شاهنشاهان پهلوی

شاهنشاهان پهلوی

شنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۱

یک روایت از سرور بابک میهن دوست



پهلوی ستیزان، و دشمنان با سامانه-ی پادشاهی، با زبان و دبیره-یِ(خط) پارسی نیز دشمن بودند و هستند.
زبان پارسی، یکی از پایه هایِ هستی و کیستیِ(موجودیت و هویتِ) ایران و ایرانیان است.
و...دشمنی با زبان و دبیره-یِ (خط) پارسی، دشمنی با ایرانیگری(ایرانیت) است.
زمانی که ما می گفتیم، دشمنان با سامانه-ی پادشاهی و دشمنان با پهلوی، همان دشمنان با ایران هستند، برای همین بود.

****************************************

درودِ من(بابک)، پیشکش بادا... به شماگرامی یارانِ همیشه همراه و بسی ارجمندم.
اگر یادتان باشد، به شما دوستان خوبم گفته بودم که من، افزون بر(علاوه بر) کنشگری(فعالیت) در چهره نما(فیس بوک)، در تالارهایِ گفتمانِ(تبادل نظرِ) بیرون از این جهان رُخنامه (فیس بوک) نیز، هَموَند (عضو) هستم .

در یکی از همین تالار های گفتمان، با کاربرانِ کم دانش و نابخردی در کارزارم، که اینان دشمن با خاندان ایرانساز پهلوی هستند و همین ناکَسانِ فرومایه و بسیار دشنامگوی پهلوی ستیز، افزون بر دشمنی با سامانه-یِ پادشاهی، از پیروان خُشک سر و ستیهنده-یِ(متعصبِ) محمد مصدق نیز هستند.

در جُستارهای(تاپیک هایِ- مطالبِ) گوناگون در همان تالار، بارها و بارها با این پهلوی ستیزان انیرانی، نبرد نوشتاری داشته ام.

بگذریم...

اکنون، می خواهم شما یاران گرامیم را با یکی دیگر از نشانه ها و ویژگی هایِ (خصوصیاتِ) ایرانستیزانه-یِ این پهلوی ستیزان، آشنا کنم.

و آن چیست؟؟
دشمنی با زبان و دبیره-یِ(خط) پارسی!!!

آری...، شوربختانه، این انیرانیان که دشمن با سامانه-یِ پادشاهی هستند، با زبان و دبیره-یِ(خط) پارسی نیز دشمنی دارند.
و زبان پارسی، یکی از پایه هایِ مهادینِ(اصلیِ) هستی و کیستیِ(موجودیت و هویتِ) ایران و ایرانیان است.
و دشمنی و آفند(حمله) به این نمادِ میهنی و چِبودیِ(هویتی) ما ایرانیان، دشمنی با فرهنگ و هستی(موجودیت) ایران و ایرانی است.

درآن تالار گفتمان(تبادل نظر)، کاربری به نام"پسر ایرونی!!!" یا بهتر بگویم" پسر ناایرانی" که یکی از پهلوی ستیزانِ دشمن با سامانه-ی پادشاهی است، شمشیر کُند و زنگ زده اش!!! را بیرون کِشیده است و من(بابک) را شاه اللهی!!! نامیده است و به زبان و دبیره-یِ(خط) پارسی، تازیده است(حمله کرده است).

این شما و این هم؛ آنچه گذشته است:

------------------------------------------------

پسر ناایرانی! :{{ به پارسی سخن می گوییم. ولی به خط عربی می نویسیم نه خط فارسی!
آقای دانشمند تو دنیا چیزی به اسم خط فارسی نداریم. خط پارسی!؟ چه چیزایی كه از شاه الله ها شنیده نمیشه...}}

------------------------------------------------

و این هم پاسخ من به این نادان:

خودم(بابک) : {{ ای پسرناایرانی دشمن با فرهنگ و کیستیِ(هویت) ایران و ایرانی، با تو هستم، خوبِ خوب،آن چشم و گوشت را باز کن و ببین چه می گویم و چه می نویسم:

از نوشتارت پیداست که از بیخ و بُن یک ایرانستیز جدایی خواه (تجزیه طلب)هستی.
انیرانیان ایرانستیزِ جدایی خواهِ (تجزیه طلبِ) پان تُرک و پان کُرد و پان اَرَبِ(عربِ) دشمن با ایران، همانند تو هستند و با زبان پارسی (فارسی) و هستی و کیستی آن ،دشمن هستند.
و اینجا نشان دادی که ایرانی نیستی.

هیچ ایرانی راستین و میهن پرستی، چون تو تیشه بر نمی دارد و به ریشه-ی ایران و فرهنگ و نمادها و کیستی اش(هویتش) نمی زند.

تو چگونه خودت را ایرانی می دانی که نوشته ها و دیدگاه هایت همانند دشمنان ایران است؟؟ }}

----------------------------------------------

و سپس؛ پس از تودهنی زدن به این ناکَسِ فرومایه که مانند یک دستگرمی! در آغاز نبرد بود، اینگونه این انیرانیِ دشمن با خاندان پهلوی را رسوا کردم :

---------------------------------------------

بازگفت(نقل قول) از خودم (بابک) :

من(بابک) به پارسیِ سره و تبارمند و پالایش شده ازواژگان بیگانه؛ سخن می گویم و می نویسم .
و ایرانیان، به زبان پارسی(فارسی) سخن می گویند و می نویسند.

در زبان پارسی سره، "خط" را دبیره یا سمیره می گوییم و می نویسیم.

بسیار خُب.

انیرانیان ایرانستیز جدایی خواه(تجزیه طلب) و مُشتی ناهوشیوار نشخوار کننده-ی سخنان آنان، داومندند(مدعی هستند) که دبیره-یِ(خط) پارسی در جهان، هستی(وجود) ندارد و این دبیره ای(خطی) که ما ایرانیان به آن می نویسیم، همان دبیره-ی(خط) اَرَبی(عربی) است.

هر کَس چنین یاوه ای را بگوید نشان می دهد که افزون بر نداشتن دانش و خِرَد، با ایرانیگری(ایرانیت) هم دشمنی دارد.

این ایرانستیزان چنین دیدگاهی دارند که : دبیره-ی(خط) پارسی، همان دبیره-یِ(خط) اَرَبی (عربی) است!!!!.

و سپس برخی از آنان چنین می گویند که: دبیره-ی(خط) اَرَبی( عربی) بازمانده-ی دبیره-یِ(خط) کوفی است.

بسیار خُب.

و پاسخ من(بابک میهندوست) به این ایرانستیزان بی دانشِ دشمن با ایران، این است:

هستی داشتنِ(وجودِ) دبیره ای به نامِ " خط عربی" خودش از بیخ و بُن، جای پرسش دارد .

تا پیش از آفند(حمله-ی) تازیانِ مسلمانِ خونخوار اَرَب(عرب) به ایرانزمین اهورایی، هیچ نشانی از بودن و هستی داشتنِ(وجودِ) دبیره(خط) و آموزش و پرورش در میان تازیان عرب ، دیده نشده است.

تازیان اَرَب(عرب) مسلمان، از فرهنگ و دانش به دور بوده اند و دانشی نداشتند که بخواهند دیوانسالاری و نگارش و نوشتن و دبیره(خط) دیوانی داشته باشند.

ای "پسر ناایرانیِ" دشمن با ایران و فرهنگش، با تو هستم، خوبِ خوب، نوشته های من را بخوان که یک سخن را چندبار نگویم :

تازیانِ اَرب(عرب) به گواهی تاریخ راستین(واقعی) هرگز از خودشان دبیره ای(خطی) نداشته اند و این دبیره ای(خطی) که به نام دبیره-ی اَرَبی(عربی) می شناسیم، دبیره ای (خطی) نیست که سازندگانش اَرَب(عرب) باشند.

اگر زبان اَرَبی(عربی) به این دبیره(خط) نوشته شده است؛ این نشانه و فرنودی(دلیلی) نمی شود که این دبیره(خط) را اَرَبی(عربی) بدانیم و بنامیم.

خود دبیره-یِ(خط) کوفی که آن را مادر دبیره-یِ(خط) اَرَبیِ(عربی) کنونی می دانند، برگرفته شده از دبیره-یِ (خطِ) پهلوی و اوستایی است.

ایرانزمین اهورایی ما، گهواره-یِ شهریگری(تمدن) و نوشتن و دانش بوده است.
این ما ایرانیان بوده ایم که دانش و شهریگری(تمدن) و دیوانسالاری و دبیره(خط) داشته ایم.

این ما ایرانیان بوده ایم که زبان و دبیره-یِ رسا و اسپور(کامل) پهلوی و اوستایی را داشته ایم.

وات ها(حروف) دبیره-یِ(خط) کوفی که مادر این دبیره ای است که به نام اَربی(عربی) می نامند، برگرفته شده از دبیره های پهلوی و اوستایی است.

دبیره-ی(خط) پارسی کنونی که به آن می نویسیم، بازمانده-ی همان دبیره-ی پهلوی اوستایی دیرینمان است و این تازیان اَرب(عرب) بوده اند که دبیره(خط) از خودشان نداشته اند.

نویسندگان و دیوانسالارانی که به ناچار در زیر فشار و شمشیر و ستم تازیان مسلمان اَرَب(عرب)، با آنها کار می کردند، دبیره ای(خطی) به نام "کوفی" را ساختند و خود این دبیره-یِ(خط) کوفی که مادر این دبیره ای است که به نام دبیره-ی اَرَبی(عربی) می شناسیم، از بیخ و بُن برگرفته شده از دبیره-ی پهلوی اوستایی است.

پس، زبان ما پارسی است و دبیره-ی(خط) ما نیز بازمانده ای از همان دبیره-ی دیرینمان است.

بگذریم...

گمان نمی کردم که برخی ها همانند این پسر "ناایرانی"، تا این اندازه از ایرانی بودن دورباشند.

اکنون نشان داده شد که اینها دشمن با فرهنگ و کیستی(هویت) ما ایرانیان هستند.

کاربرانی به نام پسر ناایرانی!!! و دیگرانی همانند او، ایرانستیز هستند.
چون، سخنان و نوشته هایشان، همانند سخنان دشمنان ایران است.

زمانی که ما می گفتیم، دشمنان با سامانه-ی پادشاهی و دشمنان با پهلوی، همان دشمنان با ایران هستند، برای همین بود.

آری...

اگر کَسی ایرانی راستین باشد، چنین دیدگاه هایی ندارد.

من(بابک) در بسیاری از جاها، با اینگونه انیرانیان کارزارها داشته ام و می دانم که روش و مَنِش اینان چیست.

اینها با یکپارچگی سرزمینی ایران(تمامیت ارضی ایران) ، با زبان پارسی، با میهنی بودن و آیینی بودن( ملی بودن و رسمی بودن) زبان پارسی و با سامانه-ی پادشاهی، دشمن هستند.

بسیاری از اینها فدرالیست هستند.
بسیاری از اینها جمهوری خواه هستند.
و بسیاری از اینها، جدایی خواه(تجزیه طلب) هستند.

نوشته ام را در اینجا به پایان می رسانم.

پاینده باد ایرانزمین اهورایی.
زنده باد ایرانی میهن پرست.
و برافراشته باد..درفش سه رنگ شیر و خورشید نشان، در کنار درفش دیرین کاویانی، به همراه نماد نیاکانی؛ فرَوَهَر، در جای جایِ ایرانزمین ورجاوند.

ایدون باد(چنین باد) و ایدون تَرج باد.
جاوید شاه.

{{یک بازنمود بایسته(توضیح واجب): در زبان و دبیره-ی(خط) دیرین ، نژاده(اصیل) و باستانی ما ایرانیان،نامِ سرزمین "عرب ها" به گونه-یِ (به شکلِ)" اَرَبایَ" نوشته می شده است.
و نامِ مردم آن سرزمین، اَرَب نوشته می شده است. و این همان اَرَبی است که من(بابک) در این نوشته ام در برابر دید شما خوانندگان گذاشتم. ساسانیان نیز ، این واژه را اَرب می نوشته اند و درستش همین است که اینگونه نوشته شود که شوربختانه اکنون بیشینه-ی مردم، این واژه را عرب می نویسند نه اَرَب..}}

(( بابک میهندوست))

------------------------------------------------

دوستان گرامی و ارجمندم، این بود آنچه گذشت...
و دیگر نشانی از این کاربر پهلوی ستیز در آن جستار پیدا نشد که نشد!
و سخنی نداشت که بگوید.
شرمش باد... که اینگونه با ایران و نمادها و کیستیِ(هویتِ) بنیادینش می ستیزد.
و اینها بخشی از همانهایی هستند که خودشان را شیفته و سینه چاکِ بینشی فریبنده به نام "مردم سالاری"(دموکراسی!!!) می دانند و دَم از آزادی!(کدام آزادی؟) می زنند.

این کاربر و بسیارانی همانند او، پشت نام و رُخپوشه ای(نقابی) به نام "مردم سالاری" (دموکراسی) پنهان شده اند و با ابزاری به نام هوده-ی گزینش سرنوشت(حق تعیین سرنوشت) و سینه زدن برای تیره هایِ(اقوام ایرانی) و سینه چاک دادن برای جمهوری خواهی! و فدرال خواهی! اینگونه با زبان و دبیره-ی(خط)پارسی دشمنی می کنند که دیدید.

دشمن با خاندان ایرانساز پهلوی هم که هستند.
تاجایی که بتوانند نیز، دشنام و ناسزا به پادشاهان میهن پرست پهلوی می گویند که ننگشان باد... که سرشت ناپاک و انیرانی خودشان را به نمایش همگانی می گذارند.
میهن پرستی را بد می دانند!!!
میهنی و آیینی بودن(ملی بودن و رسمی بودن) زبان میانوند(مشترک) همه-ی ما ایرانیان، "زبان پارسی" را نمی پذیرند و با آن دشمنی می کنند.
بسیارانی از اینان خود را "جمهوری خواه! "می دانند.
بسیارانی از اینان "فدرالیست" هستند.
و بسیارانی از اینان، شیفته-ی بُت بزرگشان "محمد مصدق" هستند.

آن "احمد شاملوی" انیرانی را نیز بسی بسیار! می ستایند، بدون آنکه نگاهی به کارنامه-ی سیاه و تباه این گجستک بیاندازند.

و.... و... و...

بگذریم...
سخنم به درازا کشید.
ای بسا که خسته شده باشید.
به هر روی... سپاسدارِ(قدردان) همراهی شما خواننده-یِ گرانمایه هستم و ارجگزارتانم.
از این که چون همیشه، با بردباری و شکیبایی پیگیر بودید ، سپاسگزارِ یک به یکِ شما گرامیانم هستم.

به شمایاران، بدرود می گویم تا گپ و گفتی دیگر در جستاری دیگر...

بدرود.

{با مهر : بابک میهندوست.}

هیچ نظری موجود نیست: