقع، می شود گفت ما ملتی هستیم که بیش از 6 هزار سال است در این نقطه از جهان زندگی می کنیم. البته دوره هایی مرزهای ما کوچکتر شده و ما محدودتر شدیم..."
آیا آنگونه که سلطانپور بعداً به فرناز قاضی زاده گفت تنها لغزش او بوده؟ من این گونه نمی اندیشم. یادمان باشد که برای نخستین بار یک انگلیسی نام جعلی خلیج ع . ر. را به زبان اعراب انداخت

شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۹۲

شریعتی ضد ایرانی



شریعتی کله پوک مرجع تقلید بسیاری از ایرانیان خِرَدباخته .. 

بی جهت نیست تمام این اراذل ان گلابی(کودتای 57) یه عکس از این اجنبی تو زندان دارن ...
شاه میشناخت این پتیاره هارو ، میفرستادشون حلفدونی آب خنک بخورن .. کاش دارشون میزد تا مملکت به این روز نیفته 

شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۲

دویست سال از تجزیه ایران بزرگ گذشت




بیستم مهر ماه2572 شاهنشاهی دویستمین سالگرد یکی از تلخ‌ترین رویداد‌های تاریخ ایران زمین یعنی قرارداد گلستان است، قراردادی که تجزیه متناوب سرزمین‌های ایرانی بعد از آن، جدایی بیش از سه‌ و‌نیم‌ میلیون کیلومتر مربع از خاک ایران را به دنبال داشته است.
در قرارداد ننگین ۱۱۹۳ خورشیدی برابر با ۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ میلادی، تمامی خانات جنوب قفقاز، شامل خانات باکو، خانات شیروان، خانات قره‌باغ، خانات گنجه، خانات شکی، خانات قبا، بخشی از خانات تالش، دربند، داغستان و گرجستان از ایران تجزیه و به روسیه واگذار شد.

یادگاری ننگین از پادشاه بی‌کفایت و بی‌لیاقت قاجار که غرق در فساد اخلاقی و حیف و میل اموال عمومی، از پاره‌های سرزمین تاریخی ایران زمین چشم پوشید... مروری دیگر بار به سرزمین‌های ایرانی که در طول زمامداری حاکمان بی‌لیاقت، ضعیف و ضد ملی قاجار در ۲۰۰سال گذشته از ایران تجزیه شده‌اند، برای پیشگیری و جلوگیری از تکرار خطاهای گذشته برای همه مسئولان و قاطبه مردم ایران ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. دشمنان ایران زمین امروزه نیز با تجهیز و پشتیبانی گروه‌های تجزیه‌طلب قومی و زبانی در آذربایجان، کردستان، خوزستان و بلوچستان، همچنان ‌درصدد لطمه به تمامیت ارضی ایران زمین و تجزیه وکوچک‌تر کردن آن هستند، مساله‌ای بسیار مهم که به هیچ‌وجه نباید مورد غفلت مسئولان، رسانه‌ها و مردم ایران قرار گیرد.

سرزمین‌های جداشده تا پایان قاجاریه
کشور های حوزه تمدن ایران بزرگ که در طول ۲۰۰ سال گذ شته در سرزمین‌های جداشده از ایران تشکیل شده اند عبارتند از:
 ۱-حــوزه قفقاز(معـــروف به ۱۷ شهر قفقاز): شامل کشورهای: گرجستان،ارمنستان، اوستیای شمالی و جنوبی،آبخازستان(معروف به آبخازی)، دولت باکو و مناطق تحت تسلط روسیه شامل،داغستان و چچنستان(معروف به چچن)

۲-حوزه ورارود ( آسیای میانه یا ماوراءالنهر): شامل کشور های
تاجيكستان،ترکمنستان،ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان

۳ -حوزه ایران شرقی : شامل افغانستان و هرات و دو سوم بلوچستان و کلات(در پاکستان)

۴ -حوزه خلیج فارس: شامل بحرین بزرگ (متشکل از جزیره بحرین، قطر و کرانه های فعلی عربستان در خلیج فارس موسوم به منطقه الشرقیه)، عمان و استان جلفاوه (امارات امروزی)

۵ - حوزه کردستان بزرگ که دو سوم آن در جنگ های امپراتوری عثمانی با ایران به اشغال این کشور در آمد و بعد ها بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد. این سرزمین ها یا بر اثر جنگ های نابرابر و یا با قرارداد‌های خفت بار و تحقیر‌آمیز منعقد شده بین شاهان ضعیف ایران و قدرت های استعماری به ویژه دسیسه‌های انگلیس كه بر ایرانیان تحمیل شده است، تجزیه شده است.

