شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

سه‌شنبه، مرداد ۰۳، ۱۳۹۱

منیفست انجمن پادشاهی ایران

نوشتاری که در ادامه می آید نوشته یی از سرور هوشنگ رادخو یکی از یاران فرود فولادوند است
منیفیستی که میتواند راهگشای فردای ایران بزرگ باشد, باشد که دوستان دیدگاه خود را ابراز کنند
سپاس

هم میهنان گرامی ، انجمن پادشاهی ایران با دانش بر ویژگیهای تاریخی، مردمی و همچنین آگاهی همه جانبه از فرهنگ، زبان و قومیت و نیازهای باز سازی و نوسازی استانهای گوناگون سر زمین پهناور ایران و برای کوتاه نمودن دست اربابان عرب، مغول، تاتار، و افشار و قاجار، اراده بر بازسازی قلمرو فرهنگی و منطقه ای بخشهای گوناگون سرزمین ایران نموده است تا افتخارات گذشته را به مردم این سرزمین کهن باز گرداند و بنیانی درخور و شایسته مردم ایران بر پایه ویژگیهای تاریخی آنان برپا نماید. پاینده ایران شاهنشاهی، انجمن پادشاهی ایران ، هوشنگ رادخو
بنام خداوند جان و خردکزین برتر اندیشه بر نگذرد
الگوی اداره کشور شاهنشاهی ایران و بنیانهای قانون گذاری، دادرسی و اجرایی
*** قانون اساسی ***
***همه در کشور ایران زیر چتر قانون قرار دارند ***
انجمن پادشاهی ایران از خردمندان سرزمین ایران برا ی نگرش بر کیان شاهنشاهی ایران برگزیده خواهند شد. انجمن پادشاهی ایران انجمن ۹ نفره و همیشگی خواهد بود و تا تعیین شاهنشاه در ایران نقش پادشاه را نیز ایفا خواهد نمود.در صورت مرگ یک عضو انجمن، با شرکت موقت شاهنشاه، و مرگ دو عضو با شرکت موقت پادشاه پارت نیز در انجمن پادشاهی ایران عضو یا دو عضو جدید را در کمتر از ۹۰ روز جایگزین خواهند نمود.
بند یکم- کشور ایران به شیوه شاهنشاهی اداره خواهد شد . هر ایالت بایددارای پادشاه بومی و مردمی باشد که ازمیان مردم آن ا یالت با رای مردم آن ایالت و تایید شاهنشاه برگزیده شود.
تبصره یک از بند یکم: انجمن رایزنان پس از آرامش و بر قراری حاکمیت قانون باید مقدمات گزینش شاهنشاه ایران را آماده نماید.
بند دوم- همه ی شهر وندان ایران صرف نظر از نژاد، جنسیت، قومیت، ز بان و مذهب از حقوق برابر برخوردارند و باید به دیده ادب نگریسته شوند.
بند سوم - کشور شاهنشاهی ایران بر مبنای آیین خرد استوار خواهد بود و هیچگونه دین رسمی در این سرزمین پروانه جولان نخواهد یافت گرچه ازادی اندیشه، بیان و مذهب برابر فرمان کوروش کبیر تضمین خواهد گشت.
بندچهارم - کشور شاهنشاهی ایران بر مبنای اقتصاد آزاد و پایبند به رفاه ملی و مالیات بر درآمد و فروش اداره خواهد شد.
تبصره یک از بند چهارم - بودجه در نظر گرفته شده برای هر ایالت با نگرش بر امکانات و نیازهای آن ایالت خواهد بود که بر مبنای میانگین ۲۵۰۰ کالری غذا ۳۰ متر مربع مسکن برای هرنفر، و همچنین وسایل رفت و آمد همگانی، یک پزشگ برای هر ۵۰۰۰ نفر ، توسعه ی کشاورزی، دامداری، صنعت،آموزش و پرورش، مدارس حرفه ای و ایجاد دانشگاه تعیین میگردد.
تبصره دوم از بند چهارم، کشاورزی یا دامداری و یا صنعت در ایالات مختلف ایران با پژوهش و برنامه ریزی وپشتیبانی دوات شاهنشاهی ایران در صورت واجد شرایط بودن برای هر رشته انجام خواهد گردید.
تبصره سوم از بند چهارم- کسب دانش از کودکستا ن تا درجه دانشنامه (لیسانس) در دانشگاه رایگان خواهد بود.
تبصره چهارم از بند چهارم - برای دانشجویان فوق لیسانس و دکترا، دولت باید برای نیازمندان امکانات وام را فراهم آورد.
بند پنجم - کشور شاهنشاهی ایران دارای ۹ ایالت به آرایش زیر خواهد بود.
نخست - شاهنشاهی پارس با ساختار تهران، اصفهان،پارس و بوشهر.
دوم- ایالت پادشاهی پارت.
سوم- ایا لت پادشاهی سیتان و بلوچستان.
چهارم- ایالت پادشاهی کرمان با ساختار کرمان، یزد و هرمزگان.
پنجم-ایالت پادشاهی لرستان با ساختار لرستان، چهارمحال بختیاری و کهکیلویه.
ششم-ایالت پادشاهی ایلام با ساختار ایلام و خوزستان
هفتم- ایالت پادشاهی کردستان با ساختار همدان، کردستان، کرمانشاهان.
هشتم- ایالت پادشاهی آذرآبادگان با ساختار آذرآبادگان شرقی، آذرآبادگان غربی و زنجان
نهم- ایالت پادشاهی گیلان و مازندران.
بند ششم -ارتش شاهنشاهی ایران با ساختار شمار گوناگون از زنان و مردان ایالات ایران بر پا خواهد شد که در ایالت پارس و مرز ایالات ایران جای خواهدگرفت و پروانه ورود به هیچیک از ایالات دیگر را نخواهد داشت مگر در هنگام جنگ خارجی ویا شورش. ارتشهای ایالتی در پادشاهی خود جایگزین خواهند بود و پدافند قانون اساسی، شاهنشاهی ایران و پادشاهی خود خواهند گشت.
تبصره یکم از بند ششم-ارتش شاهنشاهی ایران در رده های زیر آراسته خواهد شد:
نیروهای سه گانه.زمینی، هوایی، و دریایی.
سپاه دانش، از خدمات سربازی جوانان دانش آموخته.
سپاه بهداشت ، از خدمات سربازی رده های پزشگی و پرستاری.
سپاه آبادانی، از خدمت سربازی کارآزمودگان کشاورز و کشت صنعتی.
سپاه تکنیک، از خدمت سربازی پیشه وران کار آزموده.
سپاه فرهنگ، از خدمات سربازی دانشمندان و آگاهان به فرهنگ ایران.
تبصره دوم از بند ششم- هریگ از سپاهیان خدماتی پس از آموزش نظامی شش ماهه، برای هم آهنگی های لازم زیر نظر وزارت خانه متناسب خود اداره خواهند شد.
تبصره سوم از بند ششم - خدمت سربازی برای جوانان هجده سال به بالا وظیفه ملی است که نیاز های ارتش شاهنشاهی ایران از میان واجدین شرایط برگزیده میشوند و با حقوق و مزایای شایسته و بایسته به خدمت گمارده خواهند شد
بند هفتم-زبان رسمی ایران زبان پارسی است. مردم هر ایالت میتوانند به زبان مادری سخن بگو یند و به کسب دانش بپردازند.
بند هشتم-بازگشت به ارزشهای ملی و فرهنگی و گسترش بستر خرد، نیکی ، راستی و روشنگریهای تاریخی و فرهنگی.
تبصره یکم از بند هشتم -جشنهای ملی ایران به ترتیب زیر میباشند: نوروز، سیزده بدر، مهرگان،زادروز کورُش بزرگ، جشن سده و شب یلدا وچهارشنبه سوری.
تبصره دوم از بند هشتم- مبنای تاریخ ایران زاد روز کورُش کبیر شاه جهان است، ۲۵۸۷ شاهنشاهی که برابر است با ۲۰۱۱ میلادی و با نورز هرسال آغاز خواهد گشت. روز یکشنبه ( مهر شید ) برابر فرمان داریوش بزرگ و روز شنبه (کیوان شید )، برابر با استاندارد جهانی چهل ساعت کار در هفته تعطیل خواهند بود.
تبصره سوم از بند هشتم - نام روزهای هفته برابر گاهنامه ایران کهن به کیوان شید = شنبه، مهر شید، مه شید، بهرام شید، تیر شید، هرمز شید، و ناهید شید= ادینه تغییر خواهند نمود.
بند نهم- سازمانهای کاردانی و اداره کشور (سیاسی)، پیکره قانونی کشور شاهنشاهی ایران از یک شاهنشاه ( مرد یا زن )، مردم، یک نخست وزیر، وزیران و یک انجمن رایزنان آراسته خواهد شد که در ایالت پارس گرد خواهند آمد.
تبصره یکم از بند نهم-از هر سیصد هزار نفر یک نماینده برای انجمن رایزنان برگزیده خواهد شد.
تبصره دوم از بند نهم-هر شهر وند کشور شاهنشاهی ایران دارای یک رای آزاد است و تنها شایستگی برگزیده شوندگان باید از سوی وزارت کشور تایید شود.
تبصره سوم از بند نهم - کزینش نخست وزیر، نخست وزیر از میان نمایندکان انجمن رایزنان با بالاترین رای بر گزیده میشود و به شاهنشاه برای تایید معرفی میگردد، که پس از موافقت با برنامه های سازندگی و برآورد توان و وفاداری ایشان به کشور شاهنشاهی ایران بکار گمارده شود و کابینه خویش را از میان انجمن رایزنان برگزیند و به رای انجمن رایزنان بگذارد تا پس از آن به خدمت گمارده شوند.
تبصره چهارم از بند نهم - سن شاهنشاه، پادشاه، نخست وزیر، وزیر و نماینده انجمن رایزنان و سفیران و کارداران در کشورهای بیگانه نباید کمتر از ۲۶ سال باشد و باید در ایران بدنیا آمده باشند.سن شهبانوی ایران و یا همسر شاهنشاه زن، نباید کمتر از هجده سال باشد.
تبصره پنجم از بند نهم- همه ی وزارت خانه ها باید بگونه انجمنی و سه نفره اداره شوند.
تبصره ششم از بند نهم -چهار وزارت خانه بقرار زیر، زیر نظر شاهنشاه اداره میشوند، وزارت خدمات اجتماعی و خانه رایگان برای مردم کم درآمد، وزارت پزشگی و درمان رایگان برای مردم کم درآمد، وزارت بازرسی شاهنشاهی و وزارت فرهنگ و هنر. چهار وزارتخانه پدافند یا دفاع، وزارت دفاع از قانون اساسی و امنیت کشور، وزارت کشور و وزارت خزانه داری و برنامه و بودجه زیر نظر انجمن رایزنان اداره میشوند، وبقیه زیر نظر نخست وزیر اداره خواهند شد، ولی انجمن رایزنان هر لحظه میتواند همه ی دولت یا وزیر منفردی را مورد پرسش قرار دهد و باید استیضاح، مورد تایید شاهنشاه باشد و لایحه ی آنرا امضا نماید، در غیر این صورت دولت به کار خود در ارتباط با شاهنشاه ادامه خواهد داد.
بند دهم-شاهنشاه، باید خردمند، دلاور، هوشمند، توانا،راستگو، و پدافند ملت باشد و بیم از دست دادن جان را نداشته باشد و به هیچ روی و تحت هیچ شرایطی کشور را ترک نکند و پناه به کشور دیگری نیاورد که در این روی فره ایزدی به جهت پشت کردن به ملت از او جدا میشود و بدون هیچگونه تبصره و وقفه از شاهنشاهی ایران برکنار خواهد شد.شاهنشاه ایران هیچگونه حقوق ماهانه نخواهد داشت و جایگاهش به بلندای آسمان ایران خواهد بود. هیچ چیز بنام شاهنشاه ایران در درون وبرون کشور نوشته نخواهد شد و در صورت یافته شدن دارایی بنام ایشان بر طبق قانون اساسی ایران دارایی یافت شده از آن ملت ایران خواهد بود و شاهنشاه و یا پادشاهان ایالتی باید پاسخگوی انجمن پادشاهی ایران باشند تا به کیان شاهنشاهی ایران خدشه وارد نگردد. پیشکشهای داخلی و خارجی شاهنشاه باید در دفتر موزه دربار شاهنشاهی ایران وارد شود و در آنجا نگهداری شود.
تبصره یکم از بند دهم - حدود وظایف پادشاهان ایالتی، نظارت بر اجرای قانون اساسی و دفاع از کیان شاهنشاهی ایران خواهد بود.
تبصره دوم از بند دهم - هزینه های آسودکی از خدمت شاهنشاه و پادشاهان ایالات ایران باید مورد تایید و تصویب انجمن رایزنان قرار بگیرد.
تبصره سوم از بند دهم - اگر پادشاه بنا بر فرنودی از کار برکنار شود مصون واز حقوق ماهانه ده در صد بیشتر از نخست وزیر برخوردار خواهد شد.
تبصره چهارم از بند دهم- پادشاهی در ایران با در نظر کرفتن تمام ویژکیهای لازمه ی پادشاه، موروثی است که باید مورد تایید انجمن پادشاهی ایران باشد.
تبصره پنجم از بند دهم- در تمام موارد پیش بینی نشده انجمن پادشاهی ایران در مورد شاهنشاه و پادشاهان به رتق و فتق امور خواهد پرداخت.
بند یازدهم- انجمن های شهر و روستا باید در ارتباط با یکدگر قرار بگیرند و نیازهاو امکاناتشان را با وزارتخانه های مربوطه در میان بگذارند.
بنددوازدهم- دولت باید از کودکان بی سرپرست نگاهداری نماید و یا خانواده های دارای فرهنگ و آداب شایسته برای آنان بجوید.
بند سیزدهم -فقر در گشور شاهنشاهی ایران غیر قانونی است و دولت باید راه حل مناسب برای ، سالمندان، و ازکار افتادگان بیابد تا ز یر پوشش دولت شاهنشاهی ایران قرار بگیرند.
تبصره یکم از بند سیزدهم - بیکاران برای مدت محدود تا یافتن کار باید زیر پوشش وزارت کار قرار بگیرند، دولت باید به آنان پیشنهاد کار نماید و پس از دو پیشنهاد، بیکاران را به کار برای دولت باده درصد بالا تر از حد اقل نیازهای زیستی مردم در مناطق مختلف ایران بگمارد.
بند چهاردهم-در کشور شاهنشاهی ایران ایجاد و ثبت هر گونه بنیاد مالی و خیریه غیر قانونی است و تنها نهادی که پروانه گردآوری کمک همگانی را آنهم در مواقع فاجعه های جهانی دارد، سازمان صلیب سرخ جهانی خواهد بود.همه ی نیازهای ملت ایران به عهده ی دولت شاهنشاهی ایران است. همه ساله دولت شاهنشاهی ایران باید بودجه ای برای مواقع اضطراری کنار بگذارد.
تبصره یک از بند چهاردهم- تنها شاهنشاه ایران پروانه دارد که در گاه اضطراری از ملت ایران درخواست کمک مالی بنماید.
پاینده ایران شاهنشاهی انجــمن پادشاهـی ایران هوشنـگ رادخـو

دوشنبه، مرداد ۰۲، ۱۳۹۱

نکته هایی درباره تازیان و اسلام


کعبه مکان مقدسی بود که پیش از اسلام بت های گوناگونی در آن نگهداری می شد. الله یکی از بتهایی بود که در کنار بتهای دیگر که مدینه بودند پرستیده می شد. حرم مکه همانند خانه دیگر خدایان مردم سامی، به صورت مکعب ساخته شده بود از این رو بود که به آن کعبه می گفتند. کعبه لغتی عربی به معنی چهار گوش است. بعضی می گویند لغت کعبه به معنی خانه است و از یک لغت حبشی که به معنی خانه دو طبقه است گرفته شده است اما به نظر نمی رسد که این تعبیر درست باشد. و آنچه از ظاهر کلمه عربی پیداست کعبه به معنی چهارگوش می باشد.

بتها یا درون خود کعبه بودند یا در فضای باز بیرون کعبه. در بعضی از محافل باور بر این بود که شکل چهار گوش کعبه تقلیدی از شکل چهار گوش چادر عربهاست. تاریخ ساخت کعبه به قرن دوم پس از مبلاد برمی گردد. بنابراین بر خلاف آنچه در تازينامه و تفاسیر مسلمانان گفته شده است این بنا نمی تواند توسط ابراهیم ساخته شده باشد. در کتاب عهد عتیق هیچ اشاره ای به سفر رئیس خانواده به عربستان نشده است و از همه مهمتر هیچ سند تاریخی و باستانی در دست نیست که این بنا پیش از قرن اول میلادی وجود داشته باشد. اگر ابراهیم در حقیقت وجود داشته است در حدود سال 1800 پیش از میلاد میزیسته است. این داستان آشکارا توسط محمد ساخته شده است تا توسط آن بتواند نظر یهودیان مکه را نسبت به خود جلب کند.

عربهای بیابانگرد ؛ پیش از اسلام سنگهای صاف و مکعب شکل را محترم می شمردند و آنگونه سنگها را به عنوان محل زندگی خدا تکریم می کردند. مردم چادر نشین عرب که چادر آنها مکعبی شکل بود با خود می اندیشیدند که خانه خدا شبیه خانه خودشان اما از جنس سنگ است.

در میان جاهایی که در عربستان مقدس شمرده می شد کعبه از همه مهمتر بود چون سنگ سیاه را در خود جای داده بود. عربهای پیش از اسلام معتقد بودند که این سنگ توسط خدایان آسمانی برای عبادت به آنها داده شده است .

به احتمال زیاد جنس این سنگ از گدازه های آتشفشانی یا بازالت است. اما ماهیت واقعی آن به راحتی قابل شناسایی نیست. چون زائران در طول سالیان سال از زمانی که در این بنا کار گذاشته شده است ، آن را بسیار لمس کرده و از سر شوق و شعف بوسیده اند. ممکن است یک شهاب سنگ باشد. اسلام سنت سنگ پرستی عرب پیش از اسلام را به وسیله قرار دادن مراسم حج به عنوان پنجمین ستون دین ادامه داد.

هر ساله میلیونها مسلمان به مکه آمده تا سنگ سیاه را که در گوشه شرقی بنا هست تکریم کنند.

بطلمیوس ستاره شناس و جغرافی دان بزرگ که در اسکندریه در سال 130 میلادی متولد شد از مکه تحت عنوان مکورابا نام برده است.

از آنچه در کتابهای تذکره نویسان اولیه اسلامی آشکار است قصی یکی از اجداد محمد ، عبادت کعبه را در بین مردم خود رواج داد. او دو پسر به نامهای عبدالمناف(بنده مناف) و عبدالدار(بنده کعبه) داشت که آنها را به عنوان ناظر این آیین بر گماشت. هر کدام از بتهایی که در کعبه نگه داشته می شد به قبیله ای خاص تعلق داشت. مردم هر قبیله هر سال یه مکه می آمدند تا بیعت خود را با خدای خود تجدید کنند. به طور سنتی این مراسم در آخرین ماه از تقویم عربی که ذی الحجه نامیده می شد برگزار می شد. به احتمال زیاد لغت حج بر گرفته از واژه عبری HUG به معنی گردش در اطراف، گرفته شده است. چادر نشینان اولیه عرب هر وقت که برای زیارت حرم می آمدند به منظور ستایش کعبه اطراف کعبه می چرخیدند به این عمل طواف می گفتند.

مطابق سنت قدیم اعراب ، یک ماه پیش از مراسم زیارت کعبه و یک ماه پس از آن ، مردم عربستان عداوت و دشمنی نسبت به یکدیگر را کنار می گذاشتند و دست از جنگ می کشیدند. در طول این ماهای مقدس نباید خونی ریخته می شد. علت تعطیل جنگ و خونریزی به این دلیل بود که می خواستند مکه را برای زائران که برای انجام مراسم می آمدند، به محیطی امن تبدیل کنند. در طول این چند ماه اجازه دزدی یا درست کردن کمینگاه یا انتقام گیری خانوادگی به کسی داده نمی شد.

به محدوده کعبه به طور تحت الفظی حرم گفته می شد. به این دلیل تمام مکه نیز به عنوان حرم مقدس شمرده می شد. بعدها واژه حرم به زنان کاخ که بیش از یک نفر بودند اطلاق شد. حرم به معنی جایگاه خصوصی است که هیچ خاطی حق ورود به آن مکان را ندارد و تنها به زنان اختصاص دارد.

در ماه حج هر زائر همراه خود هدایای را برای تقدیم به خدای خود می آورد و برای خشنودی خدای خود حیوانی را برای او قربانی می کرد.

در هنگام اجرای مراسم ، مریدان ابتدا پیرامون کعبه می گشتند سپس در فاصله بین دو تپه ای که صفا و مروه نامیده می شد و به باور آنها محل زندگی یک خدای مدینه و یک خدای نرینه بود، شروع به دویدن می کردند.

یکی دیگر از مراسمی که در این فستیوال انجام می شد مراسم محرم شدن بود. زائر در این مراسم باید از هتک حرمت کردن ، کفر گویی و آمیزش جنسی خود داری کند زیرا انجام این مراسم در حضور خدایان ممنوع بود.

قبابیل گوناگون عرب در این مراسم شرکت می کردند چون این ماهها تنها زمانی بود که عرب دست از جنگ و ستیزه جویی بر می داشت و حمل سلاح ممنوع بود.

همه این مراسم عهد جاهلیت در اسلام امروزی ادامه یافت. هر ساله میلیونها مسلمان از سرتاسر دنیا در طول ماه ذی الحجه به مکه آمده و مراسمی را انجام می دهند که قرنها پیش از اسلام در عربستان رایج بوده است.

شنبه، تیر ۳۱، ۱۳۹۱

ببخشید, مملکت داری بلد نبودم!




خوبيد؟
اوضاع خوبه ؟
راستي گوشت آلان كيلويي چنده ؟
شنيدم يارانه ميگيريد ؟
آب و برق هم كه مجاني شد !
شنيدم بعد از رفتن من ديگر در ايران كسي دزدي نكرده !
شنيدم ايران زده تو دهن روسها و 10 درصد درياي خزر را گرفته واقعا دمشان گرم‌چه قدرتي...به مقام آدميت هم كه رسيديد!
رئيس جمهور را هم هر 4 سال خودتان انتخاب ميكنيد؟
دلار از 7تومن كمتر شده مگه نه؟
آزادي هاتون هم که تکميل شده؟
شنيدم هيچ گرسنه اي نداريد؟
تابستونا و عيدا هم که ميرين مسافرت خارج؟
مدرسه و دانشگاه هم که کلاً رايگان شده و مهمتر از همه فرار مغز ها هم ندارين؟
ديگه اونقدر قوي شدين که اجازه نميدين کسي بنزين را دهشاهي گرون کنه؟
راستي ارزش پول ملي تون چقدر زياد شده . ميخواهيد سه صفر ازش کم کنيد؟
شنيدم الان ديگه کسي مشروب نميخوره؟ مواد هم مصرف نميکنه؟
ارتش هم که اونقدر قوي شده که نگو. پر از تيمسارهاي دوره ديده و افراد وطن پرسته.
دانشگاه پشت دانشگاه افتتاح ميکنين.
اورانيوم هم غني ميکنين. هواپيمايي هما هم که روزبروز بهتر شده.
دو سه تا امام به 12 امام اضافه کردين؟

اينجا همه سلام ميرسونند و مرتب به من طعنه ميزنند .
ببخشيد من مملكت داري بلد نبودم.
میون قاب خاطره ، یه خاطره اس که با منه 
یه عکسه که از روزهای دور مثل پیرهن تو تنه
یه عکسه از یک مهربون ، یه اسمه از یک همزبون
هرچی دارم ازاون دارم که خاطرش رفته تو خون
یادم میاد وقتی می رفت با اشک پاک حقیقی 
نوشت تو دفتر دلم : فریاد از این نارفیقی
دلم می خواست زنده می شد، بندای پامو وا می کرد
تو های های گریه هام وجودشو رها می کرد
شعر از جناب همایون هوشیار نژاد

شنبه، خرداد ۲۷، ۱۳۹۱

روژه گارودی, اندیشمند فرانسوی چشم از جهان فرو بست




روژه گارودي ، فيلسوف فرانسوي مخالف با هولوكاست در سن 99 سالگي در پاريس درگذشت.
فيلسوف و انديشمند فرانسوي به دليل مخالفت با مساله هولوكاست و ابراز ترديد در صحت واقعه هولوكاست شهرت جهاني داشت. 

وي روز چهارشنبه(هفتم تير) و در سن 99 سالگي در خانه خود در جنوب پاريس درگذشت. 

پدر گارودي فردي لائيك بود؛ وي مادري كاتوليك داشت اما پس از كسب مدارج عالي علمي در سال 1982 در مركز اسلامي ژنو به اسلام روي آورد و از آن پس فعاليت‌هاي خود را در مخالفت با صهيونيسم جهاني و اشغال فلسطين آغاز كرد. 

وي اولين اقدام عملي خود را در مخالفت با اشغال فلسطين با مقاله‌اي تحت عنوان معني خصومت اسراایل بعد از جنايت‌هاي لبنان منتشر كرد و در آن با اشاره به جنايت‌هاي صبرا و شتيلا به مخالفت با مواضع رژيم صهيونيستي در قبال فلسطينيان پرداخت. 

وي در سال 1996 نيز كتابي با عنوان افسانه‌هاي تشكيل دهنده سياست اسراایل، مساله هولوكاست را به چالش كشيد و اعلام كرد كه اين مساله دروغ است و آمار و تعدادي كه يهوديان از قربانيان هولوكاست منتشر مي‌كنند، صحيح نيست و بيشتر تحت تاثير تبليغات رسانه‌اي صهيونيسم است؛ اين مساله باعث واكنش‌هاي شديد در ميان جوامع يهودي و طرفداران صهيونيست‌ها شد. 

گارودي در سال 1998 به دليل نوشتن كتاب مذكور به يك سال زندان محكوم شد.

او که در سال ۱۹۱۳ در شهر مارسی در جنوب فرانسه در خانواده ای کاتولیک به دنیا آمد بعدا در جوانی مذهب پروتستان را اختیار کرد.
روژه گارودی در سالهای جنگ جهانی دوم به نیروهای مقاومت فرانسه پیوست و برای مدتی نزدیک به سه سال در الجزایر که آن زمان مستعمره فرانسه بود، به دلیل عضویت در مقاومت زندانی شد.
او پس از جنگ به حزب کمونیست فرانسه پیوست و به عنوان کاندیدای این حزب به مجلس ملی و سپس مجلس سنای فرانسه راه یافت.
او مدتی پس از حمله نظامیان اتحاد جماهیر شوروی به چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ برای سرکوب 'بهار پراگ' به دلیل انتقادهای تندش از شوروی، در سال ۱۹۷۰ از حزب کمونیست فرانسه اخراج شد.
آنچه باعث خشم حزب کمونیست فرانسه از آقای گارودی شد، این بود که او گفته بود شوروی دیگر یک کشور سوسیالیستی نیست.
گارودی که در طول دوران عضویت در حزب کمونیست یک مسیحی متعهد مانده بود در سال ۱۹۸۲ مسلمان شد. در این دوره از عمرش بوده که به عنوان فیلسوفی صاحب نام گفت بزرگترین افتخارش این است که به رویای دوران جوانی خود وفادار مانده است؛ یعنی به وحدت سه دین یهود، مسیحیت و اسلام.
او در یک دوره طولانی به دلیل کارهای فلسفی و شهامت سیاسی خود در میان رسانه ها و حلقه های روشنفکری فرانسه نفوذ بسیاری داشت.
گارودی در سال ۱۹۸۲ و پیش از مسلمان شدن، به اتفاق یک کشیش مسیحی کاتولیک مذهب و یک کشیش مسیحی پروتستان مقاله ای نوشت که در آن گفته شده بود قتل عامهای لبنان کاملا با منطق درونی صهیونیسم سیاسی مطابقت دارد. او پس از انتشار این مقاله چندین بار تهدید به مرگ شد.
در میان کتب متعدد او که عمدتا در خصوص فلسفه سیاسی و یا مارکسیسم نوشته شده اند، کتاب افسانه های بنیادین سیاسی اسراییلی که در سال ۱۹۹۶ منتشر شد، کتابی بحث برانگیز بوده است.
او به دلیل این که گفته است کشتار گروهی از یهودیان در جنگ جهانی دوم مصداق "نسل کشی" نبوده است مورد حمله گروهی از یهودیان صهیونیست قرار گرفت.
دادگاهی فرانسوی او را در سال ۱۹۹۸ به جرم "انکار کشتار یهودیان" به پرداخت ۱۲۰ هزار فرانک جریمه محکوم کرد. طبق قوانین کیفری فرانسه تشکیک در کشتار تعداد شش میلیون نفر یهودی در جنگ جهانی دوم جرم محسوب می شود.
گارودی در جریان محاکمه خود باز تهدید شد و در یک مورد هم مورد تعرض فیزیکی یک فرد یهودی قرار گرفت.
با این که دولت فرانسه انتشار مجدد کتاب افسانه های بنیادین سیاسی اسراییلی را ممنوع کرد، این کتاب به زبانهای مختلفی ترجمه و منتشر شده است.
کمونیستها، کولی ها و گروههای دیگر اجتماعی در کنار یهودیان در اردوگاههای کار اجباری آلمان نازی در دوره جنگ جهانی دوم زندانی بودند و برخی مورخان تعداد شش میلیون نفر را از نظر آماری زیر سوال برده اند.
محکومیت روژه گارودی در فرانسه چیزی از محبوبیت او در میان کشورهای مسلمان و مورخان "تجدید نظر طلب" در اروپا کم نکرد. رهبران بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله محمد خاتمی در ایران و عبد الحلیم خدام، معاون سابق رییس جمهور سوریه از او به عنوان یکی از بزرگترین فیلسوفان معاصر اروپا نام برده اند.

واپسین سخنان بابک خرمدین سردار بزرگ ایرانی





واپسین گفتار بابک برای زرتشتیان، پیش از آنکه از سوی مسلمانان تکه تکه شود
*
تو ای معتصم[خلیفه مسلمانان و جانشین محمد] خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان [زرتشتیانی که هنوز مسلمان نشده اند] را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای می توانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت[ و تا پورداوودها و صادق هدایت ها نیز ادامه یافت و تا به امروز نیز از سوی جنبش فرزندان زرتشت و کوروش ادامه دارد]

من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب [اسلام؛ ایرانی ها با عرب مشکل ندارند؛ یکی از مهم ترین کتاب های دینی ایرانی به نام دینکرد پنجم برای یک عرب زرتشتی نوشته شده است] انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد

من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند

مازیار [همپیکار زرتشتی بابک] هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند

اما تو ای افشین در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند

مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند [و با مسلمان ها همکاری کند] در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد

و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که پاپک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود.
***
برای دوستانی که می گویند بابک زرتشتی نبوده است: بابک خرم دین به معنی این نیست که بابک دینی به نامی خرّم داشته است؛ چنین چیزی وجود خارجی ندارد؛ دین خرم چیست؟ با کدام خدا؟ کدام کتاب مقدس؟ کدام سنت؟ خیر، چنین چیزی نیست؛ خرّم اصطلاحی است چون مجوس که دین ایرانیان را بدان نسبت می دادند و یا کیش سپید که برای نمونه در دبستان مذاهب بدان اشاره می شود؛ در ادب آن دوره تمامی این صفات یعنی زرتشتی؛ واژه ی خرّم در سرود همازور بیم نیز آورده شده است: به سر گذر چینود پل بزرگ، سبک و خرّم و شاد و آسان مان ویدوارنی، یا دادار اورمزد؛ جشن بهاری ایرانیان نیز جشن خرّم بوده است؛ نوروز، جشن تابستانی است که بعده ها به اول بهار منتقل شد؛ به هر روی، ایرانیان هرگز دین سازی نکردند، و بزرگ ترین پدیده ای که در ایرانشهر پدید آمد، حرکت زروانی بود که این نیز بخشی از دین زرتشت است و هیچ موبد زروان گرایی، که بیشینه ی نویسندگان دینکرد و یا بندهش را تشکیل می دهند، به مخیله اش نیز نمی رسید که خود را غیر زرتشتی و صاحب یک دین دیگر بداند، همانگونه که مزدک نیز، هرگز به عنوان یک دین غیر زرتشتی تلقی نمی شود؛ ایرانیان همه خود را مزدیسن و یا مزدا پرست می دانستند و دین شان را نیز، با عنواینی چون مزدیسن، بهدینی، و یا دین زرتشتی می نامیدند؛

پنجشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۹۱

شاهکار سخنگوی حزب کمونیست کارگری



یکی رو به ده راه نمیدادن سراغ خونه کد خدا رو میگرفت یک مشت فسیل عقب افتاده تو کشورهای غربی زندگی میکنند و از مزایا و حقوق و امکانات کشورهای غربی استفاده میکنند برای ملت نسخه میپیچن من نمیدونم چرا اینا هیچ کدومشون نمیرن ویتنام و کوبا و کره شمالی زندگی بکنند؟؟ متاسفانه این فسیل های عقب افتاده تا ایران مارو نابود نکنند دست بردار نیستند اون از انقلابشون که رهبرشون ختنه کرد شد حجت الاسلام کیانوری اینم از طرفداران عقاید پوسیده و مسخره آنها 


به گفته ی یکی از دوستان " اشکمهر میگه: مگه آدم توی خانواده اش رفراندم میذاره! چرا چپی های ایران با چپ های اروپا و آمریکا فرق دارند و جنسی متفاوتند؟ 
..یادآوری اینکه از طرفی فقط کافیست برای نمونه بالفرض به تفاوت برخی از گروه های مبارز وفعّال سیاسی٬ حتی به چپگرایان غربی و شرقی نظری بیندازیم که چگونه چپگرایان غربی با عقایدی گوناگون در مواقع اعتراضات بحقّ اجتماعی تعصّب به خرج داده و با دیگر هم میهنانشان از هر گروهی همراهی می کنند. ...

شرم آور است، از حزب کمونیست کارگری درخواست جواب داریم مفهوم وطن در نظر شما چیست که خانم مینا احدی خواستار به رفراندوم گذاشتن تجزیه کلی ایران شده؟؟؟!!!

لطفا اشتراک کنید!
واقعا به عنوان یک ایرانی متاسفم!

در کمال ناباوری خانم مینا احدی سخنگوی حزب کمونیست کارگری برای پاسخ گویی به خواست تجزیه طلبان، خواستار به رفراندوم گذاشتن تجزیه کلی ایران شد؟!!!

ویدئو مصاحبه برنامه آقای میبدی و خانم مینا احدی

http://youtu.be/elTut85kqco


سه‌شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۹۱

شاهپور بختیار دشمن ایران بود یا نبود؟





شاپور بختيار در گفتگو با "چارلز داگلاس"، ، خبرنگار روزنامه "تايمز"، فوريه 1980

من قانون اساسي ايران را، با حذف اركان مربوط به سلطنت ترجيح مي دهم. من شاه ايران را، از ايران بيرون كردم تا ارتش از يكپارچگي ساقط گردد و ارتش كشتار نكند. من اين امكان را داشتم كه جلوي آمدن خميني را به ايران بگيرم، نه فقط اينكار را نكردم، بلكه خواستم به ايران بيايد، زيرا مي دانستم كه او پير و فرتوت است، و نمي تواند در سن 65 سالگي، سياست را شروع كند، و انقلاب كند.... من در مدت صدارتم، هر كاري كه جبهه ملي، قشريون، و كمونيستها از من خواستند، به تمام و كمال انجام دادم.... من ركن مربوط به حق نظارت روحانيون بر قوانين را كه كه طبق قانون اساسي1906 تصريح شده، قبول دارم و معتقد هستم كه هيچ قانوني كه مغاير با اسلام باشد نبايد تصويب بشود....قصد من از بيرون كردن شاه، نه موقتي، بلكه براي هميشه بود..... من انتظار داشتم، كه خميني براي اينكار، پادشاه بزرگي بمن بدهد..... يا بابد شاه مي ماند، كه طبيعتا ارتش هم با او بود، و تنها يكراه داشت، كه شاه برود و ريشه اين وابستگي بايد بريده مي شد....

شاپور بختيار، مجله نيوزويك 1982

گروهي از هواداران نظام پادشاهي و در ميانشان چند تن از نزديكان شاه و بويژه نزديكان اشرف پهلوي به من پيشنهاد يك مقام در بازگشت به ايران را دادند، كه من در اينجا اعلام مي كنم، ترجيح مي دهم كه قدرت خميني در ايران باقي بماند؛ تا اين كه اين حرامزاده ها (طرفداران شاه) ايران را نجات دهند....

شاپور بختيار، راديو تهران، بهمن1357

در اين ساعات، كه حضرت آيت الله العظمي امام خميني پس از ساليان دراز وارد خاك كشور مي شوند، دولت (دولت بختيار) ضمن تبريك و تهنيت به كليه مسلمانان ايران، لازم مي داند نكات زير را به اطلاع عموم برساند:ورود آيت الله بايد بر روي يك برنامه صحيح باشد و مسئوليت پليس و عوامل ما براي حفظ جان ايشان در اين زمينه بايد كاملا روشن باشددولت، كليه نظرات و راهنمايي هاي معظم له (خميني) و ساير آيات عظام را مغتنم مي شمارد...من شخصا نيز حاضرم از نصايح ايشان (خميني) از نظرات ايشان، از خواسته هاي ايشان، و آنچه مربوط به سياست مملكت باشد ، با افرادي كه ايشان تعيين مي نمايند، حداكثر استفاده و همكاري را بكنم....

شاپور بختیار، روزنامه السیاسیه ژانویه1982

جزایر سه گانه (تنب بزرگ، تنب کوچک، و ابوموسی) متعلق به ایران نیست، و ایران نباید بر سر آنها، با همسایگان خود کشمکش داشته باشد

شاپور بختیار، پاری ماچ، اکتبر1983

خبرنگار: اگر عراقی ها بخواهند ترمینال نفتی خارک را بمباران کنند، بر سرهواپیماهای سوپر اتاندارد فرانسوی چه پیامدی خواهد داشت؟...بختیار: بهتر بود (ای کاش) عراقی ها به جزیره خارک حمله می کردند و آنجا را بمباران می کردند... عراقی ها با بمباران خارک شاهرگ نفت ایران زیر پای خمینی را خالی می کردند و ایران ازر درآمد 60 ملیون تن نفت در روز محروم می شد ... و جنگ فورا تمام می شد (به شماره ساختگی توجه کنید)



بایسته است بدانید که بختیار دلسوز میهن نبوده است
همه نفرینهای آفرینش به روح و روان سلمان فارسی‌ ننگین بنیانگذار اسلامِ اهریمنی و شاگرد ننگینترش محمد تازی

یکی‌ دیگر از طرفداران سر سخت مصدق خائن

آدم به یک کشوری مانند انگلستان نگاه می‌کند و میبیند که همه تاریخش به هزار سال هم نمیکشد و هر چه دارند همه و همه را از فرهنگ و سیستم پادشاهی ایرانیان گرفته اند و اکنون یکی‌ از پیشرفته‌ترین کشورها و دمکراسی‌های دنیا را دارا میباشند

نخست وزیرش می‌‌آید و میگوید : سیستم پادشاهی انگلستان است که این کشور را پر قدرت و متحد نگاه میدارد

حالا به مثلا روشنفکر‌های ما نگاهی بیندازید: سنجابی ها- فروهر‌ها -بختیار ها- بازرگان‌ها -نوری زاد‌ها و و و چون آنقدر بسیاران بودند و هستند که خودشان در کشورهای با نظام پادشاهی زندگی‌ میکنند و حاضر به مهاجرت به کشورهای دیگر نیستند اما دوست ندارند که سیستم پادشاهی در مثلا میهن خودشان باشد

حالا کوششهای بیچاره پادشاه فقید و رضا شاه بزرگ برای سربلندی میهنشان کجا و مثلا بی‌ خاصیتی ملکه انگلستان کجا

براستی خاک بر سر ما ایرانیان بیخرد