شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

دوشنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۲

ئهو‌ه‌ ڵ ئێرانی دۆوم کوردوکم


اسد چراغی شاعر بزرگ کرد:اول ایرانی ام بعد کرد

اسد چراغی یکی از شاعران و کهنسال و خوش‌ذوق کشورمان است. وی زاده شهرستان سرپل‌ذهاب در استان کرمانشاه می‌باشند. او عضو جمعیت حفظ و احیاء محیط کوهستان (پراو) می‌باشند و در زمینه‌ی شعر کردی کرمانشاهی مهارت و توانائی بالایی داشته و به عنوان شاعری نام آشنا در میان کردها شناخته می شود.

ئه‌و‌ه‌ڵ ئێرانی دۆوم کوردوکم



قه‌وم ته‌وانای هه‌زار بلووکم
من شاعر کورد، کوردی زوانم
رووڵه‌ی ره‌ئووف خاک ئیرانم
ئاریائی نژاد، مه‌رزه نشینم
مه‌رزه‌بان خاک ئیران زه‌مینم
‌‌سه‌رتاسه‌ر ئیران نیشتمانمه
زات بی‌زه‌واڵ حه‌ق میهمانمه
وه‌ته‌ن په‌ره‌ستیگ خاوه‌ن یه‌قینم
نژاد کاوه‌ی ئیران زه‌مینم
ماد کورده‌وار نژاد پاکم
پووک بی ئامان سه‌رف زۆحاکم
تاریخ شاهده، سه‌رفه‌رازییم
خه‌ده‌نگ خویری تورک و تازییم
سازش ناپه‌زیر ده‌ست ئستعمارم
دۆشمن شکه‌نم مه‌رد په‌یکارم
نه‌ته‌وه‌ی ئاره‌ش خاوه‌ن که‌مانم
ئه‌ڕای وه‌ته‌نم فره گمانم
هه‌ر سفره‌ی ره‌نگین من میز‌بانم
جفتیار، باخه‌وان، ئیڵم، شوانم
ژیانم مه‌دیون ده‌ستره‌نج خوه‌مه
دی وابه‌سته نیم خاترم جه‌مه
نموونه‌ی فه‌توای شاه مه‌ردانم
جوور شیرداڵگ حه‌ڵاڵه نانم
کورد کشاوه‌رز خوه‌د بویچگ مه‌زان
گۆڵ گه‌نمد ئارمه له جه‌هان
یا خۆدا وه‌ته‌نم دایمه ئازاد بوو
له‌ ناو جه‌هان سه‌ربه‌رز و شاد بوو

برگردان پارسی:

اول ایرانی، دوم کردم
قوم توانای هزار تیره‌ام
من شاعر کرد، کردی زبانم
فرزند رئوف خاک ایرانم
آریایی نژاد و مرزنشینم
مرزبان خاک ایران زمینم
سراسر ایران وطن من است
ذات بی‌زوال حق، مهمان من است
وطن‌پرستی صاحب اعتقاد و باورم
نژاد کاوه‌ی ایران زمینم
ماد کرد از نژاد پاکم
پتکی هستم که بر سر ضحاک فرود آمد
تاریخ شاهد سرافرازی من است
تیرخدنگم بر چشم ترک و تازی
سازش‌ناپذیر دست استعمارم
دشمن شکنم، مرد پیکارم
ملت آرش صاحب کمانم(آرش کمانگیر)
برای وطنم خیلی در فکرم
هر سفره‌ی رنگین را من میزبانی می‌کنم
کشاورز، باغبان، ایلم، شبانم
زندگیم مدیون دسترنج خودم است
دیگر وابسته نیستم، خاطرم جمع است
نمونه‌ی فتوای شاه مردانم
مانند شیر مادر نانم حلال است
کرد کشاورز خودت را کوچک ندان
گل گندمت نمونه‌ است در جهان
خدایا وطنم همیشه آزاد باشد
در جهان سربلند و شاد باشد

یکشنبه، دی ۰۸، ۱۳۹۲

جمهوری, جرثومه فساد خاورمیانه




جمهورى در كشورهاى اسلامى خاورميانه جز فساد و تجزيه نتيجه اى ندارد :

نگاهى بى طرفانه به جمهوريهاى پيرامون ايران مى اندازیم . بجز فساد و تجزيه نمي‌بينم . از جمهورى جعلى آذربايجان شروع ميكنم ، الهام على‌اف سال گذشته به عنوان فاسدترين سياستمدار جهان شناخته شد . گند كار جمهورى تركيه هم كه هر چند سال يكبار در مى آيد . ديديم كه گند فساد مالى اردوغان با خامنه اى چجور درآمد
سخنى از عراق نگوييد كه عصبانى ميشوم ، عراق با اين نظام فدرال رسما تجزيه شده . جمهورى سوريه بدون شرح! افغانستان و كرزى هم كه از فاسد ترين اقتصادهاى جهان است و به تاجيكها اجحاف ميشود . اين هم از جمهورى پاكستان كه لازم به توضيح نيست كه همه بهتر از ما ميدانند پاكستان هم مانند افغانستان غرق در فساد و تباهی است.

و اما اگر از شما هموندان گرامى سندى از فساد اقتصادى در زمان رضاشاه بزرگ يا فساد مالى از زمان پادشاه فقيد ايران داريد ارائه دهيد .

چهارشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۲

برای تقویت روح و ذهن چه کنیم؟

عده کمی میتوانند به قدرت درونی خویش راه پیدا کرده و از آن استفاده نمایند.این قدرت ناشناخته و نهان در وجود برخی بیشتر بوده و در وجود برخی پنهان گشته است
با کمی تمرین میتوانید قدرت ذهن و روح خویش را بیشتر نمایید.سعی کنید چنین تمرین هایی را گاهی اوقات انجام دهید
مراقبه کنید.مراقبه یعنی تمرکز کردن.خود مراقبه باعث تشدید قدرت نمیشود بلکه آنرا متمرکز میسازد و آرامش درون را تجربه خواهید کرد.بهترین زمانها برای مراقبه قبل از خواب و بعد از خواب می باشد
قبل از خواب به موضوعی و یا شخصی فکر نمایید.سعی کنید آن اتفاقی را که منتظرش هستید را در ذهن خویش بازسازی کرده و تصور نمایید.بهترین جادوگران آنهایی هستند که تخیلات قوی دارند.هنگامی که در رختخواب هستید و چشمان خویش را بسته اید به تاریکی پلک هایتان متمرکز شوید.سعی کنید لباس بسیار راحتی را در هنگام خواب بپوشید و نور اتاق بسیار بسیار کم باشد و بهتر است که تاریک باشد
افرادی که به پیشرفت های روحی و ذهنی رسیده اند میتوانند با خواب نیز برخی مسائل مربوط به خویش و دیگران را تغییر دهید.اینکار نیاز به تمرین بسیار دارد
شما باید بتوانید کنترل روح خویش در هنگام خواب دیدن را در اختیار داشته باشید.جدا شدن روح از کالبد جسم و پرواز در دنیای واقعی که به عنوان آسترال اینجکشن شناخته میشود یک تجربه بسیار شگفت انگیز است.در این باره بعدا بیشتر توضیح خواهم داد
برخی مواد توهم زا چون ماری جوآنا حشیش و دیگر مواد مخدر توهم زا میتوانند قدرت روحی را تشدید نمایند اما به خاطر ایجاد اعتیاد هرگز توصیه نمیشود
به یاد داشته باشید زمانیکه جسم خود را ضعیف کنید روح شما قوی تر میشود.اینکار را میتوانید با دو یا سه روز غذا نخوردن و یا آب نخوردن انجام دهید.کافی ست بدن خویش را دچار شوک نمایید تا قدرت روح خویش را بالاتر ببرید
شما میتوانید اراده خویش را از طریق نگاه کردن به چشم افراد وارد ذهن دیگران نمایید.اینکار در مراحل پیشرفته قدرت روحی قابل اجراست.به فرض شما میخواهید بروی کسی نفوذ کنید و یا حرفی را میخواهید بر شخصی بقبولانید و یا دستوری را به وی بدهید اینکار را با نفوذ بر ذهن وی انجام دهید.به چشمانش نگاه کرده و ارده خویش را به شکل دستوری از طریق ذهن و چشمان خویش به ذهن طرف وارد نمایید
بستگی به ضعف روحی شخص و قدرت روحی شما میتوانید موفق باشید و یا نباشید
اگر شخص فردی بی اراده و دارای روح ضعیفی باشد میتوانید کاما بر وی غلبه پیدا نمایید
یادتان باشد هیچ جادویی و یا هیچ جادوی سیاهی بروی فردی که تحت حفاظت لوسیفر است تاثیر گذار نیست.همه موارد بالا بخش هایی از فن جادوگری ست که آموزش داده میشود
تجربه شخصی من اثبات کرده وردها و یا شعرهایی که به شکل نظم درآمده باشند قدرت بسیار بالایی دارند.به همین سبب شعرا در طول تاریخ مورد غضب حکومت های خودکامه بوده اند زیرا شعر شعرا اگر هدفمند باشد دارای قدرت است
اگر ادبیات قوی دارید شعر بسرایید و آرزو و خواسته هایتان را به صورت نظم شعر درآورید.حتی از شعر برای نابودی و یا ایجاد مشکلات و یا دردسر برای دشمنان خویش استفاده نمایید
استفاده از قدرت های طبیعی نیز یکی دیگر از موارد تقویت قدرت روحی ست.جنگل ها دشت ها و کوه ها بهترین مکان ها برای تقویت روح است.پناه بردن به دامن طبیعت و مادر طبیعت باعث تغییر در روح و روان شما میشود.سعی کنید مکانی خلوت و مناسب برای خویش یافته و به آنجا در هنگام مشکلات پناه ببرید
یک درخت که فکر میکنید میتوانید با وی سخن گفته و تقاضای کمک نمایید میتواند یک نمونه برای ارتباط با مادر طبیعت باشد.یادتان باشد باید به طبیعت و زمین احترام گذاشته و از آسیب زدن به طبیعت و حیوانات خودداری کنید.هر نوع آسیبی باعث ایجاد کارما و جادوی سیاه در زندگی خود شما خواهد شد.نفرین مادرطبیعت را جدی بگیرید و صاحب زمین را لوسیفر بدانید و سعی در نگهداری و حفظ طبیعت کنید
بازسازی اتفاقی که منتظرش هستیم

 

جمعه، آذر ۱۵، ۱۳۹۲

ماندلا مرد




ماندلا در گذشت!! اهل کجا بود؟! چند روز پیش هم سالگرد درگذشت خَیّام نیشابوری بود!! خَیّام نیشابوری اهل کجاست؟! خیلی از ایرانیانی که برای درگذشت ماندلا سینه زنی میکنن حتی تاریخ درگذشت اسطوره های ایران را نمیدانند!! . ماندلا شاید برای ملت آفریقا جنوبی آدم خوبی بود! ولی سفرش به ایران به چه دلیلی بوده؟! قطعاً به همان دلیلی بوده که یاسر عرفات را هم وادار به سفر به سمت ایران کرده بود!! ملتی بیگانه پرست چه از اینطرف بام و چه از آن طرف بام؛ محکوم به تکرار اشتباه است.

به یزدان که گرماخرد داشتیم / کجا این سرانجام بد داشتیم

رئیس جمهور آفریقای جنوبی پیتر ویلم بوتا در تاریخ ۳۱ ژانویه ۱۹۸۵ به نلسون ماندلا پیشنهاد آزادی از زندان را داد، به شرط اینکه ماندلا استفاده از خشونت برای رسیدن به اهداف سیاسی را بدون قید و شرط ترک کند. ماندلا البته این پیشنهاد را رّد کرد...

ماندلا، نماینده لژ «گراند دایموند» از افریقای سیاه، که از سالهای 1994 تا 1999 رییس جمهور این کشور بود
او پیشتر به جرم 127 فقره جنایت، آشوب، کشتار، خرابکاری، دزدی، قتل، آدم ربایی، و بمب گزاری در مرکز قطار ژوهانسبورک دستگیر و به 27 سال زندان مجکوم شده بود، که با وساطت مادرش «مارگارت تاچر» آزاد، و پس از گذراندن دوره های آموزشی ویژه فراماسیونی، به عنوان رهبر آشتی ملی افریقای سیاه در بوق و شیپور دمیده شد...
او، عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست آفریقای جنوبی، و بنیانگذار سازمان شورشی «سیزوه» در آفریقاست که همین سازمان در سال 1960 از سوی کنگره ایلات متحده آمریکا، به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شده و مورد تحریم و تعقیب قرار گرفته بود...
حالا شما پرتقال فروش را پیدا کرده و دریابید که این مقتدای عظیم الاشان استادی شان در چه رشته هایی است که وی نابخردانه وی را «منبع الهام» و «قهرمان افسانه ای» تاریخ جهان بشری خوانده است...

راستی همین سال گذشته بود که 45 نفر از کارگران معدن در آفریقای جنوبی بدست پلیس کشته شد و هیچ اتفاق حقوق بشری هم نیفتاد.پس این آقای ماندلا چه هنری داشته و چه کرده است؟

ماندلا همان کسی بود در فردای سقوط رژیم شاهنشاهی، و آغاز دوره ویرانی 1400 ساله دیگر ایران به دست تازیان و دستور کلیمیان و فراماسیون جهود، در حالی که نیشش تا بناگوش باز بود؛ فرموده بود: {خبر سقوط محمد رضا شاه و پیروزی انقلاب اسلامی، مسرت بخش ترین خبری بود که در همه زندگی ام شنیده ام...} 

و در همه 35 سالی که رژیم انیرانی و قصاب جمهوری اسلامی بر سر کار بوده است، بارها همین مردک زنگی فرومایه، با چشم بستن بر آن همه جنایت و ددمنشی و اهریمن خویی حاکمان خونریز، با آنها دیدار و مراوده داشته، و پیامهای ریز و درشت در سترگی های انقلاب شکوهمند ضد استعماری آنان داده بود..... 

این پرسوناژ (نلسون ماندلا) را یهودیان ساختند و پرداختند و او را تا روزی که جان در بدن داشت مانند خرسی در خیابانهای این دهکده جهانی‌‌ای که برای خودشان ساخته اند خواهند رقصانید. امروز هر فرد بیسوادی نام این سیاه پوست را شنیده است، اما کمتر کسی‌ از گذشته او آگاه است و میداند که او با کارهای تروریستی خود در قتل چندین شهروند آفریقای جنوبی سهیم بوده است.

رسانه‌‌های یهودی دروغ میپراکنند و مردم بیچاره هم آنچه که روزانه در گوششان تکرار میشود را ناگزیر باور میکنند. نابود کردن نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی از آغاز تا پایان توطئه‌ای یهودی بود و هدفش نه خود آفریقای جنوبی بلکه در حقیقت سیستم و طرز فکر آپارتاید بود. سیستمی‌ که به هیچ وجه با برنامه‌های آنها همخوانی نداشت. آپارتاید باید میمرد تا یهود به کار خود ادامه دهد. همانطور که آلمان و ایران باید میمردند تا یهود کار خود را ادامه دهد. حقیقت اما این است که اندیشه آپارتاید هرگز محو نخواهد شد، همانطور که ایران و آلمان نیز هرگز نخواهند مرد..

دوشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۹۲

زاد روز فرود فولادوند



زادروز استاد گرامیم فرود فولادوند را به دوستاران، هواداران و خانواده ایشان شادباش میگویم .
شش سال از ناپدید شدن فرود فرلادوند می گذرد. شش سال است که او به همراه ۲ تن از یاران انجمن پادشاهی ایران در ترکیه بدست رژیم جمهوری ددمنش اسلامی ربوده و بداخل کشور برده شدند . فرود فولادوند برایمان همچون استاد و پدری مهربان بود. او ما را از برزخ شک و تردید نجات داد و شمعی جلوی راهمان افروخت که هیچگاه راهمان را گم نخواهیم کرد. راه ایران، راه نیاکان، راه زرتشت و کوروش و فردوسی....
آری، شمعی که او در تاریکی هزاره ما افروخت، چنان روشنگر بود که ما را از خواب غفلت "بحران هویت" بیدار کرد و آن بیدادی را که در این 1400 سال اخیر بر پیکره ایران عزیزمان رفته بود را به ما نشان داد. همان تاریخی که با همت قدرتهای جهانی و با خرج شدن منابع ملی این مرز و بوم بر علیه فرهنگ ملی خودش، توسط مثلث "روحانیون، دولتمردان و سرمایه داران" تلاش شده بود تا درپشت غبارهایی از موهومات مدفون شود و زنگاری از اندیشه های خرافی بر آن بنشیند، و در یک کلام، تاریخ را دگرگونه به فرزندان این مرز و بوم نشان دهند.
آری، او با دانش سرشار خود و مهری که در دل به این فرهنگ آبا و اجدادی داشت، آغاز به پژوهش کرد. عمر خود را صرف زنگار زدایی از تاریخ به عمد پنهان شده میهن اهورایی مان کرد و شمعی افروخت که آفاق را بسوخت و آتش بر جان همه میهن پرستان زد. آتش عشق به میهن که مانند ققنوسی دوباره از خاکستر خود پدید آمد. او آمد تا ایران بماند. او آمد تا نگذارد دستهای پشت پرده هویت ملی ما را مصادره کنند و فرهنگ دروغین تازی را بر ما چیره گردانند. او فرزندی از تبار فیروز نهاوندی و بهزاد همدانی و بهمن جاذویه و... بود، او فرزند ایران زمین، جگر سوخته از ویرانی میهن بود...
آری، او سوشیانت هزاره ما بود. همانگونه که ایرانبان فردوسی بزرگ سوشیانت هزاره پیشین بود و عمر خود را فدا کرد تا ایرانی زبانش را که بخشی از هویت ملی اوست، از دست ندهد، ایرانبان فرود فولادوند نیز سوشیانت هزاره ما بود و عمر خود را فدا کرد تا ایرانی تاریخ پدریش را که بخشی از هویت ملی اوست فراموش نکند.
اکنون او در میان ما نیست و ما از دانش بیکرانش محرومیم. دستهای انیرانی او را از ما گرفت. آنها که در طول این هزاره ها سر ستیز با این فرهنگ غنی و مهر آریایی داشته و دارند، او را از ما گرفتند. چه کسی پاسخگوی میهن پرستان است؟ او یک تن نبود، او یک تاریخ بود، ... چه کسی پاسخگوی ماست؟ در این شش سال، هیچکس پاسخگوی این جنایت نبوده، ولی ما با آن جنایتکاران می گوییم، که استاد زنده است و تا ابد زنده خواهد ماند، زیرا که اندیشه او زنده است، زیرا که ایران زنده است و تا ابد زنده خواهد ماند. در درازنای تاریخ، هر بار دلاورانی از ایران زمین برمیخیزند و مانند پروانه با عشق گرد آتش شمع می گردند و پر و بال میسوزانند تا ایران زنده بماند.
همانگونه که ایرانبان فردوسی می فرماید:
بر آوردم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند
ایرانبان فرود فولادوند نیز کاخی از دانش و روشنگری ساخت که هرگز با تلاش دشمنان ایران زمین از میان نخواهد رفت.
ایران نخواهد مرد، تا ایرانبانان زنده اند.
پاینده ایران
رزیتا
سخنگوی انجمن پادشاهی ایران

یکشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۹۲

پیروزی مذاکرات ژنو, مردم ایران را تحقیر کرد






آنقدر جام زهر ارثیه خمینی را <<سید علی گدا>> دیر بالا کشید تا این <<کاپیتولاسیون>> در ژنو و نه در ترکمانچای بر ایران تحمیل شد.
این متن که در پایین آمده، بخشی از توافق نامه ایست که <<جواد ظریف>> آنرا پیروزی ملت ایران نامید.!!!
فتحعلیشاه هم توسط عباس میرزا، یک چنین پیروزی ای برای ایران آفرید.
هیچ ملتی و مردمی دردنیا به اندازه ملت و مردم ایران، برای این حکومت ننگین جمهوری اسلامی بیگانه تر نیست. همه دنیا از کارهای اینان میتوانند با خبر باشند، اما ملت ایران چون بیگانه است، به ضرب چماق نباید از هیچ موضوعی سر در آورد.
این مهم نیست که امروز جلوی جفتک اندازی جمهوری سیاه را میگیرند.
مهم اینست که اینها قراردادی را از طرف ملت ایران به امضاء رسانیدند که تا دنیا دنیاست، ملت ایران ، آنرا باید تحمل کند و قدمی نتواند به جلو بگذارد. در چشم انداز آینده ایران هم که ابرمردی چون <<<<<<رضا شاه بزرگ>>>>> دیده نمیشود تا این قرارداد <<کاپیتولاسیون>> را در آتش بیاندازد و لغو کند و شخصیت ملت ایران را به خود باز گرداند.
 *******************************

توقف پیشرفت برنامه ایران و عقب نشاندن بخش‌های کلیدی

تعهد ایران به توقف غنی سازی بالای ۵ درصد:‌

-توقف هرگونه غنی سازی اورانیوم بالای ۵ درصد و برچیدن تجهیزات غنی سازی تا این درصد خاص.

تعهد ایران به خنثی سازی ذخیره اورانیوم ۲۰ درصدی:‌

-ایران باید در فاز اول، ذخیره اورانیوم ۲۰ درصدی خود را تا زیر ۵ درصد رقیق سازد و یا آن را به شکلی درآورد که برای غنی سازی بیشتر مناسب نباشد.

تعهد ایران به توقف پیشرفت در زمینه ظرفیت غنی سازی:‌

-ایران نباید هیچ گونه سانتریفیوژ جدیدی از هیچ نوعی را نصب کند.

-ایران نمی‌تواند هیچ گونه سانریفیوژی از نسل جدید را برای غنی سازی اورانیوم نصب یا استفاده کند.

-ایران باید حدود نیمی از سانتریفیوژهای نصب شده در نطنز و سه چهارم سانتریفیوژهای نصب شده در فردو را بدون فعالیت بگذارد تا به این ترتیب این تجهیزات نتوانند در غنی سازی به کار روند.

-تولید سانتریفیوژ محدود به جایگزین‌سازی تجهیزات آسیب‌دیده شود تا به این ترتیب ایران نتواند از فرصت شش ماهه برای ساخت و انبار کردن تجهیزات سانتریفیوژ استفاده کند.

-ایران نباید تاسیسات غنی سازی جدید احداث کند.

تعهد ایران به توقف پیشرفت در زمینه افزایش ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصدی:‌

-ایران تعهد می‌دهد تا ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصدی خود را افزایش ندهد، به این ترتیب در پایان دوره شش ماهه مقدار ذخیره اورانیوم ۳.۵ درصدی نسبت به اول دوره بیشتر نخواهد بود، و هر گونه اورانیوم ۳.۵ درصدی جدید به اکسید تبدیل خواهد شد.

تعهد ایران به توقف پیشرفت فعالیت‌ها در اراک و در بخش پلوتونیوم. ایران متعهد است تا:‌

-راکتور اراک را از فعالیت خارج کند.

-به راکتور اراک سوخت‌رسانی نکند.

-تولید سوخت برای راکتور اراک را متوقف کند.

-هیچ‌گونه آزمایش مضاعف سوخت برای راکتور اراک انجام ندهد.

-هیچ‌گونه قطعات اضافی تجهیزاتی را در اراک نصب نکند.

-هیچ‌گونه سوخت و آب سنگین را به محوطه راکتور منتقل نکند.

-هیچ‌گونه تاسیساتی که قادر به بازفرآوری باشد احداث نکند. بدون بازفرآوری، ایران نمی‌تواند پلوتونیوم را از سوخت مصرف شده جدا سازد.

شفافیت کامل و نظارت سرزده از برنامه هسته‌ای ایران

ایران متعهد می‌شود تا:‌

-به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه بازرسی روزانه تاسیسات نطنز و فردو بدهد. این دسترسی روزانه به بازرسان مجوز می‌دهد تصاویر ضبط شده در دوربین‌های مداربسته را مرور کنند تا کار نظارت ‌جامع و همه‌جانبه باشد. چنین اجازه‌ای امکان شفافیت بیشتر در کار غنی‌سازی در این تاسیسات را فراهم می‌سازد و زمان لازم برای حذف هرگونه عدم تعهد از جانب ایران را کوتاه می‌کند.

-به آژانس امکان دسترسی به تجهیزات مونتاژ سانتریفیوژ را بدهد.

-به آژانس امکان دسترسی به محل تولید قطعات دورانی و تجهیزات انبارشده سانتریفیوژ را بدهد.

-به آژانس امکان دسترسی به معادن و استخراج اورانیوم را بدهد.

-‌اطلاعات طراحی راکتور اراک را ارائه دهد. این امر دیدگاه انتقادی به راکتور اراک را فراهم می‌آورد که قبلا میسر نبود.

-امکان بازرسی‌های مکرر از راکتور اراک را فراهم آورد.

-اطلاعات و داده‌های کلیدی مورد درخواست در پروتکل الحاقی توافقنامه پادمانی آژانس و کد اصلاح شده ۳.۱ را ارائه دهد.

مکانیزم راستی‌آزمایی

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای اجرای بسیاری از راستی‌آزمایی‌ها فراخوانده خواهد شد تا به شکل همزمان با بازرسی‌های دائم در ایران پیش برود. به‌علاوه، کشورهای ۵+۱ و ایران متعهد به تاسیس یک کمیسیون مشترک برای کار با آژانس برای نظارت بر اجرای و رسیدگی به مسائلی هستند که ممکن است پیش بیاید. کمیسیون مشترک همچنین با آژانس کار می‌کند تا تفاهم‌نامه‌ای از نگرانی‌های قبلی و فعلی را با توجه به برنامه هسته‌ای ایران، تهیه کند، از جمله درباره بعد احتمالی نظامی برنامه اتمی ایران و همچنین فعالیت‌های ایران در پارچین تحقیق کند.

امتیازهای محدود، موقتی، و قابل بازگشت به ایران

در ازای گام‌های بالا از سوی ایران، گروه ۵+۱ امتیازهایی محدود، موقتی و قابل بازگشت را به ایران می‌دهد و همزمان بخش گسترده‌ای از تحریم‌ها، از جمله بر نفت، مروادات مالی، تحریم‌های بانکی مانند سابق باقی می‌مانند. اگر ایران از انجام تعهداتش برنیاید، امتیازها را لغو می‌کنیم. گروه ۵+۱ بویژه متعهد است تا:‌

-اگر ایران تحت این توافق و در چارچوب نظام سیاسی خود از تعهداتش پیروی کند، برای مدت شش ماه تحریم‌های جدید مرتبط با برنامه‌ اتمی را تحمیل نکند.

-برخی تحریم‌های اعمال شده بر طلا و فلزات قیمتی، بخش صنعت اتومبیل ایران، و همچنین صادرات پتروشیمی ایران را به حالت تعلیق درآورد. به این ترتیب در واقع حدود ۱ و نیم میلیارد دلار عایدات نصیب ایران می‌کند.

-مجوز بازرسی‌ها و تعمیرات مرتبط با ایمنی در داخل ایران را برای خطوط هوایی خاص ایرانی صادر کند.

-خرید نفت ایران را در حد فعلی نگاه دارد که در واقع ۶۰ درصد کمتر از دو سال پیش است. ۴.۲ میلیارد دلار حاصل از این فروش به شکل اقساط به ایران منتقل می‌شود به شرطی که ایران به تعهداتش عمل کند.

-۴۰۰ میلیون دلار از سرمایه‌های دولتی ایران را مستقیما به موسسات آموزشی شناخته‌شده در کشورهای ثالث منتقل کند تا هزینه تحصیل دانشجویان ایرانی پرداخت شود.


از این نشست چند درس را یاد گرفتیم:
1.معنی نرمش قهرمانه

2.امریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه
و اینکه که مردم ساده لوح ما مصدق دیگری را رو نمایی میکنند
این سومین جام زهری هست که در طول 35 سال عمر جمهوری سرکشیده میشود
مفاد توافق تحمیلی رو خوندم خیلی افتضاح بود
اگر شاه بود فکر میکنید چیکار میکرد؟

دوشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۹۲

چیدمان تصویری بخشی از مصاحبه اشپیگل با شاه



شیوه چیدمان تصویری و انتخاب تصاویر افزوده بر متن گفتگوی محمدرضا پهلوی با اشپیگل دارای بار رسانه‌ای خاص خود می‌باشد.
این دو صفحه بخشی از مصاحبه شاه ایران با هفته نامه اشپیگل می‌باشد. مصاحبه‌ای که در سال ۱۹۷۴ میلادی و در پی بحران نفتی آن دوران انجام و منتشر شده است. این دو صفحه با عکس‌هایی از محمد رضا شاه پهلوی و کشور ایران مصور گردیده‌اند. در قسمت بالا تصویری از محمد رضا پهلوی هنگام ادای نماز و در حال سجده قرار داده شده است. تصویر مقابل آن ملک فیصل، حکمران وقت عربستان سعودی را در حال انجام عبادت نشان می‌دهد.


از لحاظ بعد و بررسی رسانه‌ای سمت و جهت این تصاویر که به صورتی روی در روی می‌باشند، یکی در حالت سجده و دیگری در حالت نشسته، دارای یک بار نهفته پیام‌رسانی می‌باشد. شاید زیرنویس کنایه‌آمیز این تصاویر مطلب را روشن‌تر سازد: «فیصل مسلمان، محمد رضا پهلویِ مسلمان هنگام عبادت: ما آریایی هستیم و شما آلمانی‌ها هم آریایی هستید.» عبارت استفاده شده در این زیرنویس برگرفته از سخنان شاه ایران طی این مصاحبه می‌باشد. اما شیوه به‌کارگیری از آن و پیوند با تصاویر است که کنایه و طعنۀ خاص خود را به همراه دارد.

در قسمت پایین دو تصویر دیگر از تانک‌های مرکز زرهی و سوار ارتش ایران در کنار دهقانان ایرانی قرار داده شده‌اند. در این چیدمان تصویری جهت و سمت تانک‌های ارتش ایران به سوی تصویر دهقانان می‌باشد. اصولاً در کنار یکدیگر چیدن این دو عکس خود پرسش برانگیز و البته دارای پیام رسانه‌ای ویژۀ خویش می‌باشد. برای تکمیل این ابزار پیام‌رسانی زیرنویسی نیز به آن افزوده گشته که شامل این عبارت می‌باشد: «دهقانان ایرانی، تانک‌های ایرانی: من به هیچ کس نبایستی وابسته باشم.» فراز استفاده شده در این زیرنویس نیز برگرفته از سخنان شاه ایران طی این مصاحبه می‌باشد. انتخاب چنین تصاویری شاید تا حدودی سعی در مطرح کردن تضادهای موجود در ایران و به رخ کشیدن آن‌ها را داشته باشد.


 ترکیب این تصاویر با زیرنویس‌های طعنه‌آمیز نیز جلوه‌ای دیگر از این ترفند رسانه‌ای منتقدانه، اما از نوع منفی آن، در بازتاب سخنان و نظرات می‌باشد. بازتاب پویا و بی‌طرفانه در کنار عکس دهقانانی که با ابزاری ساده به کشت و کار مشغول هستند، تصویری از کشاورزانی که با تراکتور به این کار می‌پردازند، قرار می‌دهد. در نیمه نخست دهۀ پنجاه خورشیدی کشاورزی مکانیزه در قالب برنامه‌های «کشت و صنعت» گام‌های نخستین خود را برمی‌داشت. یکی از نمونه‌های توانا و موفق در این زمینه شرکت کشت و صنعت «یک و یک» در دشت مرغاب (استان فارس – مرودشت، تخت جمشید) است که برای بسیاری از ایرانیان در آن دوران نامی آشنا و گویای کیفیتی ممتاز بود.( با سپاس فراوان از هزار واژه)

یکشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۲

گفتگوی اشپیگل با شاه ایران بخش ششم و پایانی


بخش پایانی گفتگوی هفته‌نامۀ اشپیگل با شاه ایران به نکاتی می‌پردازد که اصول بنیانی جامعۀ غرب را تشکیل می‌دهند. در رأس همۀ آن‌ها مردم سالاری غربی و آزادی موجود در آن جوامع است که بحث را شکل می‌دهد. شاه ایران ضمن اشاره به این جوانب، دیگر معیارهای جوامع غربی را نیز به زیر سؤال می‌برد. بخش دیگر این گفتگو به ضرر و زیان وارده بر ایران توسط غرب اختصاص دارد. شاه ایران با برشمردن نمونه‌های تورم اعمال شده بر ایران از مطرح نشدن آن‌ها توسط رسانه‌های غربی انتقاد می‌کند و صریحاً تداوم توسعه رفاه کشورهای صنعتی از طریق چپاول نفت ارزان قیمت را منتفی و خاتمه یافته می‌داند. محمد رضا پهلوی از به راه اندازی رآکتورهای هسته‌ای ایران و تلاش برای بهره گیری از انرژی خورشیدی سخن می‌گوید. و سرانجام شاه ایران بر این نکته صحه می‌گذارد که ایران هر چه زودتر خود به خریدار نفت خام تبدیل خواهد شد.

پیش‌درآمد مندرج در فهرست مطالب هفته‌نامۀ اشپیگل پیرامون نکات برجسته در مصاحبه با شاه ایران - دوران بحران نفتی دهۀ هفتاد میلادی.
اشپیگل: اعراب همیشه ادعا می‌کنند که قادر به ردیابی و یافتن مقصد نهایی نفتی را که فروخته‌اند، هستند.
شاه: ما شنیده‌ایم که محمولۀ تانکرهای نفتی در پهنۀ دریاهای آزاد سه بار خریده و فروخته شده‌اند و کشتی‌ها مسیر خودشان را تغییر داده‌اند. چه کسی می‌خواهد بداند که آن‌ها سرانجام کجا پهلو می‌گیرند؟

اشپیگل: با این اوصاف اعراب ادعا می‌کنند که آن‌ها دارای سیستمی هستند که بندر و مقصد نهایی را قابل تشخیص می‌سازد.
شاه: آیا آن‌ها دارای یک سیستم تجسس، ردیابی و نظارت ماهواره‌ای هستند؟ این واقعاً دشوار است که کنترل به صورتی دقیق انجام شود. اما شما همیشه از این سوی قضیه صحبت می‌کنید. شما همیشه از بالا بردن میزان قیمت نفت توسط ما صحبت می‌کنید. شما هیچ‌گاه از بالا بردن بهای کالاها و اجناس خودتان ذکری به میان نمی‌آورید. آیا می‌دانید که ما چه بهایی برای فرآورده‌های پتروشیمی می‌پردازیم؟ شما هرگز علاقه‌ای به این مسئله نشان نداده‌اید. چقدر از بهر ما به ثروت خودتان اضافه می‌کنید؟ آیا می‌دانید که ما برای شکر چه قیمتی را می‌پردازیم؟ این برای شما جالب نیست. برای سیمان؟ این هم برای شما جالب نیست. برای برخی از فرآورده‌های پتروشیمی قیمت‌ها پنج برابر شده‌اند، در برخی موارد حتی سی برابر.

اشپیگل: اما شما حالا دیگر نفتتان را می‌فروشید. نفتی که هزینۀ تولید هر بشکۀ آن ۱۰ تا ۲۰ سنت است را با بهای هفت دلار و یا بیشتر می‌فروشید. ● من امیدوارم که شما مرا جدی بگیرید. من رآکتورهای هسته‌ای خود را به راه می‌اندازم، من آماده هستم در امور تحقیقاتی پیرامون بهره‌گیری از انرژی خورشیدی با هر کسی همکاری داشته باشم؛ و من خرید نفت خام را آغاز خواهم کرد. این سود و بهره‌ای نامتعارف در مقایسه با آنچه که در کشورهای غربی معمول است، می‌باشد.
شاه: اما شما می‌دانید که این ذخائر طی سی سال آینده رو به پایان می‌گذارند. اگر ما روند امروز را دنبال کنیم، پس از گذشت سی سال ما بایستی چه کنیم؟ ما مراکز هسته‌ای خودمان را بزودی زود به راه خواهیم انداخت، به همان زودی که شما نیز به دنبال انجام آن هستید. من اگر می‌توانستم همین فردا نفت می‌خریدم.
اشپیگل: جدی؟
شاه: من امیدوارم که شما مرا جدی بگیرید. من رآکتورهای هسته‌ای خود را به راه می‌اندازم، من آماده هستم در امور تحقیقاتی پیرامون بهره‌گیری از انرژی خورشیدی با هر کسی همکاری داشته باشم؛ و من خرید نفت خام را آغاز خواهم کرد. اما از سوی دیگر در مقاله‌ها و نوشته‌هایتان این پرسش‌ها را هیچ‌گاه مطرح نمی‌کنید، فقط اینکه بهای نفت افزایش یافته است. برای چه و به چه دلیل؟ من دلیل آن‌را به شما می‌گویم. هیچ‌گاه این پرسش از سوی شما مطرح نشده که چرا شما خودتان بر نفت خام این همه مالیات می‌بندید. برای اینکه شما می‌خواهید در کشورتان این جاده‌ها و اتوبان‌های زیبا را داشته باشید. از درآمد (جیب) ما. چرا؟

اشپیگل: در پایان ...
شاه: در پایان من میل دارم که به شما بگویم که در هر صورت هدف این نیست که از غرب انتقام گرفته شود. چرا که ما، همان طوری که من به شما گفتم، روزی عضو باشگاه (کلوپ) شما خواهیم شد. قضیۀ ما در این جهت است که روابط بین کشورهای جهان صنعتی و کشورهای تولید کنندۀ نفت بازنگری شده و نظم و ترتیبی جدید پدید آید. ما گفته‌ایم که دوران نفت ارزان قیمت به پایان رسیده است. ما بایستی اضافه کنیم که دوران چپاول و تاراج سپری شده است.

اشپیگل: در این تردید و پرسشی نیست.
شاه: برعکس، این خود دارای مفهومی گسترده‌تر است. شما از طریق چپاول نفت ارزان قیمت جامعه‌ای رفاه‌زده داشته‌اید و در پی آن نیز جامعه‌ای آسان گیر که در آن تقریباً همه چیز آزاد بود و از این آزادی سوءاستفاده گردید.


اشپیگل: چه چیزهایی به نظر شما مظاهر سوءاستفاده از آزادی هستند؟
شاه: چگونه توانسته یک ایرانی در جهت منافع یک قدرت بیگانه به کشورش خیانت کند؟ چگونه توانسته یک ایرانی در یک پایگاه فلسطینی دوره آموزشی را طی کرده، بازگشته و به هواپیماربایی دست بزند؟ چرا شما اجازه می‌دهید که این افراد، تروریست‌ها، در مونیخ، در پاریس و آتن حضور داشته باشند؟ طی دوران پس از جنگ جهانی دوم بسیاری از ایده‌آل‌های انسانی رها شده و به فراموشی سپرده شده‌اند. اما کسی چه می‌داند، شاید آن‌ها دوباره برگردند؛ اگر که شما برای مایحتاج زندگی خود به کار کردن مجبور شوید، از آنجایی که گذران زندگی بدون کار کردن امری آسان بوده است.

اشپیگل: جامعۀ صنعتی غرب بر پایه کار سخت استوار گردیده است و امروز همچنان بر این بنیان استوار است. و شما خودتان تلاش بر این دارید که به یک جامعۀ صنعتی تبدیل شوید، با تمامی این به اصطلاح معایب و ایرادات آن.
شاه: آری، اما بدون معایب شما، بدون ضعف‌های شما.

اشپیگل: آیا شما هراسی ندارید که برخی از این عواقب اجتناب ناپذیر هستند؟
شاه: شاید این‌طور باشد. اما نه تا آن هنگامی‌که من زنده هستم. نه تا آن هنگامی‌که من می‌توانم از آن پیشگیری و جلوگیری کنم.

اشپیگل: اعلیحضرتا، ما برای این گفتگو سپاسگزاریم.



کلامی چند پیرامون این مصاحبه

محمدرضا پهلوی مصاحبه‌های فراوان و متعددی را با خبرنگاران داخلی و خارجی داشته است. انگیزه اساسی برای انتخاب و انعکاس این مصاحبه اشپیگل با شاه ایران حجم، کیفیت و شیوۀ پردازش موضوعات در روند آن می‌باشد. در کمتر مصاحبه‌ای می‌توان این تنوع موضوعی را یافت. نکتۀ دیگر بی‌پرده سخن گفتن شاه ایران طی این مصاحبه است. این امر شاید تا حدود زیادی به مقطع زمانی (جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل) مربوط باشد که موضعی قدرتمند را برای ایران به ارمغان آورده بود. از سوی دیگر ایران با در اختیار گرفتن رهبری اوپک عملاً توانمندی خود را در دیکته کردن خواست‌هایش به دیگران نشان داده بود. شیوه‌ای که محمدرضا پهلوی در بیان اظهارات خود در پیش گرفته بود، شیوه‌ای ناخوشایند برای مخاطبان غربی او محسوب می‌شود. از این روی است که رسانه‌های غربی محمدرضا پهلوی را به بلندپروازی، جاه طلبی متهم و او را فردی مغرور، متکبر و خودخواه معرفی می‌کنند. خاطرات تلخ دوران جنگ جهانی دوم و پلیدی قوای متفقین در نادیده گرفتن بی‌طرفی ایران در یاد محمد رضا پهلوی ماندگار بود. برای شاه ایران زدودن خاطرات اشغال ایران توسط بیگانگان تنها یک راه داشت: توانمند ساختن ایران در همۀ ارکان و در کوتاه‌ترین مدت ممکن. پشت سر گذاشتن دوران تلخ درماندگی و دستیابی به شکوهی که شایسته ایران و ایرانیان است. گویی که هنگام برخاستن آن سیمرغ خفته از زیر خاکستر فرا رسیده ... اما خیزش این سیمرغ از پس آن خاکستر چنان آتشی را برافروخت که لهیب آن تمامی آرزوها و آرمان‌ها را در خود فرو برد. تا که دگر بار دشمنان این مرز و بوم به دست افشانی پرداخته و راه چپاول ایران را از طریقی دیگر ادامه دهند.


همایون ف.

برگرفته از: هفته‌نامه اشپیگل
با سپاس فراوان از هزار واژه

شنبه، آبان ۲۵، ۱۳۹۲

گفتگوی اشپیگل با شاه ایران بخش پنجم


بار سنگین سیاست راهبردی شاه برای پیشبرد اقتصاد ایران در میان رسانه‌های غربی نیز با ناخرسندی فراوان روبرو شده بود. ایجاد دگرگونی بنیادی در پهنۀ اقتصاد ایران طی گذشت یک نسل و بهره‌گیری از فناوری پیشرفته غربی بدون تأثیر پذیری از افکار آن جوامع، محور اصلی این برنامه محسوب می‌شدند. سخن از «ایسم»ها است و عدم توانایی کاربردی آن‌ها در جوامع امروزی. برای بر پا سازی ایران نوین گویی بایستی نسخه‌ای ایرانی، توسط ایرانیان، بر پایۀ اندیشۀ ایرانی تهیه و به کار گرفته شود. همچنین شاه ایران به بیان دیدگاه خود پیرامون جای و مکان ایران در جهان آینده می‌پردازد؛ جهانی که با دگرگونی بنیانی روبرو خواهد بود و بازیگرانی نوین را در عرصۀ معادلات بین‌المللی تجربه خواهد کرد. محمدرضا پهلوی صریحاً در برابر احتمال هجوم نظامی کشورهای غربی برای دسترسی به منابع نفتی ایران نیز هشدار می‌دهد. واکنش ایران قاطعانه خواهد بود: «این اتفاق نخواهد افتاد. چرا که در این صورت همه چیز به آسمان خواهد رفت.»

دیدار ویلی براندت صدراعظم آلمان غربی به همراه همسرش از ایران و ملاقات با محمدرضا شاه پهلوی و همسرش فرح پهلوی در تهران - دهه پنجاه خورشیدی
صدراعظم آلمان مهمان شاه ایران – دهۀ پنجاه خورشیدی
ویلی برانت به همراه همسرش در کنار شاه و شهبانوی ایران طی دیداری در تهران برای گسترش مناسبات اقتصادی ایران و آلمان غربی.
اشپیگل: اعلیحضرتا، شما یک‌بار گفتید که ایران در عرض مدت کوتاهی به یکی از پنج کشور پیشرفته و قدرتمند جهان تبدیل خواهد شد.
شاه: بیایید بگوییم پس از گذشت یک نسل.

اشپیگل: این تخمین و پیش نگری شما بر چه پایه‌ای استوار است؟
شاه: تلاش، کوشش و کارمایۀ (انرژی) مردم ما؛ کشورداری ما، صرف‌نظر از ... همین دیروز ما برخی تظاهرکنندگان را دیدیم. خودتان تصورش را بکنید، ایرانیان – اگر که آن‌ها واقعاً ایرانی بودند – ایرانیانی که علیه رهبر خودشان تظاهرات می‌کردند؛ پس از این همه اقدامات که ما برای کشورمان انجام داده‌ایم! این کشورداری است که ما در سرزمینمان داریم: همه پشتیبان دستگاه و دولت هستند، با جان و دل. ما با تروریست‌ها روبرو هستیم، شما با تروریست‌ها روبرو هستید. در آلمان شما خودتان نیز با دار و دستۀ «بادر» (Baader) روبرو هستید.

اشپیگل: برای اینکه به پرسشمان دربارۀ پنج کشور قدرتمند جهان بازگردیم: شما چین را به حساب نمی‌آورید؟
شاه: من هیچ نامی نبردم، اما معمولاً بایستی ایالات متحده آمریکا و اتحاد شوروی باشند ...

اشپیگل: چین نه؟
شاه: خب، من اگر می‌گویم «قدرت»، منظور من توان کوبندۀ نظامی نیست. در سال ۱۹۸۰ چین بیش از یک میلیارد نفر جمعیت خواهد داشت. اصولاً چگونه می‌توان نیازهای یک جامعۀ پیشرفتۀ ۱٬۵ میلیارد نفری را به نحو مطلوب برآورده و ارضاء کرد؟ ● مردمان ما انسان‌هایی کوشا، جویای دانش و مشتاق آموختن هستند؛ در این امر اصلاً تردیدی نیست. ما دارای سنن و رسوم خودمان هستیم، ما تاریخی بسیار کهن داریم – تاریخی ۳۰۰۰ ساله. چرا ما بایستی از دیگران تقلید کنیم؟ باری. من نمی‌دانم چه سرانجامی روزی در انتظار ژاپن خواهد بود، چرا که ژاپن ذغال سنگ ندارد، آن‌ها نفت‌سنگ هم ندارند، آن‌ها نفت ندارند، آن‌ها هیچ چیزی ندارند، مطلقاً هیچ چیز. نقاط ثقل و اهمیت در جهان به صورتی بنیانی جابجا خواهند شد. کسی چه می‌داند، شاید برزیل به یکی از پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا تبدیل شود. آیا می‌دانید که میزان رشد واقعی اقتصاد ما طی سال جاری بالغ بر ۲۰ درصد خواهد شد؟ این در بسیاری از مقیاس‌ها یک رکورد جهانی محسوب می‌شود. حداکثر آنچه که ژاپن داشته ۱۶ درصد بوده است. ده سال دیگر ما آنی خواهیم بود که شما امروز هستید، شما (آلمانی‌ها)، فرانسوی‌ها یا بریتانیایی‌ها.
اشپیگل: ده سال دیگر؟
شاه: اوه، آری. تنها مشکل ما این است که افراد فنی و متخصص تربیت کنیم.

اشپیگل: کشورهای غربی برای دستیابی به استانداردهای امروز نسل‌ها را پشت سر گذاشته‌اند. و شما باور دارید که می‌توانید به صورت جهشی این مدت زمانی را طی کنید؟
شاه: آری. مردمان ما انسان‌هایی کوشا، جویای دانش و مشتاق آموختن هستند؛ در این امر اصلاً تردیدی نیست. از افراد خودتان بپرسید که در کشورمان کار می‌کنند. و ما همه گونه دستاویز و انگیزه هم داریم. ما دارای سنن و رسوم خودمان هستیم، ما تاریخی بسیار کهن داریم – تاریخی ۳۰۰۰ ساله. چرا ما بایستی از دیگران تقلید کنیم؟

اشپیگل: و فناوری غربی؟
شاه: شما برای کاوش و تحقیقات میلیون‌ها دلار هزینه کرده‌اید و پس از سال‌ها کار فراوان و دشوار به کشف برخی چیزها نائل شده‌اید. چرا ما نبایستی از این نتایج برداشت کنیم؟ البته که ما همه این چیزها را برگرفته و خواهیم پذیرفت؛ و آنچه را که برای ما مفید فایده و خوب است را نیز نگاه خواهیم داشت. و همچنین ما در موقعیتی هستیم که توانایی توسعه و پردازش ایده‌های خودمان را نیز داریم. همه این «ایسم»ها، کاپیتالیسم، سوسیالیسم، کمونیسم و غیره کهنه شده‌اند؛ ۱۰۰ سال، ۱۵۰ سال قدمت دارند و با ایده‌آل‌های انسانی تطابق ندارند. این‌ها با پیشرفت تکنیک مطابقت ندارند و فاقد هم‌خوانی با دوران معاصر ما می‌باشند.


اشپیگل: اعلیحضرتا، شما یک‌بار گفتید که چنانچه کشورهای غربی بخواهند به تغییر اصول بنیانی معاملات نفت بر خلاف آنچه که مد نظر شما می‌باشد روی بیاورند، آن‌ها یک چیز را فراموش کرده‌اند: همانا اینکه شما می‌توانید به سادگی منابع نفتی را مسدود کرده و ببندید. شما گفتید که ما بدون درآمدهای نفتی هم می‌توانیم زنده بمانیم و با شیر بز به گذران زندگی بپردازیم، آنچنان که قرن‌ها آن‌را انجام داده‌ایم. اما جهان صنعتی بدون نفت محکوم به نابودی و مرگ است. آیا شما نباید با این هراس روبرو باشید که کشورهای صنعتی ترجیحاً سرانجام به جای مردن به نبرد روی بیاورند و نفت خام – این عصارۀ حیاتی – را با زور و جبر نظامی به دست بیاورند؟
شاه: این اتفاق نخواهد افتاد. چرا که در این صورت همه چیز به آسمان خواهد رفت.

اشپیگل: آیا احساس نمی‌کنید که مغرب زمین و مشرق زمین ناگهان در پهنۀ یک جدال تاریخی قرار گرفته‌اند؟
شاه: من فکر نمی‌کنم که چنین ابعادی را به خود گرفته باشد، چرا که نفت همچنان فراهم خواهد بود.

اشپیگل: حداقل در وضعیت کنونی. در ۲۳ دسامبر (۱۹۷۳) اعراب تهدیدات اولیه خودشان مبنی بر کاهش سی درصدی تولید نفت برای ماه ژانویه را پس گرفتند. میزان این کاهش اکنون بایستی در حدود ۱۵ درصد باشد. به نظر شما علت بروز این تغییر چه چیزی بوده است؟
شاه: دلایل متعددی می‌تواند وجود داشته باشد. از جمله اطلاعاتی که وزرای آن‌ها طی سفرهایشان به اروپا و ایالات متحده آمریکا کسب کرده‌اند.

اشپیگل: شاید این تحریم فقط یک سراب بوده است؟
شاه: ایالات متحده آمریکا به این نتیجه رسیده است که واردات نفتی آن کشور هرگز کاسته نخواهد شد. من گزارش مربوط به آن‌را یک ماه پیش دیده‌ام.

ادامه دارد ...

همایون ف.

برگرفته از: هفته‌نامه اشپیگل

با سپاس فراوان از هزار واژه

جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۹۲

گفتگوی اشپیگل با شاه ایران بخش چهارم


خاورمیانه، روابط اعراب و اسرائیل، نفت و موضع ایران در این خصوص مواردی هستند که این بخش از مصاحبه اشپیگل با محمدرضا شاه پهلوی را در بر می‌گیرند. استفاده از نفت به عنوان یک سلاح راهبردی در آن دوران نگرانی بسیاری از کشورهای غربی را برانگیخته بود. امروز این سلاح اقتصادی در جهتی معکوس به کار گرفته می‌شود و تحریم‌های نفتی موجب محدودیت عرضۀ نفت خام ایران و کاهش درآمدهای حاصله شده‌اند. اما پیش از هر چیز دیگر این معضل بیت‌المقدس است که همچنان پا بر جای مانده است. اشغال بیت‌المقدس توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل موجب تشدید تشنج در اوضاع خاورمیانه گردید. شاه ایران به بیان تفاوت بنیانی موضع اعراب نسبت به قضیه بیت‌المقدس می‌پردازد. دیدگاهی که انعکاس آن از سوی اشپیگل از دید رسانه‌ای با طعنه خاصی همراه است.

بازدید محمدرضا شاه پهلوی از یکی از اماکن مقدس اهل تشیع و همراهی روحانیون
محمدرضا پهلوی در کنار روحانیون
تعدادی از روحانیون محمدرضا شاه پهلوی را هنگام زیارت و بازدید یکی از اماکن مقدس اهل تشیع همراهی می‌کنند.
اشپیگل: این موضع گیری متضاد را چگونه توجیه و بیان می‌کنید؟ بین کشورهای مسلمان حالتی خاص از همبستگی وجود دارد؛ اما از سوی دیگر به نظر می‌رسد که میزان اهمیت مسئله اورشلیم (بیت‌المقدس) برای شما در مقایسه با ملک فیصل حکمران عربستان سعودی یکسان نیست؟
شاه: این مسئله بیشتر به شخصیت و کاراکتر مربوط می‌باشد. پیش از هر چیز دیگر ما نبایستی فراموش کنیم که چه جاذبه‌ای اورشلیم (بیت‌المقدس) برای تمامی مسلمانان جهان دارد. دوم اینکه ملک فیصل از همان ابتدا نمایندۀ کشورش در سازمان ملل متحد بود و ما همه میدانیم که اورشلیم پیش از سال ۱۹۴۷ میلادی به عنوان یک شهر بین‌المللی شناخته و معرفی شد. مسلمانان چطور می‌توانستند این را بپذیرند که بناهای مقدسشان در دست غیر مسلمانان باشند؟ این به همان اندازه غیرعادی است که رم (واتیکان) توسط یک دین غیر مسیحی به اشغال درآمده باشد. و شما چگونه خودتان چنین امری را می‌پذیرید؟ ملک فیصل گفته است که پیش از آنکه بمیرد بایستی یک‌بار دیگر در اورشلیم (بیت‌المقدس) عبادت کرده و نماز بگذارد.

اشپیگل: اما شما نفت را به عنوان یک سلاح نمی‌پذیرید که مقاصد سیاسی یا مذهبی مانند تصاحب اورشلیم (بیت‌المقدس) را دنبال کنید؟
شاه: نه، فقط چنانچه من خودم درگیر جنگ باشم، برای کشور خودم. اما اکنون ما از صلح و آشتی صحبت می‌کنیم. به کار گرفتن این سلاح می‌‌تواند خطرناک و بیهوده باشد، چرا که اگر کسی یک‌بار به آن عادت کرد، دیگر قابل استفاده و به‌کارگیری نخواهد بود.

اشپیگل: پرسش و مسئله همبستگی میان مسلمانان همچنان باقی است. ● اما البته که شما وابسته هستید؛ برای اینکه شما مرتکب اشتباهی شدید که شما را به بدترین نوع تاراجگر و استعمارگر (مستعمره‌چی) تبدیل کرد، حتی شاید بدون اینکه خودتان به آن فکر کرده و متوجه آن شده باشید. اعلیحضرتا، شما یک‌بار گفته‌اید: «اعراب می‌گویند، ما مسلمان هستیم. اما ما آریایی هستیم.» معنای این چیست؟
شاه: معنا و منظور این است که اعراب سامی هستند. این امر بسیار، بسیار عجیب و غیرعادی است: یهودیان سامی هستند و اعراب نیز سامی می‌باشند. ما آریایی هستیم و شما آلمانی‌ها آریایی هستید.
اشپیگل: بنابراین اتحاد و پیوندهای مذهبی، آن چنانکه کشورهای عربی ادعا می‌کنند، قوی و محکم نیستند؟
شاه: نه، برای اینکه شما ببینید؛ آن‌ها میگویند: «ما اعراب». آن‌ها نمی‌گویند: «ما مسلمانان». شش، هفت برابر اعراب مسلمان، مسلمانان غیر عرب در جهان وجود دارند.

اشپیگل: شما گفتید که نفت به عنوان سلاح بایستی فقط یک‌بار بکار گرفته شود، چرا که نمی‌توان از آن به طور دائم و همیشگی استفاده کرد. آیا در میان کشورهای صادر کنندۀ نفت این احساس آزاردهنده پدیدار نشده است که تمدن صنعتی و پیچیده غرب چه از روی بخشش یا از روی خواری به هر صورت در برابرشان تسلیم شده است؟
شاه: بخشش یا خواری – من دقیق و درست نمی‌دانم. به خاطر اینکه به این آسانی‌ها نمی‌توان پایه‌ها و اصول دنیا را تهدید کرد و به لرزه درآورد. من فکر می‌کنم که برای هر کسی روشن می‌باشد که این کار را به آسانی نمی‌تواند انجام دهد.

اشپیگل: اما برای مردم اروپای غربی این بسیار تکان دهنده (شوک) بود که ناگهان متوجه شوند تا چه حد ما همگی به نفت خاورمیانه وابسته هستیم.
شاه: اما البته که شما وابسته هستید؛ برای اینکه شما مرتکب اشتباهی شدید که شما را به بدترین نوع تاراجگر و استعمارگر (مستعمره‌چی) تبدیل کرد، حتی شاید بدون اینکه خودتان به آن فکر کرده و متوجه آن شده باشید. اما آنچه که شما با نفت ارزان قیمت نیز انجام دادید، دقیقاً نتیجۀ کنونی را حاصل آورد. هیچ کس متوجه این امر نبود.

اشپیگل: بر اساس پاره‌ای گزارشات علائمی برای بروز هراس و پریشانی پدیدار شده‌اند: برای مطرح کردن درخواست بهای بالای نفتی که شما آن‌را ترجیح داده بودید، رهبران اعراب تعلل فراوان از خود نشان دادند.
شاه: فقط یک نفر. برخی از آن‌ها حتی می‌خواستند که بهای بیشتری داشته باشند و مابقی نرخی را دنبال کردند که ما پیشنهاد کردیم.

اشپیگل: این یک نفر (از سوی) عربستان سعودی بود؟ آقای یمانی؟
شاه: آری.

اشپیگل: شما موضع عربستان سعودی را چگونه بیان و توجیه می‌کنید؟
شاه: (لبخند می‌زند)

اشپیگل: آیا احساس عدم اطمینان از اینکه کشورهای غربی توانایی و کشش رویارویی با افزایش بهای نفت را دارند، وجود داشت؟
شاه: من بایستی سکوت کنم، برای اینکه هر کسی حق داشتن عقیده خود را دارد.




ادامه دارد ...



همایون ف.
با سپاس فراوان از هزار واژه


برگرفته از: هفته‌نامه اشپیگل