از این روی مرور تاریخ معاصر و حوادث غم انگیز تجزیه ایران بزرگ می تواند ما را در شناخت حدود واقعی مرز های ایران بزرگ وحفاظت هر چه جدی تر از ایران امروزکه یک سوم سرزمین های واقعی ایران بزرگ را در بر می گیرد و فراهم آوری فرصت یکپارچگی فرهنگی این سرزمین های جدا افتاده از هم مصمم تر سازد.
نقشه های ایران پیش و پس از قاجاریه نشان از تجزیه بخش های متعددی از ایران دارد بخش هایی که به ویژه در دوران ۳۷ ساله حکومت فتحعلی شاه قاجار پس از جنگ های پردامنه ایران و روسیه از ایران جدا شدند به بیش از ۲۷۳۰۰۰ کیلومتر مربع می رسند و در دوران حدودا پنجاه ساله حکومت ناصرالدین شاه قاجار نیز جدایی بیش از ۲۱۹۶۵۰۰کیلومتر مربع از سرزمین های تاریخی ایرانیان به وقوع پیوست و آخرین تجزیه نیز در سال ۱۹۷۰ با جدا شدن استان چهاردهم ایرا ن یعنی بحرین به وقوع پیوست .
آن چه در این میان حائز اهمیت است این که پس از جدایی غیر قانونی بحرین از ایران در سال ۱۹۷۰ میلادی که هیچ گاه به تایید ملت ایران نرسیده توطئه دشمنان ایران زمین برای ادامه تجزیه گام به گام ایران عزیز، ابعاد و شکل جدیدی پیدا کرده است.

نقشه شوم تقسیم ایران بین روسیه و انگلیس (نقشه پیوست شماره ۲)،
نقشه برنارد لوییس انگلیسی در سال ۱۹۷۸ میلادی جهت تبدیل ایران به ایرانستان (نقشه پیوست شماره ۳)،
و نقشه تهیه شده توسط رالف پیترز (نقشه شماره ۴)،
و نیز نقشه خاورمیانه بزرگ با ایران تجزیه شده (نقشه پیوست شماره ۵).
تنها بخشی از زوایای توطئه های موجود برای تجزیه باقیمانده سرزمین های بزرگ ایران ارزیابی می شود که هوشیاری هر چه بیشتر ایرانیان به ویژه دست اندرکاران سیاست خارجی ایران را برای پیشگیری و مقابله با هر اقدامی که منافع بلند مدت ملی و تمامیت ارضی ایران را توسط بیگانگان ضد ایرانی فراهم كند به ویژه در خلیج فارس و دریای کاسپین می طلبد.

بر این پایه پی ریزی « پیوند (اتحادیه) کشور های همسود (مشترک المنافع) فلات ایران»یک راه مقابله با توطئه های تجزیه ایران و ضرورت تاریخی و هویتی تلقی می شود که چندین دهه است ذهن هم تباران ایرانی و غیر ایرانی را به خود مشغول کرده است.

یک پرسش اساسی ، نام این پیوند( اتحادیه) است .با توجه به این که ایران بزرگ تاریخی، همه سرزمین ها و اقوام و زبان های متنوع واقع در فلات ایران را در بر می گیرد و محدوده شناخته شده رسمی فعلی کشور ایران در بخشی از ایران بزرگ قرار دارد بنابراین با وجود نام هایی چون پیوند(اتحادیه) فلات ایران،پیوند کشور های آسیای جنوب باختری، پیوند کشور های وارث تمدن ایرانی،پیوند ایران بزرگ،پیوند آریانا و... کشور های این منطقه ممکن است به دلیل نام های متداول فعلی یا زبان رایج هر کشورانتقاداتی به هر یک از این نام ها داشته باشند. لذا پیشنهاد نام “ نوروز” برای آن بدین دلیل بسیار مناسب خواهد بود که هموندی بیش از پیش همه کشور های حوزه فرهنگی ایران زمین و توسعه سیاسی،اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی آنان را به دنبال خواهد داشت.

تردیدی نیست که واژه پر معنای « پیوند نوروز» علاوه بر این که یاد آور پیشینه سترگ تاریخی فرهنگی مشترک همه ایرانی تباران است ، مورد پذیرش همه کشور های یازده گانه و سایرمناطق نیمه مستقل واقع در این منطقه بوده و اختلاف نظری در باره آن وجود نخواهد داشت. نکته با اهمیت این که دست دشمن تاریخی ایران یعنی انگلیس درهمه قرارداد های ننگین پیش گفته منجر به تجزیه ایران هویداست.

بی‌تردید ادامه بی علاقگی و بی توجهی جامعه ایرانی به مطالعه آن چه بر سرزمین های ایرانی در طول ٢٠٠ سال گذشته است، تهدیدی است برای منافع نسل های آینده ایرانیان. لذاآگاهی رسانی همگانی درباره گذشته عبرت انگیز و تاریخ دو سده گذشته چراغی است فراروی تصمیم گیری های راهبردی بلند مدت مسوولان ایرانی برای افق آینده که یکی از راه کارهای برون رفت از این خاطره تلخ تاریخی همانا اقدامات عملی برای تشکیل« کانون کشورهای همسود ایران بزرگ» خواهد بود.

- میرمهرداد میرسنجری استادیار دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و ژئو پليتیک

دوشنبه، شهریور ۱۱، ۱۳۹۲

شباهت دو شخصیت انقلابی!





قابل توجه آنهایی که سنگ چه گوارای کمونیست را به سینه میزنند!

1- هر دو غرب ستیز و خواهان نابودی آمریکای جهان خوار بودند.
2- هر دوی شان انقلابی و پایبند به ارزش ها و آرمان های انقلاب بودند.
3- هر دو به روسیه وابستگی شدید داشتند ولی ادعای آزادی و استقلال می کردند.
4- در راه انقلاب و ارزش هایش از هیچ جنایتی دریغ نکرده و مردمان بسیاری را درمانده ساختند.
5- برای شان انقلاب و آرمان های شان بر همه چیز حتی جان انسان ها اولویت داشت.
6- زندانیان سیاسی و مخالفان خود را به بهانه های واهی اعدام کردند.
7- از عدالت و برابری سخن گفتند منتها مردم شان را خاکسترنشین کرده و به قهقرای نکبت و مصیبت کشاندند.
8- هر جنایتی را با نام و یاد انقلاب تطهیر کردند.
9- هر دوی شان خواستار صدور انقلاب به کشورهای دیگر بوده و علاقه خاصی به بولیوی، ونزوئلا و در کل کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین داشتند.
10- کمونیست ها ته دل شان به فعالیت های آنتی امپریالیسم هردوی آن ها افتخار می کنند، هرچند اگر خجالت بکشند که شادی شان را بروز دهند.

چه گوارا میگفت : 
یک انقلابی باید تبدیل به یک ماشین کشتار خونسرد شود که "تنفر خالص" انگیزه اش باشد. ما باید آموزشگاهِ دیوار را خلق کنیم!

* دیوار اشاره دارد به جایی که دشنانِ چه گوارا رو به روی جوخه آتش اش می ایستادند و به گلوله بسته می شدند.

" این متن مخصوص دوستدارانِ قاتلی است به شکل عجیب و غریبی، به اسطوره این روزهای برخی از مردم سرزمینم تبدیل شده است، بدون آنکه کمترین تفکری پشتیبان این علاقه یک طرفه باشد "



دوشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۹۲

آریایی ها بخش نخست



آریایی ها در حدود چهار هزار سال پيش از سرزمين اوليه ي خود به دلایل : 

1- افزايش جمعيت -2- كمبود چراگاه -3- هجوم اقوام همسايه (( حملات و تجاوزات اقوام ساکن ( ایلیری ) و شبه جزیره بالکان )) -4- سردشدن ناگهاني هوا ( شرایط بد آب و هوایی و افزایش روز افزون برودت هوا و یخ بندان ) كه باعث از بين رفتن چراگاه ها ، انسان ها و دام ها شد مهاجرت كردند و در هزاره ی دوم پیش از میلاد شاخه ای از آریایی ها وارد سرزمینی شدند که امروزه هندوستان نامیده می شود و شاخه ای دیگر از طرف مغرب وارد فلات مرتفعی به نام ایران شدند .

ولی بطور کلی آریایی ها در هزاره ی سوم پیش از میلاد که اوج زمان مهاجرت آنها به گوشه و کنار جهان است به چند شاخه تقسیم شدند
آن دسته ی که به اروپا مهاجرت کردند:
عبارتند از ( سلت ها) ، ( ایرلندی ها) ، ( گل ها ) و ( گلواها) ، (اسکاتلندی ها ) ، ( برتن ها ) که به سمت غرب و شمال و جنوب اروپا رفتند

دیگری ( بلغاری ها ) ، ( لهستانی ها ) هستند که راه شمال اروپا را در پیش گرفتند و ( لاتینی ها) که در کرانه ی دریای مدیترانه در کشور یونان و سرزمین روم باستان ساکن شدند . و ( ژرمن ها ) که مسیری در سمت راست رودخانه راین تا شبه جزیره ی ( اسکاندیناوی ) را طی کردند.

یکشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۹۲

بخشی از سرگذشت فردوسی بزرگ


بخشی از سرگذشت پیروز پارسی(فردوسی)

در کودکی به همراه پدرش که استاد فلسفه و تاریخ کهن بود به دانشکده توس میرفته است اکثر اساتید آنجا که تازی و عرب زبان بودند نمیتوانستند نام پیروز* را خوب تلفظ کنند و او را (بی روز) میخواندند. این موضوع باعث شد تا پدر او (پرویز) که خود را در جمع مسلمین *فخرالدین احمد* می نامید فرزندش را نیز *منصور حسن* بنامد.
در طول تاریخ بارها و بارها روستای باژ و باغ فردوس مورد هجوم تاریان مستقر در توس واقع شده بود اما با دلیری دهقانان وفادار به خاندان فردوسی, املاک و اموال آنان از گزند بیگانگان در امان بود. پیروز پارسی فردوسی این سروده را بخاطر نفرتش از اعراب متجاوز سروده بود.

این شعر فردوسی از بیشتر شاهنامه ها حذف شده لطفاً به اشتراک بگذارید تا همه بدانند دیده این شاعر بزرگ نسبت به تازیان(اعراب) چه بوده است.

شنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۹۲

برا همه خوبه برا ما بد؟



فرانسوی ها ، انگلیسیها امریکایی ها حق دارند ملی‌ گرا باشند و به میهنشان عشق بورزند
ولی‌ اگر یک ایرانی این کار رو بکند به نژاد پرستی‌ و محکوم خواهد شد
پس بیایید ایرانی باشیم و تودهنی محکمی به انیرانی بزنیم.

جمعه، مرداد ۱۱، ۱۳۹۲

کنفدراسیون




این درفش(پرچم)نماد جدایی خواهان جنوبی آمریکا هست
که از زمان آبراهام لینکن پایه گذاری شده؛ طرح درفش زیباست و من خواهان تجزیه آمریکا هستم و از جنوبی ها پشتبانی میکنم؛ همانگونه که آنها خواهان تجزیه ایران هستند

منتظر یه همچین روزی هستم

پنجشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۹۲




براستی پیشوا اگر میماند؛ جهان جور دیگری بود
اما افسوس که هیچگاه راستی پایدار نیست.

اگر تاریخ ایران و کشورهای مهم نظیر آلمان یوگسلاوی را موشکافانه مطالعه کنیم؛ دریافت خواهیم کرد که هرچه بدبختی بوده از نبود میهن پرستی و هجوم کمونیست های اجنبی مزدور و پیرو جهود؛ مارکیست ها که سردسته شان لنین بی شرف باشه به شوروی هم رحم نکرد وای به حال کشورهای شوروی سابق

اگر پیشوا زنده بود بنیان های خانواده اینگونه نبود که امروزه در اروپا شاهدش هستیم.بعد از شکست آلمان حزبهای چپ گرا به قدرت رسیدند و قوانین فمینیستی و سوسیالیستی منجر به دخالت سیستم و حکومت در جزئی ترین مسائل خانوادگی شد که همین امر قدرت زنان را بالابرده و آمار طلاق را به طرز وحشتناکی افزایش داده است.نتیجه آنکه امروز میلیون ها کودک بی سرپرست به طور وحشتناکی روزگار میگذرانند.
به همین سبب شکست آلمان نازی شکست اخلاق و معنویات در جهان بود.امروزه این جریان خزنده و خطرناک در بطن جامعه ایران ایجاد شده است که بدان فمینیسم اسلامی نام نهاده اند و در حرکت است تا همه چیز را به تاراج ببرد.
درود بر آلمان نازی که هیچگاه از دوست داشتن پیشوا پشیمان نخواهم شد